باهنر: اعتدال "پُلوی دَم‌نکشیده" است/مجلس خبرگان مانند پایگاه آتش‌نشانی است/احمدی‌نژادی‌ها 4 دسته‌اند

دبیرکل جبهه پیروان خط امام(ره) و رهبری معتقد است که مجلس آی نَفَس روزهای پاییز 94 به شماره افتاده بود که خودمان را یک ساعت زودتر از قرارمان که 11 صبح بود به دفتر کارش واقع در یکی از خیابانهای مرکزی تهران رساندیم. در اتاق کوچکی به انتظار نشستیم، افراد مختلفی وارد دفترش می‌شدند، گویا قبل از ما با دیگران هم قرار گذاشته بود. نمی‌شد چیزی از صحبت‌هایشان فهمید به جز همین جمله کوتاه که مدعوین می‌گفتند: سلام جناب مهندس باهنر، احوال شما...؟ 

 
بین خودمان داشتیم درباره مواضع سیاسی سال‌های اخیر "محمدرضا باهنر" صحبت می‌کردیم؛ از تقسیم‌بندی اصلاح‌طلبان به "خوش‌خیم" و "بدخیم" تا طعنه جالب او به علی مطهری که گفت: "رفتارهای مطهری فریاد می‌زند، پلیس بیا منو بگیر". از اینکه گفت: "من کارگردان اصولگرایانم!" تا ماجرای ادعای وکیل محمدرضا رحیمی معاون اول دولت دهم که گفته بود "باهنر در جریان انتخابات مجلس هشتم از رحیمی پول دریافت کرده است"؛ ادعایی که اینگونه از سوی دبیرکل جبهه پیروان خط امام(ره) و رهبری پاسخ داده شد: "احتمالا کاندیداها هم نمی‌دانستند منشأ این پول‌ها ناپاک است."

ساعت به 11:15 رسیده بود که منشی دفتر صدایمان زد: "بفرمایید، آقای باهنر آماده هستند." وارد اتاق کارش شدیم. بعد از مصافحه و خوش و بش معمول، آهنگ آغاز مصاحبه کردیم. صدای کولر دفتر! زیاد بود و ادامه ضبط مصاحبه برای تصویربردار را سخت کرده بود. بعد از مرتفع‌شدن مانع، رسما گفت‌وگو را کلید زدیم. 

*** گزیده مهم‌ترین بخش‌های سخنان باهنر از این قرار است:

- دولت یازدهم علی‌رغم دارابودن چهره‌های سیاسی، ظرف سیاسی تعریف‌شده‌ای ندارد.

- لاریجانی جزء طایفه اصولگرایان به حساب می‌آید.

- سبد آرای روحانی در سال 92، مخصوص به یک حزب خاص نبود. 

- اعتدال مثل پُلو است؛ اگر می‌خواهد پخته شود باید دَم بکشد! 

- سید حسن خمینی تاکنون بروز رسمی سیاسی خیلی کمی داشته است.

- مجلس آینده به‌دست اصولگرایان معتدل می‌افتد.

- ممکن است روحانی بعضی از تفاسیر شورای نگهبان را قبول نداشته باشد که به لحاظ اعتقادی اشکالی ندارد.

- احمدی‌نژادی‌ها 4 دسته‌اند؛ بیانیه‌ای را که احمدی‌نژاد منتشر کرده برای پیشگیری از این تنوع‌ها بوده است.


- بعضی‌ها فکر می‌کنند که خبرگان را می‌شود وارد بازی‌های سیاسی کرد.

در ادامه، گفت‌وگوی تفصیلی "محمدرضا باهنر" دبیرکل جبهه پیروان خط امام(ره) و رهبری، دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین و نایب‌رئیس مجلس با باشگاه خبرنگاران جوان را می‌خوانید.


منظورمان از وحدت، ائتلافی است نه فلسفی

 از ماه‌‌های ابتدایی بعد از انتخابات سال 92 اصولگرایان تلاش کردند همکاران غلیظ‌‌تر خود از جمله جبهه پایداری را وارد ائتلاف و وحدت کنند. شما در نشست خبری هفته گذشته خود فرمودید که اصولگرایانِ تند درخواست این را دارند که اصولگرایان نرم اخراج شوند. به نظر می‌رسد همچنان میان این دو جبهه اصولگرایی سایش هایی وجود دارد. با توجه به نزدیکی به موعد انتخابات مجلس، این مسئله چقدر می‌تواند مانع از رسیدن اصولگرایان به وحدت شود؟

اصولا در غیبت احزاب، این مشکل را داریم چرا که به دلیل نداشتن حزب، ضوابط حزبی نیز وجود ندارد و معمولا در انتخابات‌ها هم ابتدا وقتمان صرف وحدت می‌شود. گرایش‌ها و غلظت‌های مختلفی وجود دارد که مختص اصولگرایان نیست. چشم‌اندازمان این است که اصولگرایان با هم متحد شوند و تلاش داریم در پایان کار به 85 تا 90 درصد وحدت برسیم. 

اما تا زمانی که ما چند حزب جامع و فراگیر شناسنامه‌دار نداشته باشیم، این مشکلات را خواهیم داشت، چون در کشورهای دیگر و در زمان انتخابات ممکن است 10 تا 15 نفر خودشان را برای ریاست‌جمهوری مطرح کنند اما این‌ها در چارچوب حزب، رقابت‌هایشان را پیگیری می‌کنند و سپس ضوابط و قوانین حاکم بر احزاب به گونه‌ای تنظیم می‌شود که در نهایت یکی از آن‌ها در هر حزب باقی بماند. 

دوستان ما در گروه‌های مختلف رقابت را شروع می‌کنند اما به دلیل نبودن ضابطه، معمولا اختلافاتی ایجاد می‌شود. در یکی دو دوره انتخابات مجلس گذشته، اصلاح‌طلبان پرتوان وارد نشدند و عملا رقابت جدی، میان اصولگرایان بود اما در این دوره، اصلاح‌طلبان هم می‌آیند و فعالیت‌شان جدی است؛ البته ما هم از حضورشان استقبال می‌کنیم. بر همین مبنا، طیف اصولگرایی ضرورت وحدت را حس کرده است اما بالاخره یکسری اختلاف‌هایی وجود دارد که این اختلاف مواضع باید نرم شود و یا تنازل پیدا کند.

منظور ما از وحدت، وحدت فلسفی نیست بلکه یک ائتلاف است و معنایش این نیست که جبهه پایداری و یا ما از مواضعمان دست برداریم. نقاط مشترک زیادی داریم و می‌توانیم روی این نقاط مشترک، ائتلافی را شکل بدهیم. در هفته آینده یک نشست بزرگتری هم اتفاق می‌افتد و امیدوارم همه ما دعوت شویم تا کار را به صورت رسمی و سازمانی شروع کنیم.

باهنر: اعتدال پُلوی دَم‌نکشیده است/احمدی‌نژادی‌ها 4 دسته‌اند/ مجلس خبرگان مانند پایگاه آتش‌نشانی است


قرار نیست گرایش‌های اصولگرایی در هم ذوب شود
یکسری بحث‌هایی مبنی بر حضور برخی چهره‌های معتدل اصولگرایی همچون علی لاریجانی در فرایند وحدت اصولگرایان مطرح شده است. دو سوال مطرح است؛ اولا اینکه چقدر گزینه و شخص لاریجانی و کشاندن پای وی به وحدت اصولگرایان برای شما و همکارانتان یک دغدغه است؟ و دوم اینکه چه صحبت‌هایی میان شما و لاریجانی برای رسیدن به نقطه مشترک وحدت مطرح شده است؟ 

بالاخره آقای لاریجانی دو دوره ریاست مجلس را برعهده داشته و ظرفیت سیاسی بزرگی را برای خود دارد و قطعا هم جزء طایفه اصولگرایان به حساب می‌آید. کسی نمی‌تواند انکار کند که لاریجانی جزء سرمایه‌های اصولگرایی است. 

وحدت و ائتلاف یعنی اینکه ما دو سر طیف اصولگرایی را به یکدیگر نزدیک کنیم البته در حال حاضر هم مشکل خاصی نداریم و مجددا تکرار می‌کنم که باید با حفظ مواضع، کارها انجام شود و اصلا قرار نیست که مواضع و گرایش‌های اصولگرایی در هم ذوب شود. بحث این است که باید یک کار ائتلافی انجام گیرد و ما در جهت رساندن مجموعه طیف اصولگرایی به ائتلاف نهایی، در حال برداشتن قدم‌های آخر هستیم.

بنابراین لاریجانی الان پذیرفته‌ که وارد بحث وحدت شود؟

باهنر: بله. وارد مذاکره شده‌ است.

 یکسری اختلاف مواضع میان لاریجانی و جبهه پایداری خصوصا در بحث برجام وجود داشت چرا که برخی معتقدند جبهه پایداری تمام تلاشش را کرد تا به نوعی جلوی تصویب برجام را بگیرد اما بسیاری نقش لاریجانی در تصویب برجام در مجلس را غیرقابل انکار می‌دانند. با این اوصاف، این‌ها چگونه می‌خواهند با هم تلفیق شوند و به یک نتیجه مثبت برسند؟ 

اختلاف مواضع فقط در بحث برجام نیست و ممکن است اختلاف‌های زیادی وجود داشته باشد؛ نه تنها میان لاریجانی و جبهه پایداری بلکه ممکن است میان ما و جبهه پایداری اختلافاتی وجود داشته باشد و حتی ممکن است میان ما و لاریجانی هم اختلاف مواضع وجود داشته باشد و طبیعتاً تمام بحث‌های ائتلاف و وحدت به‌خاطر همین مسائل است. فرضاً اگر جامعه اسلامی مهندسین با حزب مؤتلفه بخواهد در مسائل ریز شود و فیش‌برداری کند، ممکن است اختلافات زیادی باهم داشته باشند. در هر موضوعی اعم از مسائل فرهنگی، سیاسی، سیاست خارجی، بودجه، برنامه، اقتصاد مقاومتی و بسیاری از مسائل دیگر اختلاف نظر وجود دارد و اصلا داستان وحدت و ائتلاف به همین دلیل مطرح می‌شود. 

در حال حاضر راه حل برای رسیدن به نقطه مشترک چیست؟ 

همین کارهایی را که تاکنون انجام داده‌ایم.

جامعتین؛ محور اصولگرایان

نشست‌های 4 نفره و 8 نفره در جبهه اصولگرایان برگزار شده است؛ تقریبا یکسالی هم هست که حضرات آیات موحدی کرمانی، یزدی و مصباح نشست‌هایی را با نام شورای فقاهتی برگزار کرده‌اند. به نظر شما، نقطه مشترک این شوراها و نشست‌ها کجاست؟ کدام یک از این نشست‌ها و شوراها پتانسیل این را دارند که محوریت وحدت اصولگرایان را برعهده بگیرند؟ 

جبهه پیروان خط امام(ره) و رهبری که مجموعه‌ای از 18 تشکل رسمی و قانونی شناسنامه‌دار با سوابق مختلف از جمله سابقه 50 ساله مؤتلفه و بیش از 20 ساله جامعه اسلامی مهندسین است، همواره در طول این چند سال گذشته اعلام کرده‌ که زیر چتر جامعتین فعالیت سیاسی می‌کند و همیشه تلاش کرده‌ که این همسویی و همراهی را داشته باشد، در حال حاضر هم نظرمان همین است و بلاشرط هم با آقایان هماهنگ می‌شویم. 

ده‌ها و صدها نوع از این نشست‌ها برگزار می‌شود که همه آنها در جهت ایجاد وحدت تلاش می‌کنند. قاعدتاً تمام اصولگرایان قبول دارند که محوریت همین آقایان یعنی جامعه روحانیت، جامعه مدرسین و آیت‌الله مصباح است و بالاخره هم یکی از همین مجموعه‌ها با تفاهمی که انجام می‌شود، این دعوت را انجام خواهد داد.

جلسات 4 نفره و 8 نفره هم‌عرض یکدیگر هستند و نمی‌توانیم بگوییم فرضا جلسه 8 نفره مهم‌تر است. بنابراین همه این نشست‌ها، تلاش‌هایی در جهت تعامل است اما جامعتین در نهایت محوریت اصولگرایان خواهد شد که البته جامعه مدرسین اعلام کرده که بیشتر وارد بحث خبرگان خواهد شد و در بحث انتخابات مجلس شورای اسلامی، حضور پررنگی نخواهد داشت اما باز حرف ما همان حرف قبلی است که اگر جامعه مدرسین و یا جامعه روحانیت هر کدام دعوت کنند و کار را به جلو ببرند ما سعی می‌کنیم که هماهنگ باشیم و اگر کسی بخواهد پایین‌تر از جامعتین محور باشد، ممکن است دیگران هم بگویند که ما هم می‌خواهیم محور شویم لذا محورها زیاد می‌شود اما در جامعتین دیگر بحثی وجود نخواهد داشت.

ما هم‌‌تراز این دو تشکیلات دینی، سیاسی و اجتماعی، تشکیلاتی نداریم بنابراین فکر می‌کنم نقطه اتکای خوبی است و طی 25 سال گذشته نیز رویه ما همین بوده است. هنگامی که به پشت سرمان نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که از این سیاست راهبردی ضرر نکرده‌ایم بلکه سود هم برده‌ایم و بر همین مسئله نیز پافشاری خواهیم کرد.


در دو راهی قرار نمی‌گیرم!

اگر اصولگرایان تند روی حرف خود تا آخر بمانند که اصولگرایان نرم باید اخراج شوند و کوتاه هم نیایند، شما میان اصولگرایان معتدل و تند کدامیک را انتخاب می‌کنید؟

من یکدفعه مزاحی کرده بودم و این بار هم می‌گویم، ممکن است بازیگرها میان این دو راه قرار بگیرند اما بازیگردان‌ها تلاش می‌کنند که میان این دوراهی قرار نگیرند. ما هم تلاش می‌کنیم که اصلا چنین دو راهی به‌وجود نیاید.


در صحبت‌هایتان اشاره کردید که هفته آینده قرار است نشست بزرگ‌تری برگزار شود. این نشست به میزبانی چه کسی است؟

بگذارید خبر را میزبان بدهد نه من!

