هاشمی رفسنجانی: مخالفان برجام فهمیدند نباید برخلاف افکار عمومی پیش روند/ رسانه‌ ملی جناحی عمل نکند

  آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی گفت: مردم ایران حتی در روستاهای دوردست فهمیده‌اند که چه کسانی با شعارهای مردم فریب به فکر ماندن در قدرت هستند و چه کسانی دلسوز انقلابند.

 رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در دیدار با مردم و فعالان سیاسی و اجتماعی همدان گفت: سرنوشت برجام و انتخابات، به عنوان دغدغه‌ی شما نشان از قدرت بالای تحلیل سیاسی مردم استان و آگاهی آنان از شرایط روز دارد.

وی افزود: با کار هنرمندانه و سیاسی تیم مذاکره کننده، مقاومت‌های دولت در مقابل فشارهای سیاسی اقلیت‌های تندرو و هدایت‌های رهبری، به شرایطی رسیده‌ایم که مردم خواهان رفع تحریم‌های ظالمانه هستند و مخالفان مذاکرات هسته‌ای و برجام نیز فهمیده‌اند که در این شرایط نباید برخلاف مسیر جریان افکار عمومی حرکت کنند.
اهم سخنان وی به نقل از روابط عمومی مجمع تشخیص مصلحت نظام از این قرار است:

**عصر انفجار اطلاعات است، مردم آگاه تمام حرف‌ها را می‌شنوند و دیگر نمی‌توان با ظاهرسازی‌های سیاسی آنان را فریب داد. بخواهیم یا نخواهیم جامعه ایران آگاه شده است. جامعه‌ای که آگاه شد، سیاسی می‌شود و الان جامعه ما در سایه انقلاب اسلامی و کاری که امام راحل کرد و مردم را به مسیر درست دفاع از آرمان‌های مکتب اسلام و مذهب اهل بیت هدایت نمود، سیاسی است.

**{با تحسین اقدام بیت امام(ره) که نگذاشتند یک سطر از سخنان امام از دست برود} امام(ره)، عارفی بی‌نظیر، مجتهدی سطح بالا، فیلسوفی به تمام معنا و سیاستمداری جامع نگر بودند و خیلی بر گردن مردم ایران حق دارند و باید از آرمان‌های امام که با خون شهیدان تقویت شده، حفاظت و حراست کنیم.

** کسانی که به فکر این هستند تا از مسیر انحراف افکار عمومی به اهداف خود برسند، اشتباه می‌کنند، چون جامعه آنها را نمی‌پذیرد و مهمترین استناد این شرایط، انتخابات سال 92 است که در آن فضای سنگین امنیتی، مردم به پای صندوق‌های رأی آمدند و با انتخاب خویش اعلام کردند که این هشت سال تجربه تلخ برای همه‌ی تاریخ ایران کافی است و اگر کسی می‌خواهد به خاطر قدرت در میدان باشد و رقبا را با بی اخلاقی‌ها بیرون کند، با سد محکم مردم روبه‌رو می‌شود که حرف‌های خود را با رأی می‌زنند.

**تدبیر، سیاست دولت برای حل مسأله هسته‌ای و امید روحیه‌ای است که در جامعه ایجاد شده و مطمئن باشید تا تدبیر و امید در جامعه باشد، کسی نمی‌تواند مردم و مسؤولان جمهوری اسلامی را با شعارهای تند در مسیر انحراف و متضاد با آرمان‌های امام بیندازد.

**نامه رهبری و پاسخ رئیس‌جمهوری به نامه ایشان دو سند تاریخی در ماجرای فعالیت‌های هسته‌ای ایران و فرجام مردم پسند برجام بود. بعضی‌ها فکر می‌کنند که می‌توانند با گرفتن زمان و سپردن این مسأله به بعد از انتخابات، خوبی‌های انجام این کار را به نفع خویش مصادره کنند، اما اشتباه می‌کنند، چون همه کارها زمان‌بندی شده و دو طرف متعهد به رعایت زمان هستند.

**رهبری نظام مواظبت می‌کنند تا از حقوق مردم ایران در امروز و آینده تجاوز نشود و دولت نیز با ملت و رهبر در این مسأله همراه است و هرکس ایران و انقلاب را دوست دارد، قطعاً علاقه‌مند است تحریم‌ها برداشته شود.

**امروز علاوه بر مردم بخش عظیمی از مسؤولان کشور در همه‌ی استان‌ها و شهرستان‌ها امانتدار رأی مردم در صندوق‌ها هستند، پس وقتی مردم آماده هستند، مجری انتخابات آماده است و رهبری نیز رأی مردم را حق‌الناس خوانده‌اند، باید امیدوار بود که بهترین انتخابات تاریخ انقلاب در سرنوشت سازترین انتخابات برگزار می‌شود که البته شرط اساسی آن حضور فراگیر مردم است.

