هاشمی رفسنجانی: مذاکره کنندگان خون دل خوردند/ انتخابات را آنطور که مردم می خواهند برگزار کنیم

رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام تصریح کرد: مذاکره کنندگان با مجاهدت کار کردند و به موفقیت رسیدند.

آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی عصر امروز در مراسم سالگرد شهادت شهید محراب آیت الله عطاءالله اشرفی اصفهانی با قدردانی از تلاش های تیم مذاکره کننده هسته ای ایران گفت: آنها در مذاکرات بسیار خون دل خوردند و حرف های برخی افراد که از بُعد سیاسی و غیرواقعی با این مساله برخورد می کردند را تحمل کردند.

وی افزود: با تلاش های تیم مذاکره کننده هسته ای، مجاهدت های دولت بویژه شجاعت رییس جمهوری و همچنین هدایت های رهبر معظم انقلاب شاهد این موفقیت بوده ایم. مذاکره کنندگان برای تاریخ جهان اسلام و ایران عظمت آفریدند و مقابل 6 کشور قدرتمند دنیا نزدیک به دو سال به مذاکرات سخت پرداختند. این مذاکرات هم در تاریخ اسلام و تاریخ دیپلماسی بی‌نظیر بود.

وی با اشاره به مذاکره قطعنامه ۵۹۸ اظهار داشت: ما در قطعنامه ۵۹۸ یک سال مذاکره انجام دادیم و می‌دانیم چه گره‌هایی در مذاکرات وجود دارد و چقدر کار مشکلی است ما در صنعت هسته‌ای چیز مهمی را از دست ندادیم ولی در دنیا به یک عضو مهم باشگاه هسته‌ای تبدیل شده‌ایم.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: قبلا فعالیت‌های هسته‌ای ما را غیرقانونی می‌دانستند. قطعات صنعت هسته‌ای را به ما نمی‌دادند و جوانان ما را در دانشگاه‌های مهم و در رشته‌هایی چون فیزیک نمی‌گذاشتند تحصیل کنند ولی تیم مذاکره کننده با خون دلهایی که خورد و حرف‌های تلخی که شنید و واقعی هم نبود و سیاسی بود که بخشی از آن‌ها را در مجلس دیدید توانست کار را به نتیجه برساند و در ‌‌نهایت برجام با نظر اکثریت مجلس و موافقت شورای نگهبان به سرعت در روزهای آخر به نتیجه رسید و این کار، کار مهمی بود.

آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی با یادآوری فشار افراطیون در آمریکا تصریح کرد: البته در آمریکا هم شاهد تلاش‌های افراطی‌ها بودیم که نمی‌خواستند مذاکرات به نتیجه برساند و البته اسرائیل و نتانیاهو بیش از همه فعال بودند که متاسفانه نمونه‌ای از این مخالفت‌ها را هم در داخل مشاهده کردید. البته شاید این مخالفت‌ها با حسن نیت بوده باشد و من کسی را متهم نمی‌کنم.

اهم سخنان وی به نقل از انتخاب و ایلنا از این قرار است:

** تحریم‌هایی را تحمل کرده‌ایم که ضررهایی را به کشور زده است که هنوز زود است آثار آن بیان شود. تا وضع عادی نشود نمی‌توان آثار و ضربات این تحریم‌ها را دید و به مصلحت کشور هم نیست. سایه جنگ بر سر کشور افتاده شده بود ولی با شجاعت دولت و همکاری مجلس و شورای نگهبان در روزهای آخر و تدبیر مقام معظم رهبری امروز کار به جایی رسیده است که برجام فقط باید اجرا شود. البته اجرای آن شرایطی دارد که آژانس باید تایید کند که ایران اقداماتش را انجام داده است.

**شش قطعنامه خطرناک ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل علیه ما صادر شد ولی مردم ما خم به ابرو نیاوردند چون انقلاب را از آن خودشان می‌دیدند. آن چیزی که رژیم شاهنشاهی را شکست و آمریکا را بیرون کرد، حضور مردم در صحنه‌ها بود. اگر با این همه فشار و ظلم و تحریم و جنگ جمهوری اسلامی ایران بهترین و امن‌ترین در منطقه است دلیل عمده‌اش این است که مردم هنوز به انقلاب وفادارند و آن را دوست دارند. البته کمبود‌ها و انتقاداتی هم وجود دارد ؛بیکاری جوانان، گرانی و برخی بداخلاقی‌ها ولی مردم از انقلاب ناراضی نیستند.

**مردم سرمایه انقلاب هستند و کسانی که می‌خواهند مردم را از انقلاب دور کنند بزرگ‌ترین ظلم را انجام می‌دهند.

**انتخاباتی را در اسفندماه پیش رو داریم. مصلحت نیست تا جامعه دچار تفرقه شود. افراد باید به صورت آرام و خوب نظراتشان را بیان کنند و این مردم هستند که انتخاب می‌کنند. مردم ما، مردم فهیمی هستند و می‌فهمند و دارای وحدت هستند که این وحدت را نباید شکست و تفرقه ایجاد کرد.