 
ورود امکانات دولتی به فعالیت‌های انتخاباتی ممنوع

وارد بخش دوم گفت‌وگو شویم و اندکی هم پیرامون فعالیت‌های انتخاباتی دولت صحبت کنیم. به نظر شما دولت برای حضور فعال در عرصه انتخابات و ارائه لیست‌های انتخاباتی تا چه حد انگیزه سیاسی می تواند داشته باشد؟

دولت به معنای قوه مجریه حق حضور در رقابت‌های سیاسی را ندارد چراکه تنها باید مجری انتخابات باشد اما همه دولتی‌ها گرایش سیاسی دارند و همانند همه شهروندان حق دارند تلاش و کار کنند. زمانی گفته می‌شود فلان وزیر می‌خواهد فعالیت سیاسی انتخاباتی داشته باشد؛ خب قطعا این مساله منع است البته همه هم مراقب هستند تا این اتفاق نیفتد اما گاهی اوقات وزیری عضو تشکیلات سیاسی است که آن‌ها می‌توانند بروند در تشکیلات سیاسی خود فعالیت کنند اما ورود امکانات دولتی به فعالیت‌های انتخاباتی ممنوع است. مثلا آقای نوبخت رئیس سازمان برنامه و بودجه، دبیرکل حزب اعتدال توسعه هم هست. سازمان برنامه و بودجه به هیچ‌وجه حق ندارد وارد انتخابات شود اما آقای نوبخت می‌تواند فعالیت‌های انتخاباتی داشته باشد اما باید دقت کند که از امکانات دولتی استفاده نکند.

گاهی اوقات برخی از همکاران ما مدعی می‌شوند که جابه‌جایی فرماندارها، استاندارها و معاونان‌شان سیاسی است. بله؛ سیاسی است و طبیعی است که هر دولتی روی کار می‌آید کسانی را منتصب می‌کند که به دولت گرایش داشته باشند اما مثلا یک فرماندار باید دقت کند که در انتخابات جهت ندهد اما در کل، دولت یازدهم علی‌رغم دارابودن چهره‌های سیاسی، ظرف سیاسی تعریف شده‌ای ندارد مثلا دولت اصلاحات، یک ظرف سیاسی تعریف شده‌ای داشت و یا همچنین دولت‌های نهم و دهم یک ظرف سیاسی را درست کرده بودند و در قالب آن فعالیت می‌کردند اما در دولت یازدهم افرادی نظیر جهانگیری که عضو حزب کارگزاران است، حضور دارد. حضور وی در فعالیت‌های حزبی هیچ منعی ندارد اما نباید به هیچ وجه از امکانات دولتی استفاده کند. اگر دولتی‌ها بخواهند وارد رقابت‌های سیاسی شوند باید در همان قالب تشکل‌های سیاسی تعریف شده کارشان را انجام دهند.

باهنر: اعتدال پُلوی دَم‌نکشیده است/احمدی‌نژادی‌ها 4 دسته‌اند/ مجلس خبرگان مانند پایگاه آتش‌نشانی است


دولت یازدهم نماد یک حزب نیست

 به ظرف سیاسی اشاره کردید، جالب بود! بیشتر توضیح دهید؟ منظورتان تفکر منحصر به دولت است که می‌‌گویید دولتهای گذشته این ظرف سیاسی را داشتند و دولت روحانی آن را ندارد؟ 

خیر. در کشورهای با احزاب قدرتمند مثلا می‌گویند که این دولت، دولت محافظه‌کار، جمهوری‌خواه، دموکرات و یا سوسیالیست است و در کل مجالس و پارلمان‌شان هم اینگونه است. در ایران متأسفانه تنها 3 یا 4 حزب شناسنامه‌دار وجود دارد و احزاب قدرتمند فراگیر نداریم البته آن‌هایی که از وزارت کشور مجوز گرفته‌اند شاید تعدادشان از 400 هم گذشته باشد اما 10 درصد از آن‌ها بیشتر فعال نیستند و آن تعدادی هم که فعال هستند، فراگیری ندارند.
 
سبد آرای روحانی در سال 92، مخصوص به یک حزب خاص نبود. به قول معروف، ابر و باد و مه و خورشید و فلک جمع شدند تا روحانی رأی بیاورد و 300 الی 500 هزار رأی از نصف بیشتر رأی آورد اما اینکه کسی ادعا کند در سبد رأی روحانی اصولگرایان حضور نداشتند غلط گفته است چرا که علاوه بر اصولگرایان، رأی اصلاح‌طلبان نیز حتما در این سبد وجود دارد و اعتدالیون هم در آن رأی دارند و در حقیقت یک مجموعه‌ای جمع شد و حسن روحانی موفق به پیروزی شد.

این را هم باید بگویم که دولت یازدهم نماد یک حزب نیست و بر همین اساس اگر بخواهد فعالیت حزبی کند باید یک تعریف جامعی از یک حزب را داشته باشد، اگر هم موفق به این کار شود نمی‌تواند همه را دربر بگیرد چراکه برخی اعضای دولت ممکن است از لحاظ سیاسی با رئیس دولت هماهنگ نباشند اما از لحاظ اجرایی انسان‌های قوی هستند و باید از آن‌ها استفاده شود اگرچه عمده انتصاب‌های دولت از طیف اصلاح‌طلبان است.

اعتدال" پُلوی دَم‌نکشیده" است

در سخنانتان گفتید که که دولت یازدهم نماد یک حزب نیست. آیا اعتدال‌گرایی در طول دو سال گذشته نتوانسته جوّ و فضایی را برای این مسئله فراهم کند و آن را به استحکام برساند و در کنار اصولگرایی و اصلاح‌طلبی، تبدیل به شاخه سوم از جریانات سیاسی شود؟ آیا شروع فصل اعتدالگرایی در دولت روحانی امروز میوه نداده است؟

شاید حرف درستی نباشد اما می‌گویند پُلو هم اگر می‌خواهد پخته شود باید دَم بکشد! خاستگاه سیاسی روحانی قبل از انتخابات سال 92 اصولگرایی بود چرا که یک سخنرانی ثبت‌شده از وی در حمایت از اصلاح‌طلبان وجود ندارد اما در مقابل، روحانی چندین سخنرانی در حمایت از اصولگرایان و برعلیه اصلاح‌طلبان داشته است اما اینکه بگوییم اکثر آرایی که وی را به پیروزی رساند از جبهه اصولگرایان بود، حرف درستی نیست بلکه اکثریت آن اصلاح‌طلبی بود.

یک مقوله‌ای هم به نام اعتدال وجود دارد. از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی برخی‌ها می‌گفتند که 15 درصد از جامعه متعلق به جناح راست هستند ، 15 درصد هم متعلق به جناح چپ هستند و 70 درصد خاکستری‌‌اند. برخی‌ها هم به دنبال جذب همین 70 درصد بودند، مثلا در انتخابات سال 76 ناطق نوری از جناح راست و رئیس دولت اصلاحات نیز از جناح چپ حضور داشت اما آیت الله ری‌شهری و دوستانشان درصدد جذب آن 70 درصد خاکستری بودند اما یک اشتباه استراتژیک داشتند. ما هم قبول داریم که 70 درصد خاکستری در جامعه وجود دارد اما آن 70 درصد، یک درصد هستند مثل بنگاه‌های اقتصادی که گاهی 10 درصد رأی متراکم دارند و تمام هیئت‌مدیره و مدیرعامل را مالِ خود می‌کنند چراکه آن 90 درصد، 90 درصد یک درصد هستند و رأی اکثریت متعلق به همان 10 درصد است. استدلال تجربی من هم همین است. تاکنون 9 مجلس داشته‌ایم و این مجالس یا راست بوده‌اند یا چپ اما آیا شما می‌توانید یک مجلس اعتدالی پیدا کنید و بگویید که نه چپ بوده و نه راست؟

باهنر: اعتدال پُلوی دَم‌نکشیده است/احمدی‌نژادی‌ها 4 دسته‌اند/ مجلس خبرگان مانند پایگاه آتش‌نشانی است


البته مجلس ایده‌آل روحانی، مجلس دوره اول بوده است.

در مجلس اول تمام بزرگان حضور داشتند از رهبر معظم انقلاب گرفته تا آیت‌الله هاشمی. آن مجلس یک مجلس ویژه بود و همه دست‌اندرکاران انقلاب، نماینده مجلس بودند.


مجلس آینده به‌دست اصولگرایان معتدل می‌افتد

اینکه شما می‌فرمایید مجلس‌ها تاکنون راست بوده‌اند یا چپ، می‌توانیم  این گونه نتیجه بگیریم که اگر مجلس آینده به فرض یک مجلس  اعتدال‌گرا باشد، این اعتدال‌گرایی در نقش یک پوسته عمل خواهد کرد؟

دو نگاه پیرامون مجلس آینده مطرح است؛برخی می‌گویند مجلس دهم اصولگرای معتدل می‌شود و برخی دیگر میگویند مجلس آینده اصلاح‌طلب معتدل است اما ما قطعا می‌گوییم که مجلس آینده به‌دست اصولگرایان معتدل می‌افتد اما اعتدال به آن اطلاق نمی‌شود چراکه اعتدال هنوز یک شخصیت و هویت مستقل پیدا نکرده است. آدم‌های زیادی در کشور داریم که اعتدالی هستند و تفکرات‌شان قابل احترام است اما هنوز برای خودشان یک عَلَم پیدا نکرده‌اند.


دریافت پیام 24 خرداد 92 شوخی است!

روحانی بارها در سخنرانی‌های مختلف اعلام کرده که جناح‌های سیاسی رقیب باید پیام انتخابات 24 خرداد 92 را دریافت کنند. وی حتی در سخنرانی اخیر خود در دانشگاه شریف که به مناسبت 16 آذر برگزار شد، اعلام کرد که باید انتخابات اسفند 94 مانند انتخابات سال 92 برگزار شود. دلیل تأکید چندباره روحانی بر این مسئله چیست؟ 

این حرف‌ها شوخی است! رئیس دولت اصلاحات هم می‌گفت که پیام دوم خرداد را بگیرید و احمدی‌نژاد هم می‌گفت که پیام 4 تیر را بگیرید و روحانی هم می‌گوید، پیام 24 خرداد 92 را بگیرید. ما هم که انتخابات مجلس دهم برگزار شد، فردایش به دولت می‌گوییم که پیام مجلس دهم را بگیرید! ما هر دو سال یکبار، انتخابات برگزار می‌کنیم و مردم هم یک پیامی می‌دهند. مردم به یکسری برنامه‌ها و علایق رأی می‌دهند و به سمت آن حرکت می‌کنند که البته ممکن است که در این میان، بعد از دو، سه سال بفهمند که اشتباه کرده‌اند. من در اوایل دولت اصلاحات، مناظره‌ای را در صداوسیما با نوبخت داشتم؛ وی در آن مناظره گفت که مجلسی‌ها باید پیام انتخابات را بگیرند و خود را هماهنگ با دولت کنند!

"سید حسن خمینی" بروز رسمی سیاسی خیلی کمی دارد

یک مقدار هم پیرامون سوالات متفرقه بحث داشته باشیم. ابتدا از کاندیداتوری حجت‌الاسلام سیدحسن خمینی آغاز کنیم. وی به‌طور صریح کاندیداتوری خود را در انتخابات خبرگان اعلام کرده است. رسانه‌های اصلاح‌طلب در ماه‌های اخیر سعی کرده‌اند که سید حسن خمینی را یک فعال اصلاح‌طلب نشان بدهند. ارزیابی شما از نامزدی سیدحسن خمینی در خبرگان چیست و ثانیا شما وی را اصولگرا می‌دانید یا اصلاح‌طلب؟ 

سید حسن خمینی فرد محترم و فاضلی است. وی در محافل و گعده‌های مختلف، دوستان بسیاری دارد هرچند من هم ممکن است که رفقای متنوعی داشته باشم و با وجود اینکه فرد سیاسی هستم اما رفت وآمدهایم با حفظ مواضع، هیچ‌گاه با اصلاح‌طلبان قطع نشده است. بحث رفاقت‌ها و دوستی‌ها را نباید با مباحث سیاسی خلط کرد. یک خاطره‌ای در اینجا بگویم از سال‌های پایانی دولت اصلاحات؛ در یکی از جلسات مجمع تشخیص مصلحت نظام، وقتی جلسه به پایان رسید، رئیس دولت اصلاحات به من گفت که "آقای باهنر ما خیلی خوب می‌توانیم باهم کار کنیم" و من گفتم که "این را می‌دانم اما خیلی دیر شده است"! سید حسن خمینی تاکنون بروز رسمی سیاسی خیلی کمی داشته است. اگر بگوییم که وی با یک طیفی بیشتر رفت‌وآمد داشته پس تفکراتش به آن طیف نزدیک است، من نمی‌توانم در این‌باره قضاوت کنم مگر اینکه وی یک مسئولیت رسمی یا مثل یک فرد سیاسی فعال به‌طور ماهانه، کنفرانس خبری داشته باشد تا بتوانیم مواضع سیاسی، اقتصادی و فرهنگی وی را کشف کنیم. حضور سیدحسن در مجلس خبرگان، مثل فرایندی است که بقیه باید طی کنند.

باهنر: اعتدال پُلوی دَم‌نکشیده است/احمدی‌نژادی‌ها 4 دسته‌اند/ مجلس خبرگان مانند پایگاه آتش‌نشانی است


مجلس خبرگان مانند پایگاه آتش‌نشانی است

اینکه شما معتقدید سیدحسن خمینی مواضع سیاسی مشخصی نداشته را برای وی یک ضعف می‌دانید؟ 

خیر؛ مجلس خبرگان اساسا سیاسی نیست و با بقیه نهادهای کشور متفاوت است. شاید برخی از مردم هم فکر کنند که ما اصلا مجلس خبرگان را برای چه کاری می‌خواهیم، فقها انتخاب می‌شوند و هر سالی هم یک تا دو دفعه دور هم جمع می‌شوند و یک صحبتی می‌کنند و دوباره پراکنده می‌شوند.