**برای صداوسیما هم باید حضور باشکوه مردم اصل باشد، چون رسانه‌ی ملی نیز نباید جناحی عمل کند که البته اگر چنین کند، نتیجه معکوس می‌گیرد، آن‌گونه که در انتخابات گذشته گرفت، چون مردم همه چیز را می‌دانند.

**دمیدن روح نا امیدی در جامعه زمینه‌ی خوبی ندارد. البته حوادث سیاسی را نمی‌توان صد در صد پیش‌بینی کرد و نظر داد، ولی در شرایط بیداری مردم، آن چه قریب به یقین اتفاق می‌افتد، حضور پرشور آنان در انتخابات و انتخاب دلسوزان واقعی است.

**حکومت‌ها به تدریج به سوی مردمی شدن می‌روند و حتی حکومت‌های استبدادی برای تداوم کارهای خویش صحبت از رأی مردم می‌کنند.

** حاکمان عربستان، در کنار اشتباه تجاوز به یمن، اخیراً با تأیید حکم اعدام آیت‌الله نمر اشتباه تاریخی دیگری را مرتکب شد‌ه‌اند که مطمئناً تاوان بدی برای آن خواهند پرداخت.

**{با اشاره به اعلام حکم اعدام آیت‌الله نمر در زمان حاکمیت ملک عبدالله و درخواست خویش از ملک عبدالله و قبول} اجل به ملک عبدالله فرصت نداد و حاکمان امروز که نشان دادند، ناپخته و خام عمل می‌کنند، دارند دست به اقدامی می‌زنند که شبیه اقدام رژیم پهلوی، پایه‌های آنان را سست می‌کند. هزاران مرید آیت‌الله نمر ساکت نمی‌نشینند. انتظار می‌رود، حاکمان وهابی عربستان این اشتباه تاریخی را مرتکب نشوند. آیت‌‌الله نمر یک فرد است، اما تنها نیست و یک امت پشت سر ایشان است که یک ذره هم از عقاید خود دست بر نمی‌دارد.

**اگر حاکمان عربستان دست از رفتارهای عجولانه و کینه‌توزانه بردارند و عاقلانه رفتار کنند، ایران حاضر است در جهت تقویت امنیت منطقه و برگشتن ثبات سیاسی و امنیتی به جهان اسلام همکاری و کمک نماید.

** تبلیغات انتخابات باید صحیح و سالم باشد تا اکثریت مردم رأی خود را اعلام کنند که امنیت ایران در غوغای نا امنی منطقه تداوم یابد، شرایطی که دنیا را متعجب کرده که چگونه مردم و خیل جوانان تحصیلکرده در شرایط تحریم با امید آینده‌ای بهتر از انقلاب و کشور خویش دفاع می‌کنند که البته همه این شرایط به برکت خون شهیدان است.

دفاع رییس قوه قضاییه از روحانی، علی لاریجانی و ظریف/ اتهاماتی می زنند که مسئولان از آنها بری هستند

رییس قوه قضاییه گفت: متأسفانه منتقدان گاهی از حد معمول فراتر رفتند و رئیس جمهور، دولت، وزیر خارجه و رئیس مجلس را به اموری منتسب کردند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، به نقل از روابط عمومی قوه قضاییه؛ آیت الله آملی لاریجانی نامه مقام معظم رهبری در تأیید مشروط برجام را فصل الخطاب مذاکرات و توافق هسته ای و پایانی بر نقدها و منازعات مربوط از سوی موافقان و منتقدان آن اعلام کرد و گفت: خدمات همه مسئولان در طول سالهای مذاکرات هسته ای از رئیس جمهور، وزیر خارجه، تیم مذاکره کننده و رئیس مجلس و حتی منتقدان برجام قابل تقدیر است.

آیت الله آملی لاریجانی در جلسه امروز مسئولان عالی قضایی با تسلیت ایام عزای حسینی و شهادت امام سجاد (ع) صبر، عزت و کرامت امام سجاد (ع) در مواجهه با مصائب کربلا را عاملی در شکست نقشه های دشمنان ائمه و اهل بیت (ع) و ماندگاری پیام عاشورا دانست و گفت: حضرت امام سجاد (ع) شاهد مصائب کربلا و شاهد شهادت پدر، برادر، عمو و اصحاب نزدیک ابا عبدا... بودند با صبر بر این مصائب و نشان دادن عزت و کرامت والای برخاسته از بیت نبوت در طول مسیر اسارت و در مجالس یزید و دشمنان اهل بیت شرکت کردند و با جسارت تمام به ادعاهای آنان پاسخ دادند.