** ما باید شجاعت بیان حقیقت را داشته باشیم و مردم هم شجاعت شنیدن آن و شجاعت انتخاب کردن را داشته باشند.انتخابات را‌‌ همان گونه که مردم می‌خواهند باید برگزار کنیم. واقعا ولی‌نعمت ما مردم هستند و به قول مقام معظم رهبری رای مردم حق الناس است.

** مردم امیدوار هستند تا برجام به جایی برسد تا ما بتوانیم شغل ایجادکنیم و از خجالتشان در بیاییم.

** فاجعه منا مصیبت بزرگی برای مسلمانان جهان بود. در سرزمین امن الهی نزدیک به 5 هزار حاجی با وضعی فجیع جان خود را از دست دادند و این مساله یک مصیبت بزرگ برای مسلمانان دنیا و نیز برای ما است. کسانی که در فاجعه منا جان خود را از دست دادند به تعبیر روایات مختلف مثل کسانی هستند که از مادر متولد شده‌اند و با حالتی مثبت و بدون هیچ گناهی به دیدار خدا رفته‌اند.

**عوارض فاجعه منا قابل توجه است و باید روی آن فکر و عمل بیشتری انجام داد، تا ابعاد مختلف این حادثه در آینده روشن شود.

**تعصب خاصی نسبت به آیت الله اشرفی اصفهانی داشته و دارم. او احیاگر روح دین اسلام و مکتب اهل بیت در منطقه غرب کشور بود. شهادت می‌دهم که ایشان حقیقتا روح دین و روح اسلام و مکتب اهل بیت را در منطقه غرب کشور به خصوص استان کرمانشاه احیا کرده بودند و نتیجه‌اش نیز در جنگ دیده شد که مردم آن دیار چه رشادت‌ها و جان‌فشانی‌هایی در جنگ انجام دادند. آیت الله اشرفی اصفهانی با وجود کهولت سن لباس بسیجی می‌پوشید و در هر عملیاتی در پشت جبهه و قرارگاه قرار داشت و بسیجیان با دعای ایشان به جبهه می‌رفتند.

**عامل از دست رفتن چهره‌های ارزشمندی چون شهدای محراب در طول انقلاب گروهک‌های معاندی مثل منافقین بوده‌اند. منافقین به مرور از اسلام فاصله گرفتند و به جریان مارکسیسم نزدیک شدند یا برخی از آن‌ها به طور کامل ملحد یا دچار التقاط شدند و کوشیدند پلی میان اسلام و مارکسیسم بزنند که در نهایت هر دو را نیز از دست دادند. منافقین زمانی که مردم در جبهه می‌جنگیدند یا در پشت جبهه در خدمت دفاع از کشور بودند نقش ستون پنجم را ایفا می‌کردند و حتی به دنبال عملیات نظامی علیه ایران بودند.آنها امروز نیز از آمریکا دریوزگی می‌کنند.‌ بخشی از منافقین نیز با حمایت آمریکا در عراق قرار گرفته‌اند و آمریکا آنها را برای آینده حفظ کرده است.

چه پیشنهادهایی به امام حسین(ع) به جای سفر به کوفه داده شد؟/ دلیل امام برای خروج از مکه چه بود؟

هنگام خروج امام حسین(ع) از مکه، عده ای از خویشاوندان و یاران به دیدارش شتافتند تا او را از این کار منع کنند... / بررسی تحلیلی عاشورا از نگاه خاندان صدر

خاندان صدر به علم، دین شناسی و هجرت شهره اند. از همان هنگام که جور و ظلم زمانه آنها را وادار به هجرت و رسیدن به سرزمین های عراق و ایران کرد، حوزه های علمیه نجف و قم، علمای بزرگی از این خاندان را به خود دیده است که هر کدام آوازه ای جاوید از خود باقی گذاشته اند. خاندانی که همواره برای نشان دادن اسلام حقیقی تلاش کرده و زیر باز ظلم نرفته اگر چه به قیمت جانش باشد.

در آغازین روزهای محرم بر آن شدیم تا با استفاده از نوشته ها و سخنرانی های چند عالم برجسته از خاندان صدر نگاه آنها را به واقعه عاشورا و حرکت امام حسین(ع) بیان کنیم. این سلسله مطالب که هر روز قسمتی از آن در اختیار مخاطبان قرار می گیرد با همکاری موسسه فرهنگی تخقیقاتی امام موسی صدر و خبرآنلاین تهیه و منتشر می شود. بخش دوم از مطالب «عاشورا از نگاه خاندان صدر» تقدیم مخاطبان می شود.