این شاید تعبیر درستی نباشد اما غیر از این تعبیر دیگری به ذهنم نمی‌رسد؛ شما اگر یک پایگاه آتش‌نشانی را تصور کنید، ممکن است که امکانات و کارکنان آن 5 سال در یک‌جایی بنشینند و هیچ‌کاری هم نداشته باشند. شاید یک انسان عادی بیاید و بگوید که چرا برای این‌ها خرج می‌شود. شاید 5 سال به این‌ها هیچ‌کاری هم نداشته باشیم اما در یک لحظه وقتی این‌ها وارد خدمت می‌شوند، جبران تمام هزینه‌های قبلی خود را می‌کنند. مجلس خبرگان مانند همان پایگاه آتش‌نشانی است. از طرف دیگر حضرت امام(ره) فرمودند: مجلس خبرگان پشتوانه ولایت فقیه است.

در منطقه پرآشوبی که ما در حال زندگی در آن هستیم، ایران با وجود دشمنان خارجی و درگیری‌های سیاسی و امنیتی، یک جزیره باثبات است و این جزیره باثبات، غیر از اعتصام به تدابیر ولایت فقیه، هیچ پشتوانه‌ای ندارد. بنابراین جایگاه مجلس خبرگان بسیار رفیع است و قطعا نباید وارد مسائل سیاسی و جناحی شود.


بعضی‌ها فکر می‌کنند که خبرگان را می‌شود وارد بازی‌های سیاسی کرد

شما در مراسم افطاری امسال جامعه اسلامی مهندسین مطرح کردید که عده‌ای برای خبرگان خواب‌های آشفته دیدند و می‌خواهند با ورود 10 نفر به آن، ساز ناکوک در خبرگان بزنند. 

بله؛ بعضی‌ها فکر می‌کنند که خبرگان را می‌شود وارد بازی‌های سیاسی کرد. این افراد می‌گویند که چند نفر از نمایندگان خبرگان، متعلق به جناح راست و چند نفرشان متعلق به جناح چپ هستند. حتی بیاییم و بحث را قومیتی هم بکنیم؛ یعنی بگوییم مثلا چند نفر آذری و چند نفر لر و...هستند. آن خواب‌های آشفته‌ای که من از آن یاد کردم، همین‌ها هستند.

احمدی‌نژادی‌ها 4 دسته‌اند

 احمدی‌نژاد در هفته گذشته بیانیه انتخاباتی منتشر کرد. در این بیانیه تأکید شده است که وی هیچ‌گونه فعالیت انتخاباتی برای مجلس دهم نخواهد داشت. به‌طور مشخص چرا احمدی‌نژاد در شرایطی که کمتر از 3 ماه به انتخابات مجلس باقی مانده، تصمیم گرفته تا این‌چنین خود را از مظان فعالیت‌های انتخاباتی دور نگه دارد؟

احمدی‌نژاد یک دوره‌ای رئیس‌جمهور بود و یک سری کارها و خدماتی را انجام داد. در طول 8 سالی که وی رئیس‌جمهور بود، افراد زیادی با وی کار کردند و رفتند که حتی برخی از آن‌ها رقیبش شدند، عده‌ای دوست ماندند و بعضی هم اعتقادی مانده‌اند. بعضی‌ها سوال می‌کنند که آیا احمدی‌نژادی‌ها به انتخابات وارد می‌شوند؛ اول اینکه احمدی‌نژادی‌ها چندین گروه هستند، برخی با وی کار کردند و و در همان دوره نهم با هم اختلاف پیدا کردند و از هم جدا شدند؛ یک عده‌ دیگر هم تا پایان دوره نهم ماندند اما نه به عنوان اینکه مرید احمدی‌نژاد باشند. گروه سومی هم وجود دارد که در حال حاضر نیز به احمدی‌نژاد اعتقاد دارند اما شک دارند که احمدی‌نژاد دیگر با مشایی ارتباطی نداشته باشد. همچنین گروه چهارمی هم وجود دارد که احمدی‌نژاد با مشایی را قبول دارند. بنابراین اینکه می‌پرسند احمدی‌نژادی‌ها برای انتخابات می‌آیند، باید بگویم که آن‌ها گروه‌های متفاوتی را شامل می‌شوند و لابد بیانیه‌ای را که احمدی‌نژاد منتشر کرده برای پیشگیری از این تنوع‌ها بوده است و معنایش این نیست که آن 4 گروه وارد نمی‌شوند چرا که ممکن است همه آن‌ها جزء فعالان سیاسی باشند.

باهنر: اعتدال پُلوی دَم‌نکشیده است/احمدی‌نژادی‌ها 4 دسته‌اند/ مجلس خبرگان مانند پایگاه آتش‌نشانی است


اشکالی ندارد که روحانی بعضی از تفاسیر شورای نگهبان را قبول نداشته باشد

روحانی اخیرا مطالبی را درباره نظارت استصوابی شورای نگهبان مطرح کرد.می توان اظهارات وی را نقد صریح به شورای نگهبان دانست؟

ممکن است از یک قانون اساسی در یک مملکت، 10 نوع برداشت وجود داشته باشد که مشکلی نیست و می‌توان در محافل علمی در مورد آن صحبت و حتی تخطئه کرد اما حرف آخر را تفسیر شورای نگهبان می‌زند. ممکن است روحانی بعضی از تفاسیر شورای نگهبان را قبول نداشته باشد که به لحاظ اعتقادی اشکالی ندارد ولی نمی‌تواند نظرات خود را اعمال کند چراکه جزء اختیارات وی نیست.

بالاخره روحانی حقوق خوانده و ممکن است برداشت‌های حقوقی داشته باشد و اظهار نظر کند اما در مقام ریاست‌جمهوری باید قانون انتخابات را اجرا کند و چنانچه بخواهد موضع مخالف در برابر تفسیر شورای نگهبان بگیرد، اشتباه است.


باید به "دیپلماسی اقتصادی" روی بیاوریم

آقای روحانی در سخنرانی روز 16 آذر مباحثی را مطرح کرد مبنی بر اینکه "درست است که ما توان ملی‌مان را باید مستحکم کنیم اما این موضوع باعث نمی‌شود که با دنیا حرف نزنیم". وجه تمایز دولت اصلاحات با دولت روحانی در گفت‌وگو با جهان چیست؟

ما همواره گفته‌ایم که بسیاری از مسائل تاکتیکی‌ دیپلماسی خارجی‌مان اصل نیست. ما در سیاست خارجی‌مان سه واژه عزت، حکمت و مصلحت را داریم که باید حفظ شود. غیر از رژیم اشغالگر قدس که آن را به رسمیت نمی‌شناسیم، میزان و سطح ارتبا‌ط‌مان با دیگر کشورها براساس منافع ملی است لذا دلیل همه این‌ عملکردها صرفا خودمان نیستیم بلکه عملکرد طرف مقابل هم دخیل است.

ما در حال حاضر یک بحث جدی‌تری با وزارت‌خارجه داریم و ممکن است طی یکی، دو هفته آینده در مجلس هم این سوال مطرح شود و آن اینکه وزارت خارجه ما نباید فقط دیپلماسی سیاسی داشته باشد بلکه باید به دیپلماسی اقتصادی هم روی بیاورد. در دنیا فقط 20 کشور هستند که صرفا  رابطه سیاسی‌مان با آن‌ها اهمیت دارد که هم می‌توانند جزء کشورهای متخاصم و هم جزء کشورهای دوست باشند.

وقتی از یک سفیر در یک کشوری درباره میزان تبادل اقتصادی آن کشور سوال می‌کنیم، مطلع نیست. پس این سفیر چه کاره است و آنجا چه می‌کند؟ هنگامی که یک سفیر به کشوری می‌رود و بازمی‌گردد باید از جوانب مختلف کار گزارش داشته باشد. ما می‌گوییم لبخند و اخم باید توأمان و مبتنی بر منافع ملی‌مان باشد.

 به عنوان سوال آخر اخیرا روزنامه اطلاعات اقدام به انتشار مصاحبه‌‌ای از رئیس دولت اصلاحات کرده و در همین راستا مدیرمسئول این روزنامه، نامه‌ای را به رئیس‌جمهور نوشته است و بیان داشته که رئیس قوه قضاییه باید روند ممنوع‌التصویری رئیس دولت اصلاحات را متوقف کند. نظر شما در این خصوص چیست؟ 

تصمیم‌گیری برای مسئله رئیس دولت اصلاحات و سران فتنه در مراجع قانونی انجام می‌شود لذا ممکن است بگویند که این مرجع قانونی قوه قضاییه است البته باید بگویم اینطور نبوده و صرفا تصمیم قوه قضاییه در این میان مطرح نیستنده به‌دست اصولگرایان معتدل می‌افتد.

راز محبوبیت "فرمانده سپاه قدس

سردار سرلشکر "قاسم سلیمانی" فرمانده سپاه قدس در منطقه غرب آسیا با کمک‌های مستشاری خود توانسته کشورهای عراق و سوریه را از گسترش تروریسم نجات دهد.  
 

رسانه های خارجی معتقدند که عامل پیروزی بر داعش در منطقه غرب آسیا فرمانده سپاه قدس بوده و در این زمینه استفاده از تجربیات سردار "قاسم سلیمانی" حائز اهمیت است.  
 


فرمانده سپاه قدس جمهوری اسلامی ایران در داخل کشور از وجهه و محبوبیت بسیاری برخوردار است و نمونه عینی آن را می توان به احتمال خبر حضور وی در دانشگاه  "شهید بهشتی" دانست که هزاران دانشجو تالار  "ابوریحان بیرونی" را برای دیدار با فرمانده سپاه قدس جمهوری اسلامی ایران  پر کردند که البته این دانشجویان از گرایش‌ها و طیف‌های فکری مختلف بودند و این نشان دهنده محبوبیت  سردار سلیمانی است.  
 

راز محبوبیت

راز محبوبیت

راز محبوبیت

راز محبوبیت

راز محبوبیت


سوال اینجاست که راز محبوبیت سردار قاسم سلیمانی چیست و چرا هر زمان که خبری از حضور وی در یکی از مراسم‌ها عنوان می‌شود جمعیت انبوهی در آن مراسم حضور پیدا می‌کنند که البته در چند روز اخیر خبر احتمال حضور وی در دانشگاه  "شهید بهشتی" جمعیت مافوق تصوری را به تالار  "ابوریحان"  دانشگاه شهید بهشتی کشانده بود.  
 


***دلیل اول محبوبیت: "سردار سلیمانی" کم سخن می‌گوید و بیشتر عملگراست

یکی از دلایلی که باعث می شود فرمانده سپاه قدس از محبوبیت برخوردار شود این است که او کمتر صحبت می کند و بیشتر عملگراست و این موضوع توجه بسیاری را به خود جلب کرده است.  



**بیزینس اینسایدر: سردار "قاسم سلیمانی"، "مغز متفکر" عملیات ضد تروریستی 


پایگاه اینترنتی "بیزینس اینسایدر" با انتشار عکسی از سرلشکر"قاسم سلیمانی" فرمانده سپاه قدس ایران در کنار "هادی‌العامری" فرمانده سپاه بدر عراق، در گزارشی به قلم "مایکل بی‌کِلی" نوشت: قاسم سلیمانی و هادی‌العامری آزادسازی شهر "جلولا" از چنگال داعش را جشن گرفتند. یکی از مقامات ارشد نظامی آمریکا که مدت طولانی در عراق خدمت کرده است معتقد است قاسم سلیمانی مغز متفکر عملیات نظامی ایران، کنترل همه امور را در اختیار دارد.


 این گزارش مدعی شد: آمریکا زمانی که با طرح  "قاسم سلیمانی" در عراق همراهی کرد در واقع عراق را به ایران واگذار کرد. در نهایت هم نیروهای خود را از عراق خارج کرد، اما همچنان هم برای ایجاد ثبات در این کشور تلاش می‎کند.


 


**آبزرور: "قاسم سلیمانی" تنها کسی است که می‌تواند داعش را شکست دهد


روزنامه انگلیسی "آبزرور" تأکید کرد که سردار "قاسم سلیمانی" فرمانده سپاه قدس احتمالاً تنها کسی است که می‌تواند داعش را شکست دهد. "آبزرور" عنوان داشت: هنگامی‌که در ژوئیه گذشته ارتش عراق از مقابل داعش گریخت، این ژنرال ایرانی در صحنه حضور یافت و چند ساعت پس از سیطره داعش بر موصل، سلیمانی در بغداد بود و از آن زمان عملیات دفاع از بغداد را هماهنگ و نیروها را بسیج کرد.



راز محبوبیت

"آبزرور" در پایان خاطرنشان کرد: سردار سلیمانی همچنین وقتی داعش، اربیل را تهدید کرد به کردستان عراق در شمال این کشور رفت. فرمانده سپاه قدس در اقصی نقاط عراق مورد ستایش و قدردانی قرار گرفت به ویژه از سوی شیعیان؛ چرا که او احتمالاً تنها کسی است که می‌تواند پیشروی داعش را متوقف کند.



**گاردین: حتی کسانی که "سلیمانی" را دوست ندارند، او را فردی باهوش می‌دانند

 روزنامه "گاردین" در مورد فرمانده سپاه قدس تاکید می‌کند: «حتی کسانی که "سلیمانی" را دوست ندارند، او را فردی باهوش می‌دانند؛ بسیاری از مقامات آمریکا که این چند ساله را صرف متوقف کردن کار افراد وفادار به سلیمانی کرده‌اند، می‌گویند مایل هستند او را ببینند و معتقدند که مبهوت کارهای او شده‌اند. ژنرال سلیمانی برای غربی‌ها شبحی مرموز است که سایه وار در کمین دشمنان می‌نشیند و ناگهان چون صاعقه فرود می‌آید.


کمتر شاهد بودیم که فرمانده سپاه قدس سخنرانی کند و یا مصاحبه ای داشته باشد و در این زمینه هر زمان که صحبت از سخنرانی یا مصاحبه سردار سلیمانی مطرح می شود برای بیننده و مخاطب جالب بوده و جاذبه ایجاد می کند همانند سخنرانی که وی در کرمان درباره منابع نفت داعش در دیروز و کرکوک داشت و این موضوع باعث شد رسانه های خارجی نظرشان به صحبت های فرمانده سپاه قدس جلب شود.  