مجالس عزاداری ابا عبدالله (ع)، نعمتی بزرگ

رئیس قوه قضاییه افزود: فشارها و سختی های مصائب کربلا و اسارت بعد از آن تأثیری بر عزت و کرامت آن امام بزرگوار نداشت و ایشان با صبری که از حد انسان های معمولی خارج است پیش رفتند و در پاسخ به یزید فرمودند که آیا مرا از شهادت در راه خدا می ترسانی، شهادت در راه خدا جز کرامت و بزرگی برای ما نیست.

آیت الله آملی لاریجانی مجالس عزاداری ابا عبدالله (ع) را نعمتی بزرگ برای ملت ایران و شیعیان توصیف کرد و با اعلام اینکه باید شکرگزار این نعمت بزرگ باشیم گفت: بحمدالله شاهدیم که مراسم عزاداری ابا عبدالله و عواطف ملت ما در این راه هر روز و هر سال بیش از پیش با شکوه تر می شود و ما باید شکرگزار این نعمت باشیم و بدانیم که مواهب دنیوی واخروی این نعمت و نعمت محبت اهل بیت و آل الله (ع)، بزرگتر و فراتر از تصورات معمولی ما است؛ همانگونه که به فرموده امام رضا (ع) گریستن بر اباعبدالله (ع) موجب بخشیده شدن و ریزش گناهان بزرگ می شود. (فان البکاء علی الحسین (ع) تحطّ الذنوب العظام)

تأیید مقام معظم رهبری، فصل الخطاب توافق هسته ای

رئیس قوه قضاییه در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به تأیید مشروط برجام از سوی مقام معظم رهبری و تأکید براینکه نامه ایشان در این زمینه «فصل الخطاب» است گفت: در مسیر مذاکرات هسته ای و توافق صورت گرفته و تأیید مشروط برجام کار بزرگی انجام گرفت و باید از مجموعه خدمات همه افراد از رئیس جمهورمحترم تا وزیر خارجه ، تیم مذاکره کننده ، رئیس مجلس شورای اسلامی و همه افرادی که در این راه تلاش کردند حتی منتقدان برجام نیز تشکر کرد.

آیت الله آملی لاریجانی با اشاره به تلاش های مجلس شورای اسلامی در جریان مذاکرات گفت: نقش رئیس مجلس در جریان مذاکرات و به عنوان سیاستمدار و صاحبنظری مطلع و آگاه به این مسائل بسیار موثر بود و پیش از آن نیز به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی کمک فراوانی برای پیشبرد این مذاکرات انجام داده بود.

رئیس قوه قضاییه افزود: منتقدین مذاکرات هسته ای و برجام نیز کارشان قابل تقدیر است چرا که برخی از کاستی ها و نواقص بعضاً جدی این توافق را آشکار کردند.

آیت الله آملی لاریجانی با اشاره به نامه مقام معظم رهبری درخصوص تأیید مشروط برجام و با تأکید براینکه این نامه فصل الخطاب و نقطه پایان منازعات در این زمینه است افزود: همه گروهها باید نامه مقام معظم رهبری را «فصل الخطاب» و محور وحدت قرار دهند و از این پس در مسیر اعتدال و با تأنی و تدبیر به فکر آینده و مراحل بعدی اجرای برجام باشند.

رئیس دستگاه قضا تصریح کرد: متأسفانه منتقدان گاهی از حد معمول فراتر رفتند و رئیس جمهور، دولت، وزیر خارجه و رئیس مجلس را به اموری منتسب کردند که از آن بَری بودند؛ البته انتقاد صحیح و سازنده بسیار مفید است و موجب توانمندی می شود و هرگاه با تأمل، درنگ و تفکر پیش برویم به نتایج خوبی می رسیم اما تجاوز از حد اعتدال به ضرر است و موجب شقاق و تفرقه می شود.

آیت الله آملی لاریجانی با اشاره به اینکه باید از این پس مراقب رفتارهای طرف مقابل و کشورهای 1+5 باشیم تأکید کرد: متأسفانه استقراء بدبینانه نشان داده است که دشمنان در موارد مختلف رفتارهای معقولی نداشته اند و اکنون نیز اتهاماتی مانند نقض حقوق بشر و دفاع از تروریسم موارد کاملاً نادرستی است که بعد از برجام نیز مطرح می شود و تلاش می کنند تحریم ها را از جهتی دیگر به ما تحمیل کنند اما باید بدانند که کشور ما زیر بار هیچ تحریم جدیدی نمی رود.