بخش نخست از مطالب «عاشورا از نگاه خاندان صدر» را می توانید اینجا بخوانید.

....................

امام حسین(ع) برای حفظ حرمت کعبه و سنت نشدن کشتار از مکه خارج شد/ امام موسی صدر

امام موسی صدر سخنرانی ها بسیاری درباره واقعه عاشورا و نهضت امام حسین(ع) دارد که همه آنها در کتابی با عنوان «سفر شهادت» منتشر شده است. مطلبی که در ادامه می خوانید بخشی از سخنان امام صدر درباره دلایل امام حسین(ع) برای حرکت از مدینه و سپس خروج از مکه به هنگام مراسم حج است.

«هنگامی که در مدینـه بیعت بـه حسین ع پیشنهاد شـد، آن را رد کرد. سپس فهمید به او اجازه نخواهند داد تا بیعت نکند و او را خواهند کشت. او نمی‌خواهد مکارانه به قتل برسد. از مدینه قیام کرد و شعار روشن خود را سر داد که او اصلاح می‌خواهد. به مکه رفت و در آنجا با مردم دیدار کرد و مسئله را شرح داد و حقیقت را برایشان روشن ساخت.

او می‌دانست که موج گمراهی و اباطیل و شبهات جهان اسلام را آکنده کرده است و به همین دلیل حسین به هر‌چیزی متهم خواهد شد. بنابراین، می‌خواست با روشنگری خود، حقایق را آشکار کند و پرتوهای روشن‌کننده‌ای بر آن سفر بیفکند تا سفرش سرمشقی شود که بتوان در تمام مراحل تاریخ به آن اقتدا کرد.

امام حسین ع از ماه شعبان تا هفتم ذی‌الحجه و هشتم آن، که یوم الترویه است، در مکه بود و در یوم‌الترویه که هشتم ذی‌الحجه است و همة حاجی‌ها در مکه جمع می‌شوند، از مکه خارج شد. چرا؟ علت آن معلوم است.

خود حضرت فرمود که یزید گروه مسلحی را به مکه فرستاده بود. این‌ها شمشیرهای خود را زیر لباس احرامشان مخفی کرده بودند و مأموریت قتل یا ترور حضرت را در حرم شریف بر عهده داشتند. ولی امام از ریخته شدن خونش در حرم شریف، هر‌چند مسبب آن یزید باشد، ابا داشت و نمی‌خواست حرمت کعبه با کشته شدنش در آنجا شکسته شود.

او که می‌توانست با خارج شدن از مکه از بروز این مشکل (ریخته شدن خون در کعبه) در میان مسلمانان جلوگیری کند و چنین کرد و از مسجدالحرام خارج شد تا هتک حرمت کعبه در آینده سنت نشود و روش حاکمان و ظالمان نگردد. وقتی پسر دختر پیامبرص در کعبه کشته می‌شود، افراد عادی دیگر جای خود دارند.

البته، اشخاص دیگری بودنـد که در مسجدالحرام کشته شدند، مثل عبدالله‌بن‌زبیر، ولی بین مقام امام حسین ع و شخصیت عبدالله‌بن‌زبیر تفاوت بسیاری بود، به‌ویژه اینکه اهداف و روش اعتراض و شیوة مبارزة هر‌ یک با دیگری متفاوت بود. امام حسین ع اولاً، پسر دختر رسول‌خدا ص بود و ثانیاً، امام و راهنمای امت و نیز راوی احادیث رسول‌خدا بود. بنابراین، سعی کرد از هتک حرمت کعبه جلوگیری کند. کشته شدن عبدالله‌بن‌زبیر در مسجدالحرام هر‌چند بی‌حرمتی به آن بود، ولی تبدیل به روش و سنت نمی‌شد. هیچ‌کس به سبب کشته شدن عبدالله‌بن‌زبیر، آدم‌کشی در مسجدالحرام را سنت نمی‌کرد. اما امام حسین ع برای حفظ مقام و احترام کعبه از آن خارج شد.»

سخنرانان ار گفتن مسائلی که شبهه ایجاد می کند، پرهیز کنند/ آیت الله شهیدسید محمد صدر

آیت الله سید محمد صدر در متنی که از کتاب «اضواء علی ثوره‌ الحسین(ع)، پرتوهایی بر انقلاب حسین(ع)» انتخاب شده است، خطبا و واعظان و مداحان اهل بیت را مخاطب قرار می‌دهد و دربارۀ نقل و تحلیل وقایع عاشورا توصیه‌ها و تذکراتی به آنان می‌دهد. بخش نخست این توصیه‌ها را می توانید اینجا بخوانید. بخش دوم توصیه های آیت الله صدر را در ادامه می خوانید.

«پنجم، آن که خطبای محترم از نسبت دادن گفتار و رفتار به معصومین‌(ع) تحت عنوانِ «زبان حال»، چه در شعر یا نثر و چه به زبان فصیح یا عامیانه، خودداری کنند، مگر آن که مطمئن باشند زبان حالِ آن بزرگواران در آن لحظه واقعاً همان بوده است.