**نیوزویک :  "سردار سلیمانی" مغز متفکر نظامی ایران در صحنه مبارزه با تروریسم


نشریه "نیوزویک" در مقاله‎ای به نقش ایران در مبارزه با تروریسم پرداخت و نوشت: ایران ظرف مدت زمانی که عناصر داعش وارد خاک عراق شدند، بهترین آموزش‎ها و مشورت‎ها را به نیروهای عراقی اعطا کرده و کمک‎های نظامی از قبیل سلاح به بغداد ارائه داده است. در مقاله نیوزویک آمده است ایران همچنین از طریق مغز متفکر نظامی خود یعنی "قاسم سلیمانی" فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران که بسیاری از فرماندهان نظامی او را فرمانده و استراتژیستی ممتاز می‎دانند، به عراق کمک کرده است.

راز محبوبیت

راز محبوبیت


***دلیل دوم محبوبیت: فرمانده سپاه قدس متعلق به هیچ جناحی نیست

یکی دیگر از دلایلی که عامل و باعث محبوبیت فرمانده سپاه قدس شده این که او به هیچ طیف و جناحی تعلق ندارد و کشور خود را به عنوان معیار قبول داشته و در این راستا حرکت می‌کند و مردم با توجه به این که می‌بینند هیچ موضع‌گیری خاصی از فرمانده سپاه قدس در حوزه سیاسی و جناحی دیده نمی‌شود؛ لذا به شخصیت او احترام می گذارند.
 
 


**دلیل سوم محبوبیت: ظرفیت‌سازی در جهان اسلام برای مقابله با تروریسم و استکبار

لازم به توضیح است که می‌توان به این موارد جمع کردن و ظرفیت‌سازی قدرت جهان اسلام برای مقابله با استکبار و تروریسم را از دلایل دیگر محبوبیت فرمانده سپاه قدس جمهوری اسلامی ایران  دانست که باعث شده او در منطقه غرب آسیا بالاتر از "هاکان فیدان" رئیس سابق دستگاه اطلاعات ترکیه و "شاهزاده بندر بن سلطان" رئیس سابق دستگاه اطلاعات عربستان قرار بگیرد.   

 
***صحبت های ضرغامی درباره  "سردار سلیمانی"

عزت "الله ضرغامی" رئیس سابق سازمان صدا و سیما با اشاره به ویژگی‌های سردار سلیمانی فرمانده سپاه قدس جمهوری اسلامی ایران گفت: ‌فرمانده سپاه قدس با جمع کردن ظرفیت‌های جهان اسلام، مدیریت مستشاری و با شجاعت در صحنه ایستاده‌ و قدرتی را در منطقه ایجاد کرده که قابل وصف نیست.

احمدی‌نژاد به موهایم گیر نمی‌داد/ با چادر مشکی مخالفم/ روحانی بهترین گزینه برای مذاکرات بود/ مشایی دیگر در سیاست دخالت نمی‎کند

رفتار احمدی‎نژاد در سفرهای استانی اشتباه بود

مشاور رسانه‎ای احمدی‎نژاد در مصاحبه‎ای سکوت رسانه‎ای خود را شکست و از رابطه‎اش با احمدی‎نژاد گفت.
مهمترین محورهای گفتگوی جذاب مشاور رسانه ای محمود احمدی نژاد پس از مدت ها سکوت به شرح زیر است که مشروح آن در ادامه می آید:

این منطق داعش است که باید خون بریزند تا احمدی نژاد برنگردد/ اوباما کُت احمدی نژادی می پوشد/ نان و امید بسیار لذیذتر از نان و پنیر است/ فتنه 88 یک خودپسندی سیاسی بود/ دخترم را یک جریان سیاسی داخلی فریب داد/ احمدی نژاد از بیت المال جود کرد/ در سخنرانی بعد از انتخابات 88 مرا قال گذاشتند/ خیلی ها به جای کار فرهنگی کار سرهنگی انجام دادند/ مشایی معمولی تر از آن چیزی است که گفته می شود

.مهدی شهید کَلهُری معروف به مهدی کلهر، فرزند میرزا عبدالعلی تهرانی و برادر آقا مرتضی تهرانی و آقا مجتبی تهرانی است که از علما و مجتهدین معروف تهران هستند. وی مشاور رسانه‌ای محمود احمدی‎نژاد رئیس جمهور سابق و مشاورت سازمان صداو سیما را در کارنامه خود دارد. کلهر در مناظره‌های انتخابات ریاست جمهوری دور نهم به عنوان نماینده احمدی‌نژاد حضور می‌یافت. مهدی کلهر مدتی سکوت رسانه‎ای اختیار کرده بود؛ اما پیگیری‎های خبرنگار ما باعث شد وی سکوت رسانه‎ای خود را بشکند .


وکیل مجلس باید در قدوقواره ایران امروز باشد/ سیاست داعشی برای حذف رقیب منطقی نیست/ با چادر مشکی مخالفم/ روحانی بهترین گزینه برای مذاکرات بود/ مشایی دیگر در سیاست دخالت نمی‎کند/ احمدی‎نژاد یک دولت است


کلهر: متولد تهرانم 1328، اما شناسنامه‎ام در مشهد صادر شده است. مقاطع دبستان و دبیرستان را در مدارس مطرح تهران گذراندم و با دیپلم ریاضی فارغ التحصیل شدم. همان سال در دانشکده هنرهای تزئینی پذیرش شدم و رشته معماری داخلی خواندم و به موازات آن رشته‌های هنری دیگری مانند تئاتر و گرافیک را کار کردم. 

 با توجه به اینکه تحصیلات هنری دارید، چگونه به دولت و سیاست راه پیدا کردید؟ 

کلهر: تا قبل از انقلاب سمت دولتی نداشتم بعد از آن از طریق اساتید و دوستانی مانند شهید باهنر، رجائی و دیگر دوستان به وزارت آموزش و پرورش دعوت شدم و به عنوان مشاور هنری وزیر در دولت موقت مشغول به کار شدم که آن زمان دکتر شکوهی بود. قرار شد هنر را به صورتی که مورد قبول انقلاب و اسلام است در مدارس به کار بگیریم. 

من خودم قبل از انقلاب به دلیل اینکه وارد هنرهای نمایشی شده بودم به نظرم می‎رسید که نمی‎توانیم نمایشنامه رادیویی و فیلم بدون موسیقی داشته باشیم. لذا در فرصت‎های گوناگون زیر نظر رهبر کبیر انقلاب یکسری مباحث نظری راجع به هنر را از دیدگاه فقه و اسلام طی کردیم. بعد از آن هم به دلیل اینکه هنر با ارائه نمونه‌ها توسعه پیدا می‎کند، دفتر پژوهش امور هنری و نمونه‌سازی را با مشورت شهیدان بهشتی، باهنر و رجائی در آموزش و پرورش تأسیس کردیم. در زمان طاغوت پروتکلی بود که عکس‎های شاه مخلوع به صورت قاب عکس در تمام ادارات نصب می‌شد، شهید رجایی به پیشنهاد دکتر بهشتی این پروتکل را با مفاهیم آیات طاغوت عوض کردند، که طی آن 12 عدد طرح درست شد که دوتای آنها با مضمون «کلمه الله هی العلیا» انتخاب شد که یکی بالای سر مقام معظم رهبری است که پیش از این نیز در جماران بالای سر حضرت امام خمینی (ره) بود و دیگری که کادر افقی با زمینه یشمی و طلایی دارد، در دفتر وزیر آموزش و پرورش است و بعد از آن کار جدی شروع شد.

 چگونه با آقای احمدی‌نژاد آشنا شدید؟

کلهر: آقای احمدی‌نژاد به عنوان یکی از دانشجوهای برجسته دانشگاه علم و صنعت مطرح بودند و من آن زمان توسط دوستانی مانند جواد شمقدری و نادر شریعتمداری با ایشان آشنا شدم. احمدی‎نژاد از همان ابتدایی که در دانشگاه بود انسان متفاوتی بود و زمانی که انقلاب فرهنگی در کشور اتفاق افتاد، وی یکی از نمایندگان دانشجویان اسلامی بود. اما اینها مسائلی نبود که من را به احمدی‎نژاد نزدیک کند، دلیل قرابت من و او درک یکسان از فضا و هدف مشترک بود. 

من در تیرماه سال 1378 یک سری مقالاتی با عنوان «ارزش‎ها و واقعیت» در روزنامه جمهوری اسلامی به چاپ رساندم که در آن به بررسی مسیر انقلاب از پیروزی تا سال 78 پرداخت بودم و در آن عنوان کردم که یک سری زاویه‎هایی وجود دارد که باید مراقب باشیم تا از ریل انقلاب خارج نشویم این مقاله بازتاب وسیعی داشت که یکی از معترضین آن آقای هاشمی رفسنجانی بود. چون یکسال پس از ریاست جمهوری ایشان بود و دولت اصلاحات تازه آمده بود. نقد من بر این بود که «هاشمی به جای اینکه اقتصاد را مردمی کند، مردم را اقتصاد زده کرد» یعنی هاشمی یک ماراتن اقتصادی در کشور به راه انداخته بود. آقای احمدی‎نژاد نیز با مقاله من موافق بودند.

 فعالیت‎های شما در دولت فقط در امور فرهنگی خلاصه می‎شد؟

کلهر: خیر؛ پیش از این در سال‌های 1361 به بعد پیشنهاد معاونت وزارت امور خارجه را از سوی ولایتی داشتم، اما نرفتم. پیشنهادات دیگری هم داشتم، اما فعالیت‎های فرهنگی به گونه‎ای بود که فکر می‌کردم تحصیلات و تجربه‌اش را دارم و این حوزه را می‎شناسم. به همین جهت هم در دوره احمدی‌نژاد شرطم این بود که سمت اجرایی نداشته باشم. لذا نه وزارت مسکن، نه معاون اولی و نه وزارت ارشاد را قبول نکردم؛ چرا که من کار اجرائی نمی‎دانم و به احمدی‎نژاد هم گفتم من حداکثر می‎توانم کار مشورتی با شما داشته باشم. حتی زمانی هم که رئیس جمهور شد نیز نمی‎خواستم نماینده او در شورای نظارت صدا و سیما باشم، چرا که من در همان زمان مشاور عالی رسانه ملی بودم، لذا یک سال بعد و در سال 85 این حکم را مشروط بر اینکه آزادی‎های خود را داشته باشم، پذیرفتم.

مگر پست مشاور رسانه‎ای محدودیتی برای شما ایجاد می‎کرد؟

کلهر: شما نمی‎توانید عضو یک مجموعه‎ای باشید و به نظرتان برسد که مجموعه تصمیم غلطی می‎گیرد و کاری نمی‎توانید صورت دهید.

 تصمیماتی که گرفته می‎شد غلط بود؟

کلهر: بله؛ معتقدم برخی تصمیم‎ها غلط بود و من به بعضی از آن‎ها اعتراض می‎کردم. به عنوان مثال در مورد مسکن مهر، مخالفت‎های خود را اعلام کردم، از این موارد زیاد است.

 شما سالیان طولانی مشاور احمدی‎نژاد بودید، اما نقدهایی که وارد کردید در میانه‌های دولت دهم عنوان شده است، چه شد که بعد از مدتی طولانی شروع به مخالفت کردید؟

کلهر: اینطور نیست! اگر دیده باشید سال 84 درحالیکه نماینده احمدی‎نژاد بودم، در مصاحبه‎ای از اختلافی که در رسانه‌ها بین وی و هاشمی مطرح می‎شد، انتقاد کردم و گفتم این کارها به نفع کشور نیست که بلافاصله مورد انتقاد آقای الهام قرار گرفتم و کمتر از یک هفته بعد از دریافت حکم نمایندگی در شورای نظارت بر صدا و سیما استعفا دادم، در این استعفا که هنوز متن هشت صفحه‌ای آن موجود است گفته بودم آقای احمدی نژاد من واقعا با فشار شما آمدم و این مسئولیت را پذیرفتم، حتی پای قرآن هم وسط آمد که آقای الهام هم در جریان هست. گفتم بگذارید من همان کلهر بمانم اینجوری برای کشور بهتر است که گفتند شما آزادی که انتقاد کنی؛ بنابراین همواره انتقادهایی داشتم؛ اما رسانه‎ای کردنش را به صلاح نمی‎دیدم. 


وکیل مجلس باید در قدوقواره ایران امروز باشد/ سیاست داعشی برای حذف رقیب منطقی نیست/ با چادر مشکی مخالفم/ روحانی بهترین گزینه برای مذاکرات بود/ مشایی دیگر در سیاست دخالت نمی‎کند/ احمدی‎نژاد یک دولت است

دلیل اصلی مخالفتتان با مسکن مهر چه بود؟

کلهر: یکی از بزرگترین مشکلات مسکن مهر عدم پایداریش بود. یک طرح باید هزینه‌اش مشخص باشد، مسکن مهر یک برش است نه یک امتداد! برای مثال: شهید رجایی در طرح معروف خود مابه‌التفاوت بنزین را به افراد 60 سال به بالای روستایی اختصاص داد. ایشان سر جمع یازده ماه قدرت اجرایی را در دست داشتند، ولی طرحشان تا زمانی که اجرا شد، بدون ایراد بود. لذا منبع یک طرح در مدیریت باید روشن باشد. اینکه شما به بانک فشار بیاورید و وامی بگیرید که توجیهی نداشته باشد. فقط یک فشار موقت است که قیمت‎ها را می‎شکند، اما موفق نیست!

 آیا انتقادات شما از سوی دولت وقت پذیرفته شد؟

کلهر: خیر؛ من همان موقع گفتم بحران کنونی اقتصاد آمریکا به دلیل گرانی مسکن نیست. بلکه ارزانی مسکن هم در نوع خود بیماری است. اما پس از انتقادات احساس کردم که احمدی‎نژاد از من ناراحت است، لذا ادامه این اختلافات را به نفع کشور ندیدم و استعفا دادم. در این استفعا که هنوزم متن هشت صفحه‎ای آن موجود است گفته‎بودم آقای احمدی‎نژاد من واقعا با فشار شما آمدم و چندین ماه طول کشید این مسئولیت را پذیرفتم، حتی پای قرآن هم وسط آمد که آقای الهام هم در جریان هستند، گفتم بگذارید من همان کلهر بمانم. اینجوری برای کشور بهتر است.

بالاتر گفتید با احمدی‎نژاد هم‌فکر هستید، چه شد که راهتان جدا شد؟

کلهر: من و احمدی‎نژاد اشتراکات زیادی داشتیم، اما متاسفانه فکر دو نفر همیشه صددرصد با یکدیگر منطبق نیست.