رئیس قوه قضاییه با تأکید براینکه مقام معظم رهبری همواره در جریان مذاکرات بوده اند و بیش از هر فرد دیگری بر مذاکرات اشراف داشته‌اند و در مواقع لزوم تذکر می دادند گفت: فارغ از بحث برجام، یکی از مهمترین نکاتی که مقام معظم رهبری نیز به آن اشاره داشته اند این است که باید زندگی اقتصادی کشور راه مستقل خود را پیش گیرد و اقتصاد کشور به مسائل هسته‌ای گره نخورد. متأسفانه عده ای با پیش بینی های نادرست و ایجاد توقع نابجا چنین القا کردند که برجام همه مشکلات را حل می کند اما برای اینکه کشور قدرتمند و با صلابت روی پای خود بایستد باید موضوع اقتصاد مقاومتی را فارغ از برجام همچنان در نظر داشت.

آیت الله آملی لاریجانی با توصیه به تلاش دولتمردان برای حل مشکلات مردم و ایجاد گشایش در وضعیت اقتصادی کشور در پی لغو تحریم ها افزود: برداشته شدن تحریم ها بر اثر برجام در کنار اقتصاد مقاومتی و رونق تولید می تواند مسیر آینده را مشخص کند و امیدواریم همه مسئولان و غیر مسئولان و صاحبان سرمایه در پیشبرد این مسیر به کشور کمک کنند.

در جلسه امروز مسئولان عالی قضایی بحث و بررسی درباره دستورالعمل ساماندهی زندانیان و کاهش جمعیت کیفری زندانها ادامه یافت و بندهایی از آن به تصویب رئیس قوه قضاییه رسید.

اولین کسانی که بعد از عاشورا با صحنه خونین کربلا مواجه شدند/ 4 سخنرانی در کوفه/ وقایع دوازدهم محرم

کوفه، شهر بهترین و برجسته ترین یاران حسین و اینک شهری که داغ اتهام سنگین پیمان شکنی بر پیشانی دارد، کاروان اسرای کربلا را پذیرا شد.../ قدم به قدم با تاریخ واقعه کربلا

صبح روز دوازدهم محرم بود که کاروان اسرا وارد کوفه شد ... گلچین خبرآنلاین از وقایع مربوط به این روز را به نقل از پژوهش های دکتر محمدرضا سنگری در ادامه بخوانید.

حوادث روز دوازدهم محرم
ورود به کوفه و مجلس عبیدالله زیاد

کوفه، شهر بهترین و برجسته ترین یاران حسین و اینک شهری که داغ اتهام سنگین پیمان شکنی بر پیشانی دارد، آماده ورود کاروانی است که از کربلای حماسه و سوک آمده است.

این شهر چهل روز پیش، شاهد شهادت مسلم بن عقیل و هانی بن عروه بوده است، چهل روز پیش در هشتم و نهم ذی الحجه، دو شهید، بی سر، در مقابل نگاه مبهوت مردم وارونه بر دار آویزان شدند و مردم نامه نگار دیروز، نه روز پیش از این دروازه گروه گروه به کربلا آمدند تا در مقابل سپاه اندک اباعبدالله صف آرایی کنند.

این شهر برای زینب کبری ناشناخته نیست. پیش از این حدود 3 سال -سال 37 تا 40 هجری- در این شهر زیسته است و پس از شهادت پدر بزرگوارش به مدینه آمده است. پیمان شکنی کوفه در کوله بار تجربه های دختر علی اندوخته شده است.

هر چند عذر و نیرنگ برای همیشه، همسایه نام کوفه شد اما کوفه با شام تفاوت فرهنگی فاحشی داشت، در این شهر خطبه های علی(ع) و سخنان امام مجتبی(ع) طنین انداخته بود. این شهر تا حدی «دل» با حسین داشت و همان گونه که فرزدق گفته بود شمشیر بر حسین(ع) داشتند و دل با او!

بر اساس همین ویژگی است که سرعت تحول و تغییر موضع گیری در این شهر شدید است و اندکی بعد گریه و ناله و پشیمانی، قصه جاری شهر خواهد شد.

کاروان اسیران را صبح زود به داخل شهر کوفه آوردند. عمر سعد پیش تر وارد کوفه شده بود. شهر از همه سو در محاصره و مراقبت شدید نگهبانان و ماموران بود. مردم از هم می پرسیدند: شما از اسیران کدام سرزمین و قبیله اید؟ و پاسخ می شنیدند: ما اسیران آل محمد هستیم.

عبیدالله دستور داده بود اسرا و سرها را در میان بازارها و میدان ها بچرخانند. در این حالت سرها لابه لای مجاوه ها تقسیم شده بود. این منظره را به قصر ارعاب و وحشت مردم فراهم کرده بودند. شهر به دو گروه تقسیم شده بود، گروهی می گریستند و گروهی می خندیدند و شادی می کردند. شاید گروهی دیگر نیز با بهت و حیرت و ناباوری صحنه را نگاه می کردند.