ششم، آن که سخنران از ذکر مسائل نظری و تاریخی که ممکن است در ذهن مخاطب شبهات اعتقادی پدید آورد، اجتناب کند. شبهه‌هایی که چه بسا سخنران از پاسخ دادن و رفع آنها ناتوان باشد یا اصلاً به آن توجه نکند. سخنران باید آنچه را می‌گوید، با دقت و صلابت انتخاب کند، که در غیر این صورت در برابر گفتۀ خویش مسئول است و دانسته یا نادانسته به حرام دچار می‌شود.
باید توجه داشت، فرقی ندارد که این قبیل مسائل مربوط به وقایع کربلا باشد یا نباشد، یا به نظر خود آنان قطعی و مسلّم باشد یا نباشد.

هفتم، این که سخنران سعی کند آن چه را خدای متعال پوشانده، مخفی نگه دارد و اتفاقاتی را که هنگام نبرد یا کشته شدن افراد رخ داده و ممکن است بیان آن موجب توهین یا خوار شدن کشته شده‌ها شود، به زبان نیاورد و از بیان چیزهایی که موجب کسر شأن مؤمنان حاضر در آن دوره و تمامی مؤمنان - به ویژه حضرت سیدالشهداء (ع) و اصحاب و یاران و اهل بیت گرامی ایشان- می‌شود، خودداری کند.

در اینجا باید به دو نکته توجه کنیم:

- نکته اول آن که مطلب ذکر شده در بالا، با اصل مهمِ ذلت ناپذیری امام حسین‌(ع) و یارانش، تفاوت دارد و بدیهی است که آن بزرگواران هرگز به خواری و ذلت دچار نشدند و از آن به دور بودند. اما کشته‌شدگان کربلا از سوی دشمن مورد توهین قرار گرفتند و به حسب ظاهر، خوار شدند. دشمن عمداً چنین کرد و در جنگ‌ها چنین چیزی بعید هم نیست، اما پوشاندن و ذکر نکردن آن واجب، و اشارۀ مستقیم و صریح به آن حرام است.

- نکتۀ دوم این که مطلب فوق، با اصل مهمِ ذکر شده دربارۀ حرمتِ دروغ بستن به معصومین در گفتار و رفتار متفاوت است. یعنی اگر سخنران از پیش آمدن چنین صحنه‌هایی مطمئن هم باشد و با حجت شرعی، به آن یقین هم پیدا کرده باشد، باز هم جایز نیست مطالبی را که موجب وهن و کسر شأن آن بزرگواران است، بیان کند.

هشتم، آن که سخنران، موضوعاتی را که از نظر قانون طبیعت غیرممکن است، ذکر نکند، حتی اگر آن مطلب با روایات معتبر ثابت شده باشد. چرا که به هر حال شنیدن آن برای ذهن شنونده سنگین است. شاید بهترین مثال در این زمینه، مطلبی باشد که سخنرانان دربارۀ شهادت حضرت علی اکبر (ع) روایت می‌کنند. در روایات آمده است که وقتی عمود آهنین بر فرق مبارک آن حضرت فرود آمد، مغز ایشان متلاشی شد و بیرون ریخت. اما برخی از گویندگان، مطلب را این گونه ادامه می‌دهند که حضرت علی اکبر (ع) در آخرین لحظات حیات، پدر بزرگوارش امام حسین (ع) را فرا خواند و چون امام (ع) نزد او رفت، علی اکبر گفت: «جدم رسول خدا (ص) هم اکنون مرا از شربتی سیراب کرد که پس از آن تشنگی نباشد...»

همگان یقین دارند که با متلاشی شدن مغز، انسان از دنیا می‌رود و نمی‌تواند کلمه‌ای بر زبان بیارود، چه رسد به آن که مدتی هم منتظر باشد تا پدر بر بالینش حاضر شود. بنا‌براین، از بین رفتن مغز به معنای وفات و شهادت است و قطعاً پس از آن زندگی ادامه ندارد و آنچه برخی سخنرانان دربارۀ سخن گفتن آن حضرت در آن حالت می‌گویند، از نظر قانون طبیعت غیرممکن است، مگر آن که بگوییم ضربۀ شدید به سر آن حضرت نخورده و مغز مبارکش از بین نرفته و امکان سخن گفتن برایش وجود داشته است.»

عزم سفرِ امام و نصیحت گرانی که او را از رفتن به کوفه منع کردند/ آیت الله سید رضا صدر

آنچه می خوانید بخشی از نوشتار سید رضا صدر درباره واقعه کربلاست که با عنوان «پیشوای شهیدان» منتشر شده است.