 آیا علاوه بر مسکن مهر نگاه شما در مورد «سانسور» هم می‎تواند، به‎نحوی باعث انشقاقتان از رئیس دولت سابق باشد؟

کلهر: خیر؛ نه مسکن مهر و نه طرح مسأله سانسور هیچکدام علت جدایی من از احمدی‌نژاد نبود. شما باید این سوال را از خود او بپرسید. احمدی‎نژاد آن موقع به من می‎گفت شما همیشه برای نقدکردن آزاد هستی! اما از سویی او گلایه‌ای از من را در دیدار هیئت دولت با مقام معظم رهبری در سال 1389 عنوان کرده و گفته بود که حتی کلهر هم از ما انتقاد می‎کند، که مقام معظم رهبری فرمودند دولت در انتقادها تحمل خود را بالا ببرد و به انتقادها توجه کند. البته انتقادهای من به شخص احمدی‎نژاد بر نمی‎گشت و حرفم با دولت‌ها بود. چرا که من به عنوان کسی سخن می‎گفتم که در مورد شهرسازی و معماری مطالعاتی داشتم و کارم از سال 51 همین بود و بخش مهمی از زندگیم در پژوهش گذشته بود و بسیاری از روسای دانشگاه‎ها صحبت‎های من را تایید می‎کردند. حتی زمانی هم که از دولت جدا شدم، نیکزاد معاونانش را به دفتر من می‎فرستاد و در جلساتی طولانی ضعف‎های مسکن مهر را بررسی می‎کردیم که برخی تأثیرات آن را بعداٌ در پروژه‎های مسکن مهر شاهد بودیم. این‎ها نشان می‎داد که مدیریت دولت خیلی هم منفعل نیست. البته اینکه احمدی‎نژاد یک دفعه 14 نفر مشاور خود را عزل می‎کند فارغ از این صحبت‎هاست.

شخص احمدی‎نژاد جایی که تنها بود تفکرات «کلهر» را انتخاب می‌کرد، ولی در کنار او بودند کسانی که نظراتشان متفاوت بود و این نظرات را تحمیل می‎کردند. این شد که من در دولت نهم و دهم تنها شدم، اما هیچگاه حتی فکر آن را نکردم که غیر از احمدی‎نژاد کسی هست که من بتوانم با او دیالوگ داشته باشم برای همین می‌گویم شخص احمدی نژاد مسئول بر کناری این 14 نفر نبود.

پس علت برکناری همزمان 14 مشاور چه بود؟

کلهر: قبلا هم گفتم پاسخ بعضی رفتارها را باید از خود احمدی‌نژاد بپرسید. البته احمدی‌نژاد خودش یک دولت بود، ظرفیتش یک دولت است و برای حرکت آن چرخ زنگ‎زده‌ اجرایی و سازندگی مملکت یک ضرورت اجتناب ناپذیر بود. اما به جای اینکه خودش در کارها تا آخرین نقطه پیش برود، باید کاری می‎کرد که سیستم بیدار شود. باید شیوه و راه احمدی‌نژاد تبیین و تفهیم و سپس نهادینه می‌شد. شورایی هم تعیین شد و البته بنده در آن شورا نبودم و هیچ اتفاقی هم نیفتاد. در ادامه راه شتابزدگی و عملگرایی بیش از حد احمدی‌نژاد مانع شد تا اصالت راه بر اصالت فرد کاملا آشکار شود و برخی اطرافیان آگاهانه یا ناخودآگاه به‌جای پایدار کردن راه و روش احمدی‌نژاد از خود او می‌خواستند یک یادگار تکرار نشدنی بسازند.

باشگاه خبرنگاران: به نظر شما مهمترین خطای استراتژیک احمدی‌نژاد چه بود؟

کلهر: اگر بخواهم عیب احمدی‌نژاد را در برابر هزاران حسنی که داشت بگویم، این است که با کنار گذاشتن او، همه چیز از بین می‌رفت. بگذارید موارد افتراقم با آقای احمدی‌نژاد را اینگونه بیان کنم که او خودش یک ظرفیت عجیب و غریبی بود و قطعا دوره 8 ساله او با تمام خطاهایی که وجود داشته در تاریخ خواهد درخشید. من همیشه در میان مردم هستم و می‌بینم که مردم احمدی‌نژاد و عملکردهایش را دوست دارند. اما او باید احمدی‌نژادی‌های بعدی را شناسایی و تربیت می‌کرد که بیشتر آن‌ها را از خود دور ساخت.

البته برخی اشتباهات دولت احمدی‎نژاد هم قابل انکار نیست، مثلا یکی از موارد اختلاف من با وی رفتارهایش در سفرهای استانی بود. رفتار او در سفرهای استانی طوری بود که مطالبات مردم را افزایش می‌داد و من این مسئله را بارها به او متذکر شدم.  گفتم شما با پول دادن به مردم کرامت آنها را متزلزل می‎کنید و اگر این رفتار شما برای مردم عادت شود، دیگر آنها بازوی شما نخواهند بود. شما باید طرح‎های مردم را بگیرید و پروژه‎های زیرساختی آنان را به ثمر برسانید نه اینکه دست آنها را به سمت خود دراز کنید.

شعار احمدی‌نژاد دولت عدالت گستر بود، ولی آن کاری که در سفرهای استانی صورت می‌گرفت جود بود. جود هرگز برای حاکم صفت پسندیده‌ای نیست. مگر اینکه از جیب خودش باشد نه بیت‌المال! احمدی‎نژاد فردی بسیار باهوش است و متوجه شد که با اینکار پارادوکس در شعار عدالت محور دولت بوجود آورده و رفتارش نقطه مقابل عدالت شده است. لذا هرگز نباید بین شعار و عمل پارادوکس بوجود آید. چرا که نتیجه‌اش بحران می‌شود. به‌همین‌جهت در دور دوم سفرها از مردم تقاضای طرح و پیشنهاد کرد که دیر شده بود.

 شما در سال 84 مناظره‎ای را به نفع احمدی‎نژاد انجام دادید که بسیاری معتقدند توانستید رأی زیادی را در سبد او بریزید چه شد که وارد این مناظره شدید؟ 

کلهر: من هنوز هم حامی احمدی‌نژاد هستم؛ هرکجا مواضعم با احمدی‌نژاد مشترک باشد می‌گویم هر کجا نظرم با او متفاوت بود را هم گفتم. در مناظره هم این را گفتم که اینها نظر من است و شاید نظر احمدی‎نژاد هم همین باشد. 

باشگاه خبرنگاران: پیشنهاد مناظره شما از طرف چه کسی مطرح شد؟

کلهر: خود آقای احمدی‌نژاد؛ قبل از ثبت‌نام او برای ریاست جمهوری، بدون پرده با یکدیگر درباره دیدگاه‎هایمان صحبت کردیم و من فکر می‌کنم اتفاق نظری که ما در آن شرایط داشتیم، بالای 90 درصد بود. البته من قبل از ریاست جمهوری احمدی‎نژاد نیز به صورت چراغ خاموش در هر جای ایران مسائل کشور را رصد می‎کردم. چون واقعا احساس خطر می‎کردم. چرا که وضعیت جوانان به عنوان سرمایه‎های کشور برای من که عمری را در کارهای فرهنگی و اجتماعی صرف کرده‎ام خوشایند نبود و این مسائلی است که شاید یک سیاستمدار به آن توجه نکرده و به راحتی از آن عبور کند. اکثر جوان‌ها چه در شهر و روستا آینده خود را در ایران جستجو نمی‌کردند که این برای کشور فاحعه‌بار است.

ترجیح شما بین احمدی‌نژاد و هاشمی چرا احمدی‌نژاد بود؟

کلهر: ترجیح من قطعا احمدی‌نژاد بود! در جاییکه پای منافع ملی مطرح است نه رفاقت ارزش دارد نه خویشاوندی؛ زیرا تاریخ، محکمه‌ بسیار سخت و بی‌رحمی است. من فکر می‌کنم آن کسانی که در زمان خود خائن تشخیص داده می‌شوند، بسیار خوش شانس‌تر از آن‏‎هایی هستند که بعدها تلقی شوند. زیرا یا از خود دفاع می‌کنند و یا آنقدر گل درشت هستند که هیچ گاه از انظار پنهان نمی‎مانند. من در مناظره‎ام با مرعشی هم گفتم هرگز از جایگاهی که دارم پایین‌تر نمی‌آیم؛ چون سیاست دو پله پایین‌‎تر از فرهنگ است. من عمرم را در فرهنگ تلف کردم تا بتوانم گره‌ای از مشکلات مردم باز کنم.

در سال 84 دو دیدگاه داشتم که بارها گفتم؛ اول آنکه به نظرم می‌آمد آمدن هاشمی یک واپس‌گرایی است، اگر انقلاب معتقد است که پویا است یک آدمی در 52 سالگی آمده 8 سال رئیس جمهور بوده و 16 سال بعد دوباره همین آدم می‌خواهد برگردد؛ یعنی واقعا نشان می‌دهد نظام نتوانسته فرد دیگری را برای به دست گرفتن امور اجرایی تربیت کند؟ اگر شما بگویید این یک مورد استثنا است، قبول می‎کنم، اما این نشان می‎دهد که ما در سال‎های قبل بد عمل کردیم و حالا دوباره می‎خواهیم چند صفحه را خط بزنیم و با یک پیرمرد سر خط برگردیم. آنهم پیرمردی که در زمان ریاست جمهوی خود میان‎سال بوده و لااقل کمی قدرت جسمی و توانایی داشته است. حالا بعد از 16 سال، برگشتن او کمدی می‌شود و این مسأله‌ای بود که من به خاطرش از کاندیداتوری احمدی‎نژاد دفاع کردم. این موضوع راجع به خود احمدی‌نژاد هم صدق می‎کند. زمانی که بهشتی شهید شد گفتند دشمن در چه فکریه ایران پر از بهشتیه! حالا نمی‌خواهید بهشتی‎های ایران را ببینید؟ 

 آیا برای حمایتتان از احمدی‎نژاد شرطی هم داشتید؟

کلهر: شرط من برای احمدی‌نژاد این بود که نباید وابسته به هیچ حزب و جریانی باشد. لذا او از آبادگران بیرون آمد. گفتم نباید وامدار هیچ کسی باشی چون مملکت بیش از اینکه به چپ و راست و اصلاح‌طلب احتیاج داشته باشد نیازمند افراد آبادگر به معنای واقعی است و سیستم باید اصلاح شود. همه ساخت و سازهای دولت نهم و دهم نیز براساس یکسری مطالعات جدی بود و به نظر من هیچ دولتی تا دوره‌ احمدی‌نژاد انقدر آبادانی برای کشور نداشت. 

: حتی دولت سازندگی؟

 کلهر: بله؛ ما قبل از دولت احمدی‎نژاد وارد کننده کلینکر و سیمان بودیم، روزی که احمدی‎نژاد رفت آمار تولید سیمان ما به 80 میلیون تن رسیده بود. یعنی از زمان رضاخان که اولین کارخانه سیمان به کشور آمد شما 32 میلیون تن تولید سیمان داشتید، اما در دولت نهم و دهم تولید سیمان در کشور به بیش از دو برابر رسید. این آمار در مورد افزایش مساحت فضاهای ورزشی هم مشهود است. این مسأله را نمی‎توان انکار کرد که فاصله طبقانی در این هشت سال به کمترین فاصله خود رسید.


وکیل مجلس باید در قدوقواره ایران امروز باشد/ سیاست داعشی برای حذف رقیب منطقی نیست/ با چادر مشکی مخالفم/ روحانی بهترین گزینه برای مذاکرات بود/ مشایی دیگر در سیاست دخالت نمی‎کند/ احمدی‎نژاد یک دولت است

 با توجه به اینکه دولت احمدی‎نژاد به لحاظ درآمدی ثروتمند بود، به نظر شما این پول چگونه باید مدیریت می‌شد تا اتفاقات بهتری در جامعه بیفتد؟

 کلهر: باید توجه داشت که این اما و اگرها می‎تواند در هر دولتی بررسی شود، ما این را می‎توانیم در دولت آقای هاشمی، رجایی و حتی هویدا نیز بررسی کنیم! ما یک منطقی داریم که می‎گوید «الخیر فی‎ما وقع» یعنی با توجه به مهره‌هایی که در آن مقطع داشتیم بهترین‌ها اتفاق افتاده است. باید این فکر را که اگر ما بودیم نتیجه چیز بهتری رقم می‎خورد را کنار بگذاریم. چرا که از برآیند نیروها آنچه که اتفاق افتاده بهترین‌ است. به هرحال اگر قرار باشد به عملکرد احمدی‌نژاد نمره‌ای بدهم، خلاف ادعای خودش که معتقد است بیست می‌گیرد، نمره‌ مابین 15 تا 20 می‎دهم.

بخشی از بدنه‌ سیاسی کشور معتقدند آنچه در دوره‌ احمدی‎نژاد اتفاق افتاد، فاجعه بود. حتی برخی در مصاحبه‌ خود گفته‌اند باید خون بدهیم تا تفکر احمدی‌نژاد برنگردد. توضیح شما چیست؟ 

کلهر: ایرادی ندارد، یک زمانی هم اصلاح‌طلب‌ها گفتند دلیل اینکه پیروز نمی‌شویم این است که شهید نداریم و خواستند در سال 88 شهیدسازی کنند.

بازار داغ انتقادها در مورد دولت نهم و دهم را ناشی از چه می‎دانید؟

کلهر: می‌خواهند رقیبشان را با ریختن خون کنار بگذارند واقعا این چه مبارزه سیاسی است، این منطق داعش است که باید خون بریزند تا احمدی‌نژاد برنگردد این گروه سیاسی هر کسی و در هر پست و مقامی که هست منطقش داعش است. چرا که اگر حرف حساب دارند، طبق قانون مملکت نمی‎گوید. من به صراحت می‌گویم هرکسی که این حرف را می‌زند داعشی سیاسی است. این گروه برخلاف ادعایش نه به جمهوری معتقد است و نه به دموکراسی.

: فرق داعش سیاسی با کوتوله سیاسی چیست؟

کلهر: این‌ها با هم فرق دارند.