سهل بن حبیب شهرزوری گوید: «من در آن سال از مکه برمی گشتم، وقتی وارد کوفه شدم، شهر آشفته و دگرگون بود. بازارها و دکان ها تعطیل بود. مردم گروه گروه جمع شده بودند. برخی می خندیدند و به هم تبریک و شادباش می گفتند و گروهی دیگر اشک ریزان به هم تعزیت و تسلیت می گفتند. من در شگفت از این وضعیت، از پیرمردی که آنجا بود، پرسیدم: چه شده است؟

پیرمرد که کم کم به من اعتماد کرده بود دستم را گرفت و کناری کشید و آهسته گفت: آقای من ما عید نداریم. سبب گرد آمدن مردم، آن است که دو لشکر رویاروی شدند. یکی پیروز شد و دیگری مغلوب. لشکر ابن زیاد پیروز شد و لشکر حسین بن علی شکست خورده است. خداکند سر حسین بن علی را نزد ما نیاورند. آنگاه اشک ریزان ابیاتی را خواند.

هنوز پیرمرد می گریست که صدای طبل و بوق برخاست. پرچم ها افراشته و سپاه عمرسعد وارد شهر کوفه شد.»

در مسیر حرکت کاروان تا دارالاماره مردم ایستاده بودند. شهر آب و جارو شده بود. سمت حرکت، عبور از میدان ها و خیابان های اصلی تا دارالاماره بود. دیوارهای دارالاماره را گچ کاری کرده بودند. عبور از انبوه نگاه ها، درد و رنج دیگری بود که اهل بیت تحمل می کردند.

دراین هنگام ام کلثوم -خواهر حضرت زینب- فریاد زد: ای مردم کوفه آیا شرم نمی کنید از خدا و رسولش که به حرم پیامبر نگاه می کنید؟

در این هنگام مردم نان و خرما و گردو می آوردند تا بین اسیران تقسیم کنند. ام کلثوم و حضرت زینب آنها را از دست بچه ها می گرفتند و دور می انداختند. ام کلثوم با صدایی گریه آلود می گفت: ای اهل کوفه، صدقه بر ما حرام است... و مردم با شنیدن این سخن می گریستند. آنگاه می گفت: مردان شما عزیزان ما را می کشند و زنانشان بر ما گریه می کنند!

امام سجاد(ع) که در تب می سوخت و به زنجیر بسته بود، وقتی گریه های مردم را دید فرمود: اگر این جماعت بر ما می گریند، پس چه کسانی ما را کشته اند؟
در حاشیه کاروان اسیران، سربازان مسلح بازگشته از کربلا نیز حرکت می کردند تا نشان دهند ما بودیم که این پیروزی را رقم زدیم. این شیوه حرکت برای مهار کردن حرکات احتمالی و نیز ترساندن و رعب مردم نیز بود.

بعید است مردم کوفه در روزهای قبل از ماجراهای کربلا کاملا بی خبر مانده باشند. رفت و آمدها میان کوفه و کربلا کم نبود و خبرها در جامعه ای مثل کوفه، سریع دهان به دهان می گشت و به گوش همگان می رسید.

اما این شهر بزرگ مسافرانی نیز داشت که از هر سو می آمدند و نسبت به حادثه، کنجکاوانه پرسش می کردند. هر چه بود، همگان پس از کسب خبر - به ویژه آنکه درمی یافتند اسیران از خانواده پیامبرند- متاثر و گریان می شدند.

خطبه حضرت زینب(س) 

خطبه پرهیمنه و شگفت حضرت زینب در کوفه در موقعیتی ایراد شد که:

1. داغ دار و کصیبت زده بود، هنوز با کربلایی که خود به چشم دیده بود چند روزی فاصله نداشت.
2. در محاصره سنگین نظامی دشمن بود. هزاران سرباز مسلح که از فاجعه و جنایت کربلا بازگشته بودند، گرداگرد او و دیگر اسیران بودند.
3. مردم ازدحام کرده بودند و کوفه آمیزه ای از خنده و گریه بود.
4. پیش روی زنیب سرهای شهیدان بود، سر عزیزترین انسان ها بر نیزه ها نشسته بود و در چرخش و گردش مداوم، چشم در چشم زینب داشتند.
5. کاخ عبیدالله منتظر ورود اسیران بود. آبنده نامعلوم، عبیدالله گستاخ و مغرور و سنگ دل و اسیران نگران، خطبه خوانی در این هنگامه سخت، بر میزان خطر و خشم عبیدالله می افزاید.
6. خطبه در فضای باز بود و جمعیت بسیار و همهمه ها و فریادها و سر و صدای اسب ها و ابزارهای جنگی و حرکت ها، مانع شنیدن می شد.