«حسین بار سفر بست و به سوی عراق رهسپار گردید. سفر عراق سفر شهادت بود و حسین، راهی کوی شهادت. کوته‌نظران می‌پنداشتند که حسین به سوی حکومت می‌رود و بدان نخواهد رسید، پس خطاکارش می‌پنداشتند، در مقام پند و اندرز برآمدند تا از این سفر منصرفش گردانند.

سفر حسین به عراق وفای به وعده نیز بود، وعده‌ای که به مردم کوفه داده بود که اگر نماینده‌اش مسلم گزارش دهد که آنان آماده هستند و آنچه نامه‌های آن‌ها خبر داده و پیک‌های ایشان گفته حقیقت بود، حسین به سوی عراق برود.

گزارش مسلم چنین بود: نوشته‌ها صحیح است و گفته‌ها درست و مطابق با حقیقت. حسین مرد وفا بود و باید به وعده‌اش وفا کند. او کسی نیست که قولی بدهد و خلاف کند.

محمد حَنَفِیّه، که برای حج به مکه آمده بود، شنید که برادر عزم سفر عراق دارد. شرفیاب شد و پند دادن و نصیحت‌گری آغاز کرد و گفت: برادر، تو اهل کوفه را خوب می‌‌شناسی. آن‌ها به پدرت خیانت کردند، به برادرت خیانت کردند، از آن ترسم که با تو چنان کنند که با آن‌ها کردند. اگر در مکه بمانی، گرامی‌ترین مرد حَرَم و محفوظ‌ترین کس خواهی بود.

حسین گفت: «بیم آن است که یزید خون مرا در حرم بریزد و من کسی باشم که به وسیلة من حرمت خانة خدا پامال گردد.»
محمد گفت: اگر چنین است، برو به یمن یا سر به بیابان بگذار، که هیچ قدرتی نخواهد توانست بر تو پیروز گردد.

ابن‌عباس از حرکت حسین آگاه شد. شرفیاب شده گفت: پسر عمو، شنیده‌ام عزم عراق داری. می‌دانی که عراقیان مردمی خیانت پیشه هستند. اگر آنان تو را دعوت کرده که در زیر رایت تو نبرد کنند، شتاب مکن و عجله به کار مبر. اگر قصد پیکار با یزید داری و نمی‌خواهی در مکه بمانی، به یمن برو، چون که یمن دور است و در کناری قرار دارد. در یمن یاورانی داری که از تو نگه‌داری خواهند کرد. در یمن بمان و دعوت خود را پخش کن و فرستادگانی به هر شهر و دیار بفرست و به مردم کوفه بنویس که تا والی یزید را بیرون نکنند، نزد آن‌ها نخواهی رفت و اگر چنین کردند و در میان ایشان، دشمنی برای تو یافت نشد و اتفاق کلمه داشتند، آن وقت به سوی کوفه برو. هرچند باز هم از خیانت آن‌ها بر تو بیمناکم و اگر کوفیان والی یزید را بیرون نکردند، سرجای خود بنشین و منتظر فرصت باش. کشور یمن دژهای مستحکمی دارد و دارای دره‌هایی است که برای دفاع بسیار مناسب است.

حسین گفت: «می‌دانم تو خیرخواهی می‌کنی، ولی فرستادة من مسلم نوشته است که مردم کوفه با من بیعت کرده‌اند و همگی مرا یاری می‌کنند، اینک من، تصمیم به حرکت به سوی کوفه دارم.»

ابن‌عباس گفت: تو می‌دانی که اهل کوفه چه هستند و چه می‌کنند. آن‌ها یاران پدرت و برادرت بوده‌اند، ولی فردا کشندگان تو خواهند بود. خبر حرکت تو که به ابن‌زیاد برسد، کوفیان را به جنگ تو گسیل خواهد کرد و کسی که به تو نامه نوشته و از تو دعوت کرده، بد‌ترین دشمن تو خواهد بود. اگر پند مرا نمی‌پذیری و تصمیم به سفر داری، زنان و بچه‌ها را همراه مبر. می‌ترسم که تو را پیش چشم زنان و کودکانت سر ببرند.

حسین گفت: «من در عراق کشته شوم، بهتر است تا در مکه کشته شوم.»

سومین نصیحت‌گری که شرفیاب شد، ابوبکر حارث نوادة عبدالمطلب بود. وی چنین گفت: پسرعمویی و خویشاوندی، مرا با تو هم‌شیر ساخت. نمی‌دانم مرا خیرخواه خود می‌دانی یا نه؟
حسین گفت: «تو کسی نیستی که خیانت کنی.»