آیا هنوز به اظهاراتتان درباره کوتوله‎های سیاسی معتقد هستید؟

کلهر: این مسائل در همه زمان‌ها حتی مدرس هم بوده است. اما مدیریت باید همیشه حواسش باشد به حاشیه نرود! رئیس جمهور، وزیر و هرکسی که نقش مدیریتی در جامعه دارد، باید به اولویت‎ها توجه کند. مجلس شورای اسلامی در زمانی که بحران اقتصادی گریبان آمریکا و اروپا را گرفته بود، کاملا اشتباه عمل کرد. دولت هم یک سری مسائل را به وجود آورد که آن هم اشتباه بود. در آن زمان ایران و غرب هر دو بیماری اقتصادی داشتند. اروپا بیماری‌اش این بود که تولیدش مشتری نداشت ما هم بیماریمان این بود که تولید نداشتیم؛ با این شرایط هر دو از یک نسخه استفاده کردیم.

آنها مدل ریاضت اقتصادی را برگزیدند و مجلس ما هم به احمدی‎نژاد فشار آورد تا بودجه عمرانی خود را پائین بیاورد. در صورتی که ما باید برعکس عمل می‎کردیم، وقتی آمریکا و اروپا مشتری نداشتند، ما باید به تولید می‌پرداختیم و آن را افزایش می‌دادیم. بزرگترین اشتباهمان هم ذخیره‌ ارزی بود. زیرا آن زمان هنوز اموال ما بلوکه نشده بود و این مسأله بزرگترین اختلاف من با مجلس بود. من می‌دانستم که نگه داشتن پول برای ما غلط است و آن زمان هر کشوری ذخیره ارزی نگه داشت در حقیقت به آمریکا خدمت کرد و باعث شد نرخ دلار دچار تنزل نشود.

وکیلی که در مجلس حضور دارد سرنوشت سیاست و اقتصاد کشور در دستش است و او غیر از نمایندگی شهر و روستایش با دنیا سر و کار دارد. شما بخواهید یا نخواهید کشور وارد عرصه‌ جدید شده و مجبورید شانه‌به‎شانه ابر قدرت‌ها پیش بروید. قدوقواره وکیل مجلس باید با ایران امروز سازگار باشد و باید متوجه باشد که اگر هواپیمای روسی هدف قرار می‎گیرد، از سه سناریو خارج نیست. پس اگر نماینده مجلس ما بگوید من به این چیزها کاری ندارم در قواره مجلس شورای اسلامی نیست.

آیا احمدی‌نژاد قصد شرکت در انتخابات سال 96 را دارند؟ 

کلهر: خیر! هنوز برای پاسخ به این مسأله زود است چرا که هنوز زمان زیادی تا 1396 باقی است.

 با همان استدلالی که برای آقای هاشمی داشتید؟

کلهر: بله، من به او توصیه می‌کنم که نیاید.

پس در محفل‌هایی که در ولنجک و جنت آباد برگزار می‌شود، چه می‌گذرد؟

کلهر: احمدی‎نژاد و یک سری از مدرسین و علما که بعد از دولت نهم به آن‌ها پیوسته‌اند در حال آسیب شناسی عملکرد دولت نهم و دهم هستند و در کنار آن ارزشها و ضدارزشهائی که حضرت امام و مقام معظم رهبری در صحبت‌هایشان مطرح کرده‌اند را مورد مطالعه قرار می‌دهند تا برای مثال منظور از اقتصاد اسلامی، سیاست خارجی به روشنی درک شود. آن‌ها مشغول بازخوانی انقلاب اسلامی از دیدگاه امام (ره) و مقام معظم رهبری هستند.

یعنی تفکر انتخاباتی آنجا حاکم نیست؟

کلهر: خیر؛

آیا فکر می‌کنید کشور توانسته مدل احمدی‌نژاد دومی را ارائه دهد؟

کلهر: حتما، مدل احمدی‌نژاد مدل موفقی است. زیرا با اهداف انقلاب اسلامی هم‌خوانی بیشتری دارد. معتقدم این بیداری اسلامی که انقلاب ما به‌وجود آورده، فراتر از کشورهای اسلامی است و حتی کشوری مانند روسیه هم تحت تاثیر این انقلاب است. مدل احمدی‌نژاد هم مدلی است که آنها پذیرفته‌اند. مشاوران سارکوزی بی‌دلیل نمی‌گویند که مدل لباس تو باید مانند مدل لباس احمدی نژاد باشد. اوباما هم وقتی در مناطق طوفان زده حاضر می‌شود، کت احمدی‌نژادی به تن دارد. اینها نشان می‌دهند که مدل احمدی نژاد آنقدر موفق بوده که دشمن ما این مدل را انتخاب می‌کند و جالب است بدانید بعد از آقای احمدی‌نژاد برخی روسای جمهور پروتکل‌های خود را کنار گذاشته‌اند و به‌راحتی در جمع مردم حاضر می‎شوند. پس این مدل در کشورهای غیراسلامی به روزتر و مترقی‌تر هست.
  
انقلاب اسلامی ایران موجی را روی کره زمین بوجود آورده و آن‌ها مدلی را  دیده‌اند و گلوبال پرزیدنت را مطرح کرده‌اند. گلوبال پرزیدنت به معنی مدل رئیس جمهور قرن 21‌ است که دیگر خود را ملزم به داشتن کراوات و گذاشتن قاشق در  سمت راست و دیگر پروتکل‌های تشریفاتی نمی‎بیند. پوتین کراوات خود را جلوی بوش باز می‌کند؛ یعنی آدابی که هرگز مطرح نبوده‌اند و این رفتارها متأثر از آقای احمدی نژاد هستند. اکنون انقلاب اسلامی پوست انداخته و این تمدن دارد به جایی می‌رسد که یا باید برای چند قرن بماند و یا برای همیشه باید برگردد. 


وکیل مجلس باید در قدوقواره ایران امروز باشد/ سیاست داعشی برای حذف رقیب منطقی نیست/ با چادر مشکی مخالفم/ روحانی بهترین گزینه برای مذاکرات بود/ مشایی دیگر در سیاست دخالت نمی‎کند/ احمدی‎نژاد یک دولت است

 ارزیابی شما از عملکرد دکتر روحانی چیست؟ 

کلهر: به نظر من تیم رسانه‌ای و تبلیغاتی دولت فوق‌العاده است. من به دکتر آشنا تبریک می‌گویم زیرا کارهایشان شاهکار و قابل ستایش است. این دولت در زمینه روانشناسی اجتماعی ثابت کرد که نان و امید بسیار لذیذتر از نان و پنیر است این کار فوق العاده است. آنها نشان دادند که امید به وام خیلی لذت بخش‌تر از اعطای خود وام به مردم است. چرا که اگر خود وام را به مردم بدهید آنها گرفتار می‌شوند که بقیه پولش را از کجا بیاورد تا مثلا خانه بخرد، اما امید به وام بهتر است و در این دو سال خیلی خوب جواب داده است. 

 چه نقدهایی را به دولت آقای روحانی وارد می‌دانید؟

کلهر: روحانی با کلیدش درِ روابط خارجی را چهار طاق باز کرده! که ظاهرا زیادی باز شده است، او با همان کلید می‌خواهد در اقتصاد را هم باز کند ولی نمی‌دانم کلید شکسته یا چه شده که این یکی دیگر باز نمی‌شود. اینها مسائل جدی هستند و شوخی بردار نیست. من معتقدم احمدی نژاد می‌خواست همه مردم را بالای خط فقر ببرد و این کار را در خیلی از سیاستهایش نشان داد و آمارهایش هم معلوم است اما روحانی می‌خواهد مردم را به خط رمق برساند. خط فقر در مسائل اقتصادی تعریف و شاخص دارد. ولی تعریف خط رمق مرز زندگی است گرچه این مدیریت ساده‌تر است و مانند دوران جنگ نیازها کاملا روشن می‌شود. در دوره جنگ به‌راحتی می‌توان مدیریت کرد چون انتظار دیگری وجود ندارد.

مردم در دوره‌ احمدی‎نژاد به نوعی وضع مالی و معیشتشان بهتر شد و حالا دولت یازدهم از اضافه سرریزهای دولت نهم و دهم استفاده می‌کند. همین امر است که باعث شده تیم رسانه‌ای و تبلیغاتی روحانی را بسیار موفق‌ بدانم. شما نگاه کنید یک کالایی به‌دلیل عدم کیفیت در مقابل مشابه خارجی خود استوک شده و در انبار مانده است. تیم رسانه‎ای دولت یازدهم می‎آید و نام آن را کالای بادوام می‎گذارد و آن را جایگزین کالای بُنجُل می‎کند که نشان از هوشیاری و تدبیر دولت است. کالای بنجل یک بار منفی دارد، ولی با این جایگزینی می‌تواند کالاهایی را که کارخانه نتوانسته بفروشد را توزیع کند.
 
از سوی دیگر هم کمپینی با نام «خودرو نخرید» به‌وجود می‎آورند و 8 ماه مردم را هدایت می‎کنند. با این کار گوش کارخانه‌های تولید اتومبیل را می‌پیچاند و سر جایشان می‌نشاند تا حرف دولت را گوش کنند. از سوی دیگر با نام بسته اقتصادی کالای بنجل 32 میلیونی را بدون اینکه اتفاقی افتاده باشد با مبلغ بالای 40 میلیون به مردم می‌فروشد. این اقدام قطعا یک برنامه است که مدیریت می‌شود. من کاری ندارم چقدر شرافتمندانه هست یا نیست، ولی به هرحال کار موفقی است و می‌توانم به روحانی بابت تیمی که دارد تبریک بگویم.
من جایی دیدم که رفسنجانی گفته احمدی نژاد مردم را هار کرد که تعبیر زشتی بود، ولی منظورش این بود او توقعات مردم را بالا برد. خود این موضوع جای بحث دارد. زیرا در مدیریت اگر قرار است کیفیت زندگی ارتقا پیدا کند بهتر است ابتدا بسته فرهنگی به مردم ارائه شود که اگر روزی یارانه‌ای را به آن‌ها پرداخت کردی کارگر با پنج برابر شدن درآمدش شغلش را رها نکند و کارخانجات به دنبال جایگزین افغانی نباشند. 

نظرتان راجع به مذاکراتی که در دولت یازدهم صورت گرفت چیست؟

شما می‌دانید که همه دولت‎ها اعم از دولت احمدی‌نژاد و هاشمی رفسنجانی و دولت یازدهم همگی در مذاکره با قدرت‌های جهانی اتفاق نظر داشتند و همگی خواهان حل مسئله هسته‌ای بودند. اما دولت دهم به دلیل اینکه تنها سه ماه از عمرش باقی مانده بود، ترجیح داد که وارد مذاکرات نشود. آقای روحانی هم به دلیل سابقه مذاکره بهترین گزینه در میان کاندیداهای سال 92 بود.

در دوره اصلاحات ما یک گام به عقب داشتیم که فرصت دو گام به جلوی دوره‌ احمدی نژاد را فراهم کرد. همان یک گام به عقب دوران اصلاحات باعث شد تا غربی‌ها بی‌آبرو شده و پلمپ‌ها شکسته شود. در هر صورت بعد از شکسته شدن پلمپ‎ها مذاکره لازم بود و بهترین گزینه که مورد وثوق مقام معظم رهبری بود همین تیم مذاکره کننده بود. شما اگر به خود مذاکره نسبت به تمام مذاکراتی که در طول تاریخ داشتیم نگاه کنید واقعا دشوارترین بود گرچه آن توفیق خلع ید از شرکت نفت انگلیس را ندارد، ولی این کار آنقدر بزرگ است من به عنوان یک ایرانی تشکر می‌کنم.

پس شما از توافق ایران و 1+5 حمایت می‌کنید؟ 

 کلهر: خیر، اینکه می‎گویم جای تقدیر دارد، به خاطر سنگینی کار است، لذا ابهامات هنوز سرجایش است. دولت یازدهم از این رو بهترین گزینه برای مذاکرات بود که هر دولت دیگری اگر در مذاکرات موفق نمی‎شد، جریان مخالف آن را متهم می‌کرد که شما به نتیجه گرفتن از مذاکرات معتقد نبودید. اکنون نیز ما یک برجام نداریم و با 6 تا 7 موضوع در حد برجام طرف حساب هستیم. زیرا در ذهن هرکدام از قدرت‎های 1+5 یک چیز می‌گذرد پس از این مرحله به بعد شرایط بسیار سخت‌تر از دوره‌ مذاکرات می‌شود یعنی تیم ناظر باید گام به گام مواظب تیم باشد تا در نقشه دیگران بازی نکند.

برجام را نباید یک برد تلقی کرد. چرا که ما زیر فشار مجبور به پذیرش یک دوره‌ی زمان‌بر شدیم و از حقوقمان صرف‌نظر کردیم تا فضا مجاب شود که اشکال کار از آنها است نه از طرف ما. کار هیات نظارت هم هنوز شکل نگرفته بسیار دشوارتر از آن گروهی است که مذاکرات را انجام دادند. به هرحال من پشتیبان این دولت هستم و همیشه هم باید اینطور باشد. چون وقتی کسی به عنوان رئیس جمهور انتخاب می‌شود رئیس جمهور همه است. 

یک جایی گفته بودید احمدی نژاد از مشایی فاصله گرفته، دلیل این فاصله چیست؟

کلهر: نمی‌دانم؛ ولی مشایی گفته دیگر در کار سیاست دخالت نمی‌کند.

  معتقدید آقای مشایی چقدر در تصمیمات احمدی نژاد تاثیر داشت؟

کلهر: در مورد چیزهایی که نمی‌دانم صحبت نمی‌کنم. رابطه‌ام هم با احمدی نژاد در مورد کشور، انقلاب اسلامی بود و می‌خواستم تجربیاتی که داشتم را در خدمت او بگذارم چرا که در رویکردهایش راجع به خدمت به کشور، اصلاح سیستم و حذف رشوه صد در صد هم‌نظر بودم و هنوز هم هستم. 