در این هنگامه، با آرامشی که تنها در چون زینبی می توان یافت، دختر علی قصد سخن کرد. به اشارت دست او همهمه ها فروخوابید.

بشیر بن خزیم اسدی گوید: «به زینب نظر کردم، به خدا سوگند تا آن روز هرگز زنی پوشیده و نجیب و بزرگ منش چون زینب ندیده بودم که این گونه بلیغ و رسا و شورانگیز سخن بگوید. گویی سخنانش از کام امیرالمومنین برمی آمد.»

خطیب بلیغ و اسیر کوفه این گونه سخن آغاز کرد: «خدا را ستایش می کنم و بر پدرم محمد(ص) و خاندان پاک و برگزیده اش درود می فرستم.» همین نخستین جمله کافی است تا مخاطبینی که خود را پیروان پیامبر خاتم می دانند، بدانند از زبان چه کسی خطبه را می شنوند. بدانند دختر پیامبر حرف می زند.

زینب درنگ کوتاهی کرد و آنگاه چونان آذرخشی که در شب تار فرود آید و بدرخشد، بر قلب های تاریک و جان های خفته فریاد کشید که:

«ای مردم کوفه، ای مردمان حیله گر و خیانت کار !
گریه می کنید ؟؟

اشک چشمانتان خشک نشود و ناله هایتان آرام نگیرد.

همانا کار شما مانند آن زنی است که رشته ی خود را پس از محکم بافتن، یکی یکی از هم می گسست، شما نیز سوگندهای خود را در میان خویش، وسیله ی فریب و تقلب ساخته اید.

آیا در میان شما جز وقاحت و رسوایی ، سینه های آکنده از کینه ، دو رویی و تملق، همچون زبان پردازی کنیزکان و ذلت و حقارت در برابر دشمنان چیز دیگری نیز یافت می شود ؟

یا همچون سبزه هایی هستید که ریشه در فضولات حیوانی داشته یا همچون جنازه ی دفن شده ای که روی قبرش را با نقره تزیین نموده باشند ؟
چه کار زشتی کردید و چه بد توشه ای برای جهان دیگر اندوختید. خشم خدا را خریدید و ایمان خویش را فروختید.

گریه می کنید ؟ بگریید که به خدا شایسته و سزاوار گریه اید. بسیار بگریید و کم بخندید که داغ ننگی بر پیشانی خود نهاده اید که هرگز زدودنی نیست. این ننگ از دامانتان شست و شو دادنی نیست. شما فرزند خاتم پیامبران را کشتید. شما سید جوانان بهشت و چراغ راه امت را کشتید. کسی را به قتل رساندید که در جنگ سنگرگاهتان، در سختی پناهتان و در گیر و دار تاریکی و آشفتگی، مشعل هدایت و پایان پریشانی و سرگردانی شما بود.

کوششتان تباه و معامله تان زیان بار است و به خشم و غضب الهی دچار و خواری و پریشانی و بیچارگی همراهتان. کاری بسیار زشت و ناروا کردید. نزدیک است از زشتی این کار آسمان ها بشکافد و زمین متلاشی شود و کوه ها از هم گسسته شوند.
هیچ می دانید چه جگری از رسول خدا دریده اید؟ هیچ می دانید چه حرمتی از او شکستید و چه خونی از او ریختید؟ ...

هرگز مباد مهلتی که به داده اند فریفته تان سازد، چرا که خداوند گناهکاران را زود به مکافات و مجازات نمی رساند، انتقام خون ستمدیدگان را خدا می ستاید. هرگز چنین نیست که می پندارید. خدا مراقب ما و شماست.»

خطبه پایان یافت. ناله ها دیگر بار آغاز شد. اشک بود که می جوشید، زنان مویه می کردند و مو می کندند مردان همدیگر را سرزنش می کردند. شیوه شهر را پر کرده بود. نگاه به قافله اسیران، دیگر شبیه ساعت های آغازین ورود نبود... اینک عبیدالله منفورترین بود و اباعبدالله محبوب ترین.

بشیر بن حزیم می گوید: «وقتی سخنان زنیب(س) به پایان رسید، پیر و جوان و زن و مرد می گریستند. پیرمردی که نزدیک من ایستاده بود چنان گریه می کرد که محاسنش از اشک خیس شده بود و در همان حال دست خود را به آسمان افراشته و ناله کنان می گفت: پدر و مادر فدایتان! پیران شما بهترین پیران، جوانانتان بهترین جوانان و نسل و فرزندان شما بهترین فرزندان اند و شما خانواده ای بزرگ منش و کریم و برترید.»