زادة حارث و نوادة عبدالمطلب گفت: پدرت از تو دلیر‌تر بود و مردم نسبت به او مطیع‌تر و فرمان‌بر‌تر بودند. اکثریت مسلمانان با او بودند و تو چنان اکثریتی نداری. پدرت بر معاویه حمله برد و همة مسلمانان با او بودند، البته به جز مردم شام. پدرت از معاویه، نزد همه‌کس بر‌تر و گرامی‌تر بود، ولی چنان‌که دیدی،‌‌ همان مردم در اثر طمع به مال دنیا به وی خیانت کردند و در یاری حضرتش تکاهل ورزیدند و سنگینی نشان دادند، به طوری که دلش از دست این مردم آکنده از غم و غصّه بود.
آنچه گفتم به چشم خود دیده‌ام و شنیدنی نبوده اکنون تو می‌خواهی نزد چنین مردمی بروی، آن هم کسانی که با پدرت چنین و چنان کردند و به برادرت خیانت کردند. می‌خواهی به وسیلة این مردم با سپاه شام و عراق بجنگی؟ آن هم سپاهی که از سپاه تو بر‌تر و نیرومند‌تر است و همین مردم از آن در هراس هستند.

باز هم می‌گویم: اگر خبر حرکت تو به آنان برسد، پول‌های گزاف در میان ایشان پخش خواهد شد و آن‌کس که به تو وعدة یاری داده، خیانت خواهد کرد، هرچند تو را بیشتر دوست داشته باشد. آری، مردم دنیا بردة پول هستند.

حسین گفت: «پسر عمو، خدای به تو پاداش نیکو دهاد. سخنی به جا گفتی. البته آنچه خدا اراده کند، می‌شود.»

چیزی که در سخنان پندگویان و نصیحت‌گران جلب‌نظر می‌کند، آن است که همه گمان می‌کردند که حسین ع برای حکومت می‌رود و جویای جهان‌داری است. و می‌دیدند راهی که حسین می‌رود، راه به دست آوردن حکومت نیست، در این راه پیروزی نیست، زمام‌داری یافت نمی‌شود. از این رو، به نصیحت پرداخته و پند گفتند. آن‌ها می‌دانستند که پای حسین ع که به خاک عراق برسد، با کشته شدن همراه است. حسین هم می‌دانست.

آنچه نصیحت‌گران می‌گفتند، روشن بود. کوفیان مردمی نا‌شناس نبودند و رفتار آن‌ها بر کسی پنهان نبود، تا چه رسد بر حسین ع که جهان بر خردمندی وی اعتراف دارد و اهل کوفه را از نزدیک لمس کرده بود و آن‌ها را خوب می‌شناخت.

حسین می‌دانست که پندگویان خیرخواه وی هستند و آنچه می‌گویند، راست است. می‌دانست که راه عراق راه پیروزی نیست و راه مرگ است و کشته شدن. اگر هدف حسین از این سفر تشکیل حکومت بوده، بی‌گمان منطق نصیحت‌گران بر‌تر و قوی‌تر بوده است. هدف حسین شهادت بود و تنگنای فکری آن‌ها اجازه نمی‌داد که بتوانند پی به حقیقت این هدف عالی ببرند. آن‌ها نمی‌دانستند شهادت چیست و آن را از هلاکت تمیز نمی‌دادند. سطح فکر ایشان پایین‌تر از این بود که بتوانند بفه‌مند شهادت چیست.

پاسخ‌های حسین هم به هر یک از ایشان یک‌گونه است و نظر هیچ‌یک را تخطئه نمی‌کند.

به‌ابن‌عباس می‌گوید: در عراق کشته شوم، بهتر است تا در حجاز کشته شوم. به دیگری گونه‌ای دیگر پاسخ می‌دهد. نصیحت‌گران با آنکه دوستان حسین بودند، هیچ‌یک در فکر یاری وی نیفتادند. چون در نظر ایشان، یاری وقتی است که امید پیروزی باشد و به شکست قطعی منجر نباشد. هنگامی که امید پیروزی منتفی شد و مرگ صددرصد حتمی گردید، یاری معنا ندارد.

اینان چنین می‌اندیشیدند، ولی حسین چنین نمی‌اندیشید.

از اندیشة حسین تا افکار آن‌ها هزاران فرسنگ راه بود.

عزم راسخ حسین، عزمی است افسانه‌ای و محال است شکسته شود، و نیروی وی نیروی خدایی است و نیروی خدایی، شکست‌ناپذیر است.»

/

پاسخ احمدی‎نژاد به دو سوال:در انتخابات شرکت می کنید؟وضعیت دانشگاه ایرانیان؟

رئیس‌جمهور سابق کشورمان به دو سوال درباره انتخابات و دانشگاه ایرانیان پاسخهایی به سبک خود داد.

محمود احمدی نژاد در حاشیه مراسم ترحیم سردار حسین همدانی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا در انتخابات مجلس شرکت می‌کنید، گفت: من هم به عنوان یک ایرانی در انتخابات شرکت خواهم کرد.

وی در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینکه سرنوشت دانشگاه ایرانیان چه شد با لبخندی پاسخ داد حال شما خوب است..