 نظرتان در مورد اتفاقات سال 88 چیست؟ 

کلهر: همان‌طور که مقام معظم رهبری فرمودند یازده میلیون رای نمی‌تواند تقلب باشد. کسانی  که سالها در این کشور مسئول بوده‌اند و و از انتخابات عبور کرده‌اند به این موضوع واقفند که امکان تقلب وجود نداشته است حداقل اخلاق سیاسی هم این بود که معترضین انتخابات جلوی دوربین بیایند و بگوئید که "ما بازی انگلیس، اسرائیل و آمریکا را خوردیم" درست است که ما اختلاف سیاسی داریم ولی بیایید و این موارد را شرافتمندانه مطرح کنید چون این حداقل انتظاری است که وجود دارد.

همه این افراد من را می‌شناسند چون با آنها کار کرده‌ام. من از اول انقلاب به توصیه‌ بزرگان در هیچ یک از جناح‎های سیاسی نبودم و هیچ‌وقت هم عضو حزب نبودم اینکه یک نفر شد اصلاح طلب و آن یکی اصولگرا دلیل نمی‌شود. من با رئیس دولت اصلاحات کم غذا نخورده‌ام و از کشور دیگری هم نیامده‌ام. ولی چیزی که می‌گویم این است که رهبران فتنه سال 88 آمریکا، انگلیس و اسرائیل بودند و اینها آسیستانهای بی‌جیره و مواجب آنها بودند، و باید قبول کنند که بازی خوردند. در آن مقطع یکی از نزدیک‌ترین افراد موسوی و یکی از کسانی که سه روز را در کهریزک و در شرایط بد گذرانده بود به دفترم آمد و  گفت من خودم به موسوی گفتم آقا تقلب نشده است.
 
 آنچه در سال 88 اتفاق افتاد یک بداخلاقی سیاسی سازماندهی شده بود و تنها کاری هم که توانست انجام دهد، تبدیل شیرینی 85 درصد مشارکت مردمی به تلخی بود. فتنه‌ 88 یک خودپسندی سیاسی بود که زمینه را برای نفوذ دشمن در خانه را مهیا کرد.
 
 دلیل حضور کمرنگ احمدی نژاد در زمینه‌های مختلف و سکوت رسانه‌ای‌اش چیست؟

کلهر: احمدی‎نژاد اکنون نباید وارد عرصه شود. چرا که حرف‌هایی که زده می‌شود مبنایی ندارد و مستند نیستند، اگر ادعاها مستند و سرفصل شود و عدد و رقم ارائه شود، حتما او پاسخ خواهد داد. اکنون احمدی‌نژاد 60درصد در بین مردم رای دارد و اگر چنین چیزی وجود نداشت آن جریان سیاسی داعشی هرگز نمی‌گفت که باید خون‌ بریزیم تا احمدی نژاد برنگردد. پس چنین زمینه‌ای وجود دارد و این گروه به جان رسیده‌اند که چنین حرف‌هایی را می‌زند.

 پیش از این یک سری مطالب به نقل از شما در مورد چادر مشکی منتشر شده بود، امروز چه نظری نسبت به این پوشش دارید؟

کلهر: من هنوز معتقدم چادر مشکی صورت زن را قاب می‌کند. ما هرگز چادر مشکی در ایران تولید نمی‌کردیم و تمام پارچه‌هایی که در یزد و  کاشان تولید می‌شد همگی تاریخ دارند. تاکنون یک تکه کوچک از چادر مشکی را در موزه‌‌های مردم‌شناسی‌مان ندیده‌ام. پارچه چادر مشکی را ناصرالدین شاه به کشور آورد. وی رنگ مشکی را هم برای لباس مردان (سرداری) و هم برای خانم‎ها به تقلید از لباس شبهایی که در اروپا دیده بود وارد کرد. لذا بحث من بر سر رنگ چادر است و با این پوشش مخالفتی ندارم.

پیش از این به‌خاطر این ماجرا به دادگاه رفتم و آنجا گفتم که من هرگز موضوع را فقهی و سیاسی نکرده‌ام اما در اسلام فلسفه حجاب به طور کامل گفته شده است و هزاران فقیه از کلینی گرفته تا علمای عصر حاضر در مورد حجاب نظر داده‌اند. من در دادگاه گفتم که در میان لباس زنان کرد و بلوچ و ... چادر با رنگ مشکی وجود ندارد. به قاضی گفتم زنان ما در طول تاریخ حجاب داشته‌اند، اما شما در لباس‎های زنان کرد و بلوچ و اصیل ایرانی چیزی به نام چادر مشکی نمی‎بینید. درست مانند پوششی که زنان افغانی و تونسی امروز بر سر دارند. چرا که زندگی آنها هنوز سنتی است. این پوشش هم به رنگ‌های شیری، آبی آسمانی، راه‌راه آبی و سفید ،خاکستری و سفید است.


وکیل مجلس باید در قدوقواره ایران امروز باشد/ سیاست داعشی برای حذف رقیب منطقی نیست/ با چادر مشکی مخالفم/ روحانی بهترین گزینه برای مذاکرات بود/ مشایی دیگر در سیاست دخالت نمی‎کند/ احمدی‎نژاد یک دولت است

در مورد پناهندگی دخترتان در آلمان صحبت کنید؟

کلهر: دخترم را یک جریان سیاسی داخلی و یک خط از درون حاکمیت فریب داد و او را به خارج از کشور فرستاد، دخترم اواسط راه پشیمان شد. لذا من چیزی ندارم که بخواهم مخفی کنم و ادعای خروج او با اذن من هم یک دروغ و حقه بازی بود. از زمان خاتمی هر دختر 18 ساله‌ای با اجازه و بی‌اجازه پدر می‌تواند گذرنامه بگیرد. این چیزها جدید و مختص به دوره‌ احمدی نژاد نیست، نرگس هم از این طریق گذرنامه گرفته بود و من او را به خارج نفرستادم من اصلا در جریان این موضوع نبودم و وقتی فهمیدم که دیر شده بود. من در آن مقطع جدای از همسرم زندگی می‌کردم و خرج دانشگاه و پول توجیبی‌ دخترم را به حسابش واریز می‌کردم. خبر رفتن نرگس را هم روی سایت‎ها دیدم که به نظرم قرار بود با حمایت منافقین به لندن و بلغارستان برود تا فیلمش را به نمایش بگذارد. گویا آنها پیشنهادی به او می‌دهند که رد می‌کند و دیگر دنبالش نمی‌کنند.
 
: شما چقدر روی تفکر و طرز فکرشان موثر بودید؟ 

کلهر:  من افکارم را به کسی تلقین نمی‎کنم و به آزادی‌های تعریف شده معتقدم و انتخاب را در اختیار افراد می‎گذارم.

اکنون نگاهتان نسبت به مهاجرت فرزندتان چیست؟ 

کلهر: من بعد از این موضوع چند مصاحبه از او دیدم که آخرینش هم فکر کنم در بی‌بی‌سی بود و در آنجا یک سری حرف‌های مثبتی راجع به اسلام گفت. از او پرسیدند اسلام مشکل دارد گفت خیر اگر اشکالی وجود دارد از مسلمانی ما است.

 با فرزندتان ارتباط دارید؟ 

کلهر: خیر، ولی می‌دانم که مونیخ است و تلویزیون می‌خواند. 

به این فکر کردید که دخترتان ممکن است یک روز برگردد؟

کلهر: بله، این احتمال وجود دارد و هیچ اشکالی هم ندارد راه توبه همیشه باز است.

شما واقعا از همسرتان سر بحث احمدی نژاد جدا شدید؟ 

کلهر: احمدی‌نژاد بهانه‌ای برای این قضیه بود، من هیچ‌وقت مسائل سیاسی را وارد زندگیم نمی‌کردم.

: در دوره‌ی احمدی نژاد هیچ وقت به موهایتان گیر ندادند؟

کلهر: شخص احمدی نژاد خیر چون رابطه‌ی هم‌فکری و هم‌نظری من با ایشان جبری نبود، شبی هم که قرار بود برای مناظره با مرعشی به تلویزیون بروم با احمدی نژاد تماس گرفتم و به او گفتم آرایشگاه نزدیک خانه ما تا ساعت 9:30 شب باز است و چون قرار است من به عنوان نماینده شما در این برنامه شرکت کنم و قصدم هم فقط همفکری و همراهی است، اگر فکر می‌کنید موهای من می‌تواند ضربه‌ای به جایگاه شما بزند، بروم کوتاه کنم که گفت خیر، برای چی؟ گفتم من آدم رهایی هستم و سالهاست که  پست و سیاست را کنار گذاشته‌‌ام و در گوشه‌ای از تاریخ و صدا و سیما به تحقیق مشغولم و هویتی هم که دارم کاملا با سیاست فاصله دارد، دوباره گفت خیر و من با همان موهای بلندم به استودیو رفتم . زمانی هم که سر میز نشسته بودم نامه‌ای را به دستم دادند چون به موهایتان کش بسته‌اید دوربین نمی‌تواند از پشت سر فیلمبرداری کند به همین‌خاطر کش را برداشتم و موهایم وز کرد گفتم به همین دلیل است که موهایم را می‌بندم.
 
در طول دولت نهم و اواسط دولت دهم هم که در نهاد حضور داشتم نمی‌خواهم بگویم اطرافیان کاری به موهایم نداشتند چون کسی را ندیدم که با من بی‌مسئله باشد ولی جرات نمی‌کردند بگویند موهایت را کوتاه کن ولی من می فهمیدم که خوششان نمی‌آید. در اوایل گروهی که بعدها غائله خاتون را راه انداخت بعد از پیروزی احمدی‌نژاد در 1384 این‌جا و آن‌جا می‌گفت چرا کلهر موهایش را کوتاه نمی‌کند؟ که من هم برایشان پیغام فرستادم " اگر این موها برای من آب نشد برای شما که نان شد!"

اگر احمدی نژاد می‌گفت من به لباس مردم کاری نداریم چیزی نبود که یک شبه به ذهنش برسد. در سال 1383 تحقیقی را دیدم که بسیار خوب بود ولی نمی‌دانم چرا آن را منتشر نکردند. این تحقیق در مورد دلایل بی‌حجابی و بدحجابی آن موقع بود و این موضوع را آسیب شناسی کرده بود و اگر آن تحقیق به کار گرفته می‌شد می‌توانست به معضل بدحجابی کمک کند. در آن تحقیق گفته شده بود که خیلی از بدحجابی‌ها به دلیل لج‌بازی با پدر، جفت‌یابی و .. است و اصلا ربطی به اسلام ندارد یعنی ما در جامعه با طیف‌های مختلف بدحجابی با علل مختلف روبرو بودیم که نباید یک دارو برای همه تجویز می‌شد.

شما می‌دانید اگر قرار باشد به همه بیمارهایی که تب دارند فقط استامینوفن داده شود ممکن است تب برخی پایین بیاید ولی نصفی از بیماران هم بمیرند. این موضوع یکی از بحث‌هایی است که دولت احمدی نژاد و به‌خصوص وزیر ارشاد اول فرصت داشت آن را بررسی کند و به اسلام و مردم هم خدمت کند که متاسفانه به زد و خوردهای بی‌ربط تبدیل شد و خیلی‌ها به جای کار فرهنگی، کار سرهنگی انجام دادند. 

ببینید برای تغییر در پوشش، رفتار و کردار باید از طریق تشویق به رغبت‌ها اقدام کرد نه از راه تشدید نفرت‌ها. اساسا مراحل امر به معروف و نهی از منکر که همه فقها و مراجع به آن تکیه کرده‌اند به‌دلیل حفظ وحدت و انسجام جامعه است نه تجزیه و ایجاد افتراق.

اکنون هم وضعیت حجاب بهتر از دوران احمدی‌نژاد نیست و بدتر هم شده است. آن موقع اگر در برخی تیپ‌ها فقط قسمت بالا اشکال داشت، حالا پائین تا بالای آن‌ها اشکال دارد و این وحشتناک است.

نمی‌دانم نوشته آن شخص که از انگلیس به ایران آمده را خوانده‌اید یا خیر؟ چون این مطلب و ترجمه آن به صورت گسترده در رسانه‌های مجازی منتشر شده عرض می‌کنم.  این شخص انگلیسی وقتی از شهرهای بزرگ و مناطق بالا شهر دیدن می‌کند، اعتراف می‌کند که ایران از بسیاری جهات پیشرفت کرده، اما فواحش زیاد دارد. بعیدهم به‌نظر می‌رسد که قصد اهانت داشته باشد. بلکه با نوعی پوشش چسبان بدن‌نما روبرو شده که در کشورهای اروپایی زنان خیابانی، آن هم در محل‌های بدنام به تن می‌کنند. اما متاسفانه این‌جا گروهی که نمی‌دانند و نمی‌فهمند تحت‌تاثیر شبکه‌های ماهواره‌ای و مجازی از آن پوشش‌ها تقلید می‌کنند. بدبختانه انسان‌های متخصص‌ هم اصرار دارند که جهالت بیشتری از خود نشان دهند. ما واقعا نیازمند یک‌سری طبیب فرهنگی در جامعه هستیم. تغییر و تحول در رفتار، کردار و پندار، کار ساده‌ای نیست. بخصوص که دشمن از طرق مختلف تمام اقشار جامعه ما را هدف قرار داده است. 
 
شما موافق طرح عفاف و حجاب هستید؟

کلهر: من با هیچ آزادی یله و رهایی موافق نیستم و آزادی بی حد و حصر را هم قبول ندارم، حالا می‌خواهد آزادی مطبوعات باشد یا لباس و آرایش. آزادی باید تعریف داشته باشد، اگر می‌بینید اتفاقی در جامعه می‌افتد و با شلاق و ... هم برطرف نمی‌شود باید برای شما علامت سوال ایجاد شود، کار فقه و اجتهاد همین است که وقتی تعزیری تاثیرندارد بگردد و ببند اشکال کار کجاست. کسانی هم که می‌خواهند یک شبه کار فرهنگی انجام دهند، همان‏‎هایی هستند که معمولا کار سرهنگی می‌کنند و جواب هم نمی‎گیرند.