آیا خطبه زینب پایان پذیرفت یا امام سجاد(ع) از وی خواست تا خطبه را پایان دهد به درستی معلوم نیست، اما وقتی خطبه حضرت زینب(س) به اینجا رسید امام سجاد با لحنی صمیمانه گفت: عمه جان بحمدالله تو دانشمندی هستی که تعلم ندیده است و دانایی هستی که از خیچ آموزگار و معلم و مدرسه ای درس نیاموخته ای.

سپس حضرت زینب بر شتر خویش این مرثیه را سرود: «برای پیامبر خدا چه پاسخی دارید آنگاه که بپرسد با امت من چه کردید در حالی که آخرین امت بودید، اهل بیت و فرزندان و عزیزان من برخی اسیر و برخی کشته و در خون غلتیده اند. آیا این پاداش من بود که شما را نصیحت و وصیت کردم که با خویشاوندان من خوش رفتاری کنید.
من بیمناک و نگران شمایم که همان عذابی که بر قوم «ارم» فرود آمد بر شما نازل شود.»

خطبه های خواهر حضرت زینب و فرزندان امام حسین(ع)

پس از خطبه حضرت زینب، کاروان چند گامی پیش نرفته بود که فاطمه صغری -دختر اباعبدالله که 17 یا 20 سال داشت- خطابه آتشین خود را آغاز کرد. این خطبه طولانی تر از خطبه حضرت زینب اما با همان سیاق و عبارات و باید گفت متمم و مکمل خطبه اوست.

بعد از خطبه فاطمه صغری، ام کلثوم -دختر امیرالمومنین علی و خواهر حضرت زینب خطبه خواند و سپس امام سجاد(ع) خطبه خود را آغاز کرد. خطبه هایی که هر کدام همان ویژگی خطبه های حضرت زینب را داشتند.

پس از این خطبه های غرا و آتشین، قافله اسیران را از خیابان ها و میدان ها عبور دادند. سرها را در میان قبایل و تماشاچیان چرهاندند. نوشته اند کسانی از لبان امام حسین(ع) می شنیدند که امام آیه 9 سوره کهف را تلاوت می کرد: ام حَسبتَ اَنَّ اصحاب الکهف و الرقیم کانوا مِن آیاتنا عجبا.

کاروان اسیران سپس به کاخ عبیدالله بن زیاد وارد شد. در اینجا باز سخنان حضرت زینب و امام سجاد را در برابر ابن زیاد داریم. رویداد دیگر این مجلس گفت و گوی رباب همسر اباعبدالله الحسین(ع) با سر آن بزرگوار است.

دفن شهدای کربلا

زمین پاک کربلا، سه روز مهمان پاک ترین بدن ها ارغوانی بود. بدن هایی که پس از جنایت و شقاوت، سر بریده شده بودند و در سم کوب اسبان، بر زمین داغ افتاده.
پیش تر گفته شد که امام حسین، زمین کربلا را از بنی اسد خرید تا در سرزمینی غصبی شهید و دفن نشود.

مردم غاضریه -بنی اسد- که به صحنه نبرد نزدیک بودند، اینک دریافته بودند که جنگ تمام شده است.

درباره زمان دفن شهدا سه گزارش تاریخی در دست است که برخی منابع، آن را در روز یازدهم، برخی بعد از خروج عمر سعد از کربلا و برخی روز دوازدهم -شب سیزدهم- محرم دانسته اند.

که نظر سومی قول دقیق تر و معتبرتر است.

کیفیت دفن شهدا/ گزارش زنان بنی اسد از صحنه کربلا

از مجموع گزارش ها در باب دفن شهدای کربلا معلوم می شود، نخستین کسانی که وارد کربلا شدند زنان بنی اسد بودند. آنان برای آوردن آب به سوی فرات رفتند که با اجساد شهیدان مواجه شدند و با شتاب و ناله به قبیله برگشتند و این صحنه را گزارش دادند. آنان خطاب به مردان قبیله گفتند: شما آرام در خانه های خود نشسته اید و بدن امام حسین(ع) و یارانش در بیابان افتاده است. او را مانند قربانی ذبح کرده اند. باد بر بدن های پامشان خاک می ریزد. اگر برنخیزید و شرط محبت و موالات به جا نیاورید، ما خود آنها را دفن می کنیم.

افراد قبیله گفتند ما از ابن زیاد و ابن سعد می ترسیم که ما را غارت کنند و به قتل برسانند. بزرگ قبیله گفت: دیده بان و نگهبان بر راه قرار می دهیم و آنگاه مشغول دفن می شویم.