خودروسازان در پی فولکس و فیات/ ادامه مذاکرات با رنو و پژو

دو خودروساز بزرگ کشور در حالی با شرکای قدیمی خود مذاکرات سخت و فشرده‌ای دارند که خبرها از ورود مهمانان جدید به جاده مخصوص کرج حکایت دارد. به نظر می‌رسد خودروسازان ایرانی در تلاشند علاوه بر فرانسوی‌ها با خودروسازنی از آلمان و ایتالیا همکاری خود را آغاز کنند.

یک هفته پس از آنکه عضو هیات مدیره شرکت فولکس واگن آلمان در قالب یک هیات تجاری وارد ایران شد، وزیر صنعت، معدن و تجارت از مذاکرات ادامه دار با مدیران این شرکت برای همکاری در صنعت خودرو ایران خبر داد.

آلمانی ها که نشان داده‌اند پس از به نتیجه رسیدن مذاکرات با تردید و تامل بیشتری اوضاع ایران را رصد می‌کنند به همین خاطر است که مذاکرات بزرگترین خودروساز خود با ایران را با طمانینه به پیش می برند.

فولکس قرار است در تولید خودروهای سبک خانوادگی با ایران‌خودرو همکاری کرده و بتواند به جای خودرویی نظیر پژو پارس محصول خود را روانه بازر ایران کند.

ظاهرا وزیر صنعت برای همکاری های جدید با خودروسازان خارجی سه شرط گذاشته‌ است. نخست آنکه تولید هر خودرو حداقل با 40 درصد تولید داخل در ایران صورت گیرد، دوم اینکه سهمی از بازارهای صادراتی شرکت مادر را به خود اختصاص دهد و دیگر اینکه در خدمات پس از فروش استانداردهای لازم را اعمال کند تا مشتریان ایرانی به زحمت نیافتند.

وزیر صنعت، معدن و تجارت همچنین از ادامه مذاکره با شرکت فیات خبر داده است. فیان که سال‌ها پیش در قالب شرکت بن‌رو یکی از محصولات خود را به تولید می‌رساند، بار دیگر مایل شده تا با یکی از خودروسازان بزرگ ایرانی وارد همکاری مشترک شود. ظاهرا بناست که فولکس واگن با ایران‌خودرو به تفاهم برسد و فیات نیز روانه سایپا شود تا این شرکت را در طراحی و تولید خودروهای ارزان کمک کند.

آنگونه که خبرگزاری مهر خبر داده وزیر صنعت امروز در دیدار با وزیر امورخارجه ژاپن نیز گفته است که شرکت‌های ژاپنی اگر علاقه مند به همکاری دراز مدت با ایران هستند، باید روی سرمایه‌گذاری به صورت جدی فکر کنند، زیرا همکاری مشترک و دراز مدت مدنظر ماست.

او افزوده همانگونه که بازار بزرگ ایران در اختیار شرکت‌های ژاپنی قرار می گیرد، انتظار داریم محصولات ایرانی را که به اتفاق شرکت‌های ژاپنی تولید می کنیم و یا تحت لیسانس ژاپن تولید می شود، در بازارهای ژاپن و خارج از ایران عرضه شود.

نعمت زاده تصریح کرده ما حتما باید مقیاس اقتصادی در سرمایه گذاری‌ها و همکاری‌ها را مدنظر قرار دهیم، به همین دلیل نمی توانیم به تعداد محدود خودرو به صورت مونتاژ فکر کنیم، زیرا اینها قابلیت رقابت پذیری در بازار های خارج را نخواهد داشت.

او با بیان اینکه در زمینه خودرو با شرکای سابق از فرانسه و همچنین شرکت فولکس واگن آلمان و فیات ایتالیا در حال مذاکره هستیم، گفته است که علاقه مندیم شرکت‌های خودروساز ژاپنی نیز در این زمینه با ایران همکاری اساسی داشته باشند.

نعمت زاده افزوده تجربه نشان داده که شرکت‌های ژاپنی بیشتر دنبال فروش ماشین یا تامین قطعات خودرو از خود ژاپن بوده‌اند که این مغایر سیاست‌های جدید ماست.

وزیر صنعت افزوده است که به شرکت‌های ژاپنی توصیه می کنم که حداقل یک یا دو شرکت خودرو ساز ژاپنی به صورت فعال در زمینه ساخت عمده قطعات در ایران و برای تعداد بالا مثلا بالای ۷۰ هزار خودرو در سال با ایران مشارکت کنند. 

اوحدی: امشب معلوم می‌شود چند ایرانی در عربستان دفن شده‌اند/ از چهره، هیچ جنازه‌ای قابل شناسایی نیست

رییس سازمان حج و زیارت گفت: هم اکنون هیچ زائر ایرانی در مکه مکرمه نداریم و فعالیت ستاد مکه به پایان رسیده و همه نیروهای ستادی مکه به ایران برگشته اند و تنها بنده و معاونان سازمان و گروه‌های شناسایی و تفحص اجساد در اینجا حضور داریم.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ آخرین گروه از جانباختگان ایرانی فاجعه منا، بامداد امروز به تهران رسید. اما هنوز تکلیف ۶۵ زائر مفقود دیگر مشخص نشده است. 

رییس سازمان حج و زیارت شب گذشته خبر داد که قرار است یک تیم پزشکی از وزارت بهداشت ایران به عربستان اعزام شود تا با آزمایش دی ان ای، مفقودان را شناسایی کنند.

سعید اوحدی همچنین گفت که با بررسی آمار دفن شده های فاجعه منا، تکلیف مفقودان ایرانی مشخص می شود.

او امروز در بخش خبری ساعت ۱۳ شبکه خبر گفت: کار شناسایی و تفحص چهره به چهره ما با مراجعه حضوری به سردخانه‌ها تقریباً پایان یافته و با توجه به وضعیت اجساد در سردخانه‌ها که شرایط فیزیکی آنها کاملا تغییر کرده، کار با مشکل جدی مواجه شده است که پیشنهاد اولیه پزشکی قانونی عربستان این است که از طریق آزمایش‌های تخصصی‌تر پزشکی باید این کار پیگیری شود.

رئیس سازمان حج گفت: ساعت 7 و نیم امشب جلسه‌ای با مجموعه مسئولین پزشکی قانونی عربستان و پلیس آن کشور خواهیم داشت که دو موضوع دستور این جلسه خواهد بود. موضوع اول پیگیری پیکرهای عزیزانی است که احتمالا در بین 450 نفری که با حکم حکومتی و به دلیل شرایط بهداشتی دفن شده‌اند که به نظر می‌آید تعدادی از عزیزان جان‌باخته ما نیز در میان آنها باشند که این موضوع امشب مشخص خواهد شد و خواسته دقیق ما این است که امیدواریم به نتیجه برسیم.

او گفت: موضوع دوم ما در این جلسه این است که با تعیین وضعیت شدن مطلب اول، بحث پیگیری باقیمانده عزیزان است که اگر عدد دفن‌شدگان ما در میان 450 نفر مشخص شود، می‌توانیم ادعا و خواسته شفاف و روشن خودمان را اعلام کنیم که باید وضعیت باقیمانده این عزیزان هم روشن شود.

اوحدی گفت: قطعاً برای پیگیری موضوع دوم نیازمند حضور جدی دستگاه دیپلماسی کشور و همچنین حضور جدی کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در جده هستیم که ان‌شاءالله بتوانیم در رابطه با تعیین وضعیت مفقودان به نتیجه مشخص برسیم.

رئیس سازمان حج و زیارت گفت: در جلسه‌ای که امشب با سعودی‌ها خواهیم داشت تعداد جان‌باختگانی که توسط (دولت عربستان) این‌ها دفن شده مشخص خواهد شد. البته پیگیری موضوع دوم نیازمند مساعدت جدی دستگاه دیپلماسی کشور است، به دلیل اینکه وظیفه روشن کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در جده و دستگاه دیپلماسی کشور پیگیری امور حقوقی اتباع ایرانی در دیگر کشورها است که امیدواریم با همکاری این عزیزان حتما موضوع دوم هم بصورت جدی یک روال و راهکار تخصصی را در دستگاه دیپلماسی طی کند تا ان‌شاءالله به نتیجه برسیم.

او در پاسخ به این سوال که اگر 65 زائر مفقودی ما در میان 450 زائر دفن شده در عربستان باشند، چه اقدامی صورت خواهد گرفت، اعلام کرد: در توافقی که با حضور دکتر هاشمی، وزیر محترم بهداشت کشورمان با سعودی ها داشتیم سعودی ها اعلام کردند که از این 450 نفر اثر انگشت گرفته شده، همچنین ناخن آنها برای آزمایش DNA برداشته شده و تأکید کردند که محل دفن اینها با مشخصات‌شان معلوم است که حتما در جلسه امشب هم ما این موضوع را مطرح می‌کنیم.

اوحدی گفت: اگر مشخص شود که چه تعدادی از عزیزان ایرانی در میان دفن‌شدگان هستند، مطمئناً قدم بعدی ما دریافت DNA از کشور هست که نیازمند یاری متخصصین وزارت بهداشت و از آن مهم‌تر پشتیبانی دستگاه دیپلماسی کشور است که همه ظرفیت و امکانات خود را برای تسریع در این امر بکار گیرد. سعودی‌ها هم قول دادند اگر نتیجه امروز مشخص شود، آمادگی دارند در خصوص هرگونه کمک و تقاضایی حتی در خصوص انتقال پیکرهای دفن شده به ایران همکاری داشته باشند.