 پس شما نقد جدی به کار گشت عفاف و حجاب داشتید؟

کلهر: خیر من کاری به گشت عفاف و حجاب نداشتم و در آن قضایا هم بیشتر حامی احمدی مقدم بودم و حتی مقاله « سردار تنها نیست» را نوشتم ولی گفتم اگر شما در 3 مورد از تذکرهایتان اشتباه کنید تمام زحماتتان از بین می‌رود. همان موقع هم به نیروی انتظامی گفتم که عرف در سعادت‌آباد و شوش متفاوت است و برای همه بیماری‌ها یک نوع نسخه تجویز نمی‌شود. ما باید برای بدحجابی‌ها دسته‌بندی داشته باشیم، همه‌ بدحجاب‏‎ها نوکر آمریکا و اسرائیل نیستند. همه عفاف را دوست دارند ممکن است فقط در حجاب شلخته باشند اگر آسیب‌شناسی شود دارو‌های آن‌ها مشخص می‌شود.

من معتقد بودم نیروی انتظامی می‌تواند کف حدود را مواظبت کند، اما سقف حدود برای حوزه علمیه قم و ارشاد و رادیو و تلویزیون است.آن دوره احمدی‎مقدم هر کاری دلش خواست انجام داد که بعضی جاها موفق بود و بعضی جاها مانند میدان هفت تیر مردم ریختند و پلیس مجبور به ترک صحنه شد. احمدی‌مقدم نه حرف احمدی‌نژاد را گوش می‌کرد و نه بنده که اصلا عددی نبوده و نیستم.

به عنوان مشاور رسانه‎ای چقدر در تنظیم سخنرانی‌های احمدی‎نژاد دخیل بودید؟ 

کلهر: قبل از انتخابات در مورد مسائل مختلف صحبت می‌کردیم و ایشان طبق رویکرد خودشان نقاط مطلوب را انتخاب می‌کردند. ولی بعد از ریاست جمهوری سخنرانی‌های داخلی برای خودش بود و در سخنرانی‌های خارجی چون طرف کشوری بود که من در موردش اطلاعات جمع می‌کردم و مخاطبش هم برایم آشنا و روشن بود نوت‌هایی را با هم کار می‌کردیم.

بعد از انتخابات سال 88 احمدی‌نژاد یک سخنرانی انجام داد چقدر با آن صحبت‌ها موافق بودید؟

کلهر: من از جریان آن سخنرانی کاملا بی‌اطلاع بودم چون من را قال گذاشتند اگر اطلاع داشتم و گفته بودند که چنین راهپیمایی و سخنرانی وجود دارد قطعا با آن مخالفت می‌کردم زیرا هرگز موافق التهاب آفرینی در جامعه نیستم و معتقدم وقتی شما وارد عصر دموکراسی و جمهوری می‌شوید و چهارچوبی را می‌پذیرید نباید خارج از آن حرکت کنید. در سفر مشهد هم که احمدی نژاد "مشایی" را به عنوان معاون اول انتخاب کرد من حضور نداشتم و باز هم من را جا گذاشته بودند.

لطفا برای تک‌کلمه‌های ما یک پاسخ کوتاه دهید.

محمود احمدی نژاد : ظرفیت فوق‌العاده برای انقلاب.

اسفندیار رحیم مشایی: معمولی‌تر از آنچه که در موردش گفته می‌شود.

مشاور رسانه‌ای: اگر الان به من بگویند می‌گویم حسام الدین آشنا.

پناهندگی: پناه بر خدا.

مهاجرت: مهاجرت چیز خوبی است به‌خصوص مهاجرت بسوی الله

طلاق: آن طور که قرآن می‌گوید شاید خیر هر دو در آن باشد.

برکناری: خیلی توفیق بزرگی است بهترین لحظه‌هایم مربوط به برکناری است. احمدی‌نژاد هم بعد از پایان دوره ریاست جمهوری‌اش گفت بعد از این همه مسئولیت بالاخره توانستم بعد از ظهر پنجشنبه یک ساعت و نیم بخوابم.

سنگالیزه: موافق نیستم. با هر تصمیم شتابزده مخالفم.

سانسور: سانسور را مرحوم دهخدا گفته‌اند ممیزی، اساسا سانسور چیز دیگری است من قبلا گفته‌ام با ممیزی موافقم اما سانسور یعنی خالی کردن یک اثر هنری از نباید‌ها. سانسور برای کار موقت خوب است ولی به‌عنوان استراتژیک فاجعه آور است.

 چادر: پوششی خوب برای زن ولی با چادر مشکی خود خانم‌های ما به‌خصوص در فصل گرما موافق نیستند و چادر روشن و طرح‌دار و گلدار را مناسب‌‌تر می‌دانند.

هاشمی رفسنجانی: به هر صورت یکی از استوانه‌های انقلاب اسلامی است که امیدوارم تا آخرش همان خاطره خوب بماند.

فرزندان هاشمی رفسنجانی: نمی‌شناسمشان.

ثمره هاشمی: آقای ثمره هاشمی حکم معلمی قرآن برای احمدی نژاد را دارد و احمدی نژاد او را دوست دارد.

الهام: یک حقوقدان باهوش است. ولی برای سیاستمداری موفق نیست.

سینما: افسونگر قرن و شعر زمانه

موسیقی: مادر هنرها و هنر مادر

دکتر روحانی: انتخاب مناسب برای دولت یازدهم

شانزلیزه: خیلی تمیز خیلی کثیف

اصولگرایی: هر انسان باید اصول داشته باشد.

اصلاح‌طلب: هر انسان زنده‌ای باید اصلاح‌طلب باشد.

اعتدال: بهترین،خط اعتدال و صراط المستقیم است. اعتدال و عدالت اندیشه عدل هستند.

پوپولیسم: معمولا با خیلی چیزها اشتباه می‌شود.
این روزها مشغول چه کاری هستید؟

کلهر: من مطالعه می‌کنم و بعضی اوقات به ثبت خاطراتم می‌پردازم، جریاناتی که تاثیرات انقلاب اسلامی است را مورد بررسی قرار می‌دهم و بعضی اوقات هم مشاوره دارم.

مهم‌ترین کار رسانه‌ای که در سمت معاونت رسانه‌ای محمود احمدی‌نژاد انجام دادید، چه بود؟

کلهر: بهترین کار رسانه‌ای‌ام اطلاع‌رسانی خبر عزل خودم و سایر مشاورین بود که از درون قطار مشهد _ تهران به‌محض اینکه خبردار شدم به تمام رسانه‌ها اطلاع دادم که لحظات بسیار خوب و زیبایی بود. آخرین ماموریت!

امدادرسانی به بیش از 4 هزار هموطن در برف و کولاک/ اسکان اضطراری قریب 2 هزار تن

رئیس سازمان امداد و نجات جمعیت هلال‌احمر گفت: امدادگران هلال‌احمر در تلاشی خدمات امدادی لازم را به 4 هزار و 100 تن از هموطنان ارائه کردند.
به گزارش گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران جوان به نقل از اداره‌کل روابط‌عمومی و ارتباطات مردمی جمعیت هلال‌احمر؛ ناصر چرخ‌ساز رئیس سازمان امداد و نجات جمعیت هلال‌احمر با اشاره به این که از روز گذشته 18 استان کشور متاثر از برف و کولاک بوده‌اند، اظهار داشت: استان‌های آذربایجان‌های غربی و شرقی، اصفهان، ایلام، چهارمحال و بختیاری، خوزستان، زنجان، سمنان، فارس، قزوین، کردستان، کرمانشاه، کهگیلویه و بویراحمد، لرستان، مازندران، مرکزی،همدان و یزد متاثر از برف و کولاک بوده و خدمات لازم در 55 محور مواصلاتی این استان‌ها ارائه شده است.

وی با اشاره به امدادرسانی به 4 هزار و 100 تن از هموطنان در این 18 استان برف‌گیر، بیان کرد: به‌علاوه یک‌هزار و 170 تن از خدمات اسکان اضطراری بهره‌مند شده و 6 تن به مناطق امن منتقل شدند.

رئیس سازمان امداد و نجات جمعیت هلال احمر با اشاره به مصدومیت 7 تن در برف و کولاک روز گذشته، تصریح کرد: بر این اساس 4 تن از مصدومان که 2 تن آن‌ها زن باردار بودند، به مراکز درمانی منتقل شده و 3 تن سرپایی درمان شدند.

به گفته وی ٤٩٦ دستگاه خودرو با تلاش امدادگران از برف و کولاک رهاسازی شده و به همت 131 تیم عملیاتی، ٨٧٠ تخته پتو، ٢٣٠ بسته غذایی، ٤٨٠بطری آب معدنی، ٦٩٠ قوطی انواع کنسرو، ٤٠٠ قرص نان، ٣٣ کیلوگرم خرما و یک‌هزار و 700 بسته بیسکویت میان متاثران از برف و کولاک در 18 استان کشور توزیع شد.

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در دیدار انجمن اسلامی معلمان:در انتخابات 92 آگاهی مردم اعتدال را به پیروزی رساند

.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: در انتخابات ریاست جمهوری سال 92 دیدیم که آگاهی مردم اعتدال را به پیروزی رساند.
هاشمی رفسنجانی کشتار شیعیان نیجریه را محکوم کردبه گزارش حوزه احزاب و تشکل‌های گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام صبح امروز(24آذرماه) در دیدار جمعی از اعضای شورای مرکزی و مسئولان استانی انجمن اسلامی معلمان با اشاره به نقش معلمان در زندگی فردی و اجتماعی انسان‌ها، اظهار داشت: هر وقت در جمع فرهنگیان هستم، یک نشاط فطری پیدا می‌کنم و هم صحبتی با معلمان، خیر و برکت دارد. چون معلمان، همیشه با حکمت هستند.

وی مطالبات معلمان را برحق و شیوه‌های مطالبه آنان را نجیبانه توصیف کرد و افزود: متأسفانه هزینه‌های آموزش و پرورش را هزینه‌های جاری به حساب می‌آورند و همان زمان در مجلس اعتراض کردم که زیربنایی‌ترین کار جامعه و پربازده‌ترین سرمایه‌گذاری در  آموزش و پرورش انجام می‌شود.

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، با یادآوری نام و خاطرات موسسین این انجمن، به ویژه شهیدان بهشتی، رجایی و باهنر، افزود: با این شهیدان مدرسه رفاه را تأسیس کرده بودیم که در اوج خفقان رژیم پهلوی، آثار فراوانی داشت.

وی با تأکید مجدد بر نقش آموزش و پرورش در همه سطوح علمی و مقاطع تحصیلی کشور، گفت: سرمایه‌گذاری در آموزش و پرورش، سودهای زاینده دارد که هیچ‌وقت قطع نمی‌شود.

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با اشاره به تعبیرات و توصیفات قرآن درباره انبیا به عنوان معلمان جوامع بشری، گفت: این تعابیر، به خاطر تأثیرات همیشگی و فراوانی است که انبیاء و معلمان به فرموده امام شغل انبیا را در جامعه دارند.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، با یادآوری خاطراتی از دوران نوجوانی خود که جایگاه معلمان در جامعه بسیار بالا بود، گفت: امروز هم اگر جامعه در ابعاد مادی، اخلاقی و صنعتی پیشرفت کرده، به خاطر جایگاه ارزشمند معلمان و استادان است و در جوامع معکوس هم، علت عدم توجه به این قشر فرهیخته است.

وی با بیان سخنان روسای یکی از کشورهای آفریقایی که می‌گفت «پس از رفتن استعمار در سراسر کشور ما 14 نفر باسواد تحصیلات آکادمی داشتیم»، افزود: اگر در آن جامعه اساتید دانشگاه‌ها و معلمان بودند و ارزش و قرب داشتند، نوجوانان و جوانان را با سواد و جامعه را با انفاس خود روشن می‌کردند.

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با تأکید بر این نکته که «احترام معلمان و استادان دانشگاه‌ها در دل اکثر مردم جامعه هست»، گفت: باید این احترام را به عنوان سرمایه‌ای ارزشمند حفظ کنید و جامعه هم باید به معلمان توجه نماید، چون حضور آنان در همه مقاطع انقلاب، حتی در زمان مبارزه بسیار مؤثر بود.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، با تقدیر از تلاش‌های مخلصانه معلمان و شهدای دانش‌آموز در زمان مبارزه، به نقش آنان در 8 سال دفاع مقدس اشاره کرد و گفت: سینه من سرشار از خاطرات اخلاص دانش آموزان و معلمان و اساتید شهید در دوران دفاع مقدس است و کاغذ و قلم را یارای نگارش نیست.

وی با تشریح نقش معلمان، استادان و دانشجویان در فضای سیاسی کشور و جایگاه آنان برای تقویت امنیت اجتماعی و فرهنگی جامعه و تقبیح امنیت گورستانی، گفت: امنیت در میان زندگان معنا پیدا می‌کند که خردمندان، با آزاداندیشی و خاطری آسوده، جامعه را با انتقادات سازنده آگاه کنند.

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با تأکید بر اهمیت  و ضرورت امنیت خاطر دانش آموزان، دانشجویان، معلمان و استادان در بیان نظرات خویش، برای گسترش امنیت سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در جامعه، گفت: در انتخابات ریاست جمهوری سال 92 دیدیم که آگاهی مردم در میدانی که رقبا همه ابزار تبلیغاتی را داشتند، اعتدال را به پیروزی رساند.

وی با یادآوری مجموعه مخالفت‌های داخلی و خارجی که در مسیر مذاکرات هسته‌ای ایران انجام می‌شد، گفت: امپریالیسم خبری صهیونیست‌ها تمام تلاش‌هایش را می‌کرد تا نگذارد روابط دنیا با ایران اصلاح شود و متأسفانه در داخل هم گروهی همین کار را می‌کردند و معلوم نیست چه ضرری از رفع تحریم‌ها می‌برند.

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با اشاره به تناقضات سیاسی بعضی از مسؤولان در کشور، گفت: از یک طرف تخریب‌های بعضی از رسانه‌های تندرو علیه دولت را روشنگری و از طرف دیگر بیان حقایق بلایایی را که در 8 سال دولت سابق بر سر کشور آمده، سیاه نمایی می‌دانند.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به عزم جزم مردم ایران برای خلق حماسه‌ای دیگر در انتخابات اسفندماه، گفت: نگرانی‌ها و آشفتگی‌های سیاسی تندروها نشان می‌دهد که از رشد آگاهی مردم نگرانند و می‌ترسند.

وی حملات تخریبی علیه یادگار ارزشمند امام خمینی، را نشانه‌ای از این عصبانیت خواند و گفت: باید از آنان پرسید، اگر مطمئنند که مردم با آنها هستند، چرا باید از اعلام نامزدی حاج حسن آقا