همگان پذیرفتند. نخست کنار بدن امام حسین(ع) آمدند - او را از درخشش بدنش شناختند- اما نتوانستند بدن را حرکت دهند که بدن قطعه قطعه و پر از زخم بود. تصمیم گرفتند دیگر شهدا را دفن کنند.
بزرگ قبیله گفت: کسی این اجساد را نمی شناسد، چون سر در بدن ندارند و اگر کسی بعدها بپرسد چه پاسخ خواهیم داد؟

در این هنگام از دور سواری پیدا شد. بنی اسد با شنیدن صدای پای اسب، دور شدند و کمین کردند. سوار نزدیک شد و از اسب پیاده شد و همچون کسی که رکوع نماید خم شد و خود را بر بدن پاره پاره امام حسین افکند. او را می بویید و می بوسید و می گریست.

بنی اسد نزدیک شدند. مرد انقدر گریسته بود که نقاب بسته بر صورتش خیس شده بود. سر برداشت و به بنی اسد گفت: چرا ایستاده اید؟

بنی اسد گفتند: ما برای تماشا آمده ایم.
مرد عرب گفت: نه، شما برای این کار نیامده اید.

بنی اسد گفتند: آری ما برای دفن تن شریف امام حسین آمده ایم، اما نتوانستیم. دیگر شهدا را نیز نمی شناسیم. در این کار بودیم که با آمدن شما گمان کردیم از یاران ابن زیادید، دور شدیم.

آن مرد آهی کشید و گریست و گفت: ای پدر! کاش بودی و ما در اسارت و خواری می دیدی.
آنگاه فرمود: من شما را راهنمایی می کنم. برخاست و خطی کشید و فرمود: اینجا را حفر کنید. چون حفر کردیم به عده ای از اجساد شهیدان اشاره کرد و ما 17 تن را در آن مکان دفن کردیم.

خواستیم در دفن بدن مطهر امام، یاری اش کنیم که مهربانانه فرمود: من خودم به تنهایی او را دفن می کنم...

پس از دفن همه شهدا، آن مرد سوار اسب شد تا برود. بنی اسد می گویند دور او حلقه زدیم تا قبور را معرفی کند. خودش فرمود: قبر حسین(ع) را که دانستید. گودال اولی اهل بیت او یعنی جوانان هاشمی هستند و نزدیک تر از همه علی اکبر است. حفره دوم قبور اصحاب او و قبر جدا، علمدارش، حبیب بن مظاهر. قهرمان افتاده در کنار علقمه، عباس ابن امیرالمومنین است و آن دو جسد، فرزندان امیرالمومنین. اگر کسی پرسید او را آگاه کنید.

بنی اسد گفتند: تو را قسم می دهیم به آن جسد مبارکی که تنها دفن کردی خود را معرفی کن.
فرمود: من امام شما علی بن الحسین هستم ... و بعد از نظر ناپدید شد.

هر چند در این روایت، احتمال افزودن ها با تعبیرات احساس می شود اما اصل موضوع که دفن شهدا با دست امام سجاد(ع) است و به همین ترتیب که گفته شده مسلم است.

واکنش مناسب به بازداشت معلمان ایرانی/کمپین تحریم سفر به دوبی

چند روزی است که تعدادی از آموزگاران ایرانی در کشور امارات عربی متحده بازداشت شده اند.

دلیل بازداشت، نداشتن روادید عنوان شده و اینکه آنها برای کار و تدریس در مدارس منطقه العین امارات می بایست که مجوز و روادید کار اخذ می کردند. اینکه هر کشوری حق دارد در محدوده ی جغرافیایی خود قوانین ویژه ای برای کار و کسب اتباع بیگانه بکار ببندد مورد اعتراض کسی نیست اما نحوه برخورد با آموزگاران و بازداشت ایشان و نپذیرفتن وثیقه برای آزادی تا هنگام دادگاه و سپس بازداشت مدیر مدرسه که برای ارایه وثیقه مراجعه می کند و همچنین عدم صدور روادید برای هیات دیپلماتیک ایرانی جهت پیگیری این رخداد، مایه شگفتی بود و شائبه برخورد سیاسی را در بردارد.

 اینک که در کشورمان انواع و اقسام کمپینهای(فراخوان) رنگارنگ برپا می شود، پیشنهاد می کنم به کمپین (فراخوان) تحریم سفر به امارات بپیوندید. آموزگاران هر کشوری، از سرمایه های جاودان آن کشورند، کوتاهی نکنیم.

نذری‌های انتخاباتی، پدیده امسال محرم

برخی کاندیداهای انتخابات مجلس شورای اسلامی با ورود به هیأت های حسینی، ضمن ایراد سخنرانی‌های انتخاباتی و سیاسی، حاضران را برای شرکت در مراسم نذری خود دعوت می‌کنند.

 پیش از این خبرهایی مبنی بر پخش تراول داخل کتاب، ولیمه‌های انتخاباتی زودرس و افطاری‌های انتخاباتی منتشر شده بود که ظاهراً پدیده جدید نذری‌های انتخاباتی نیز اضافه شده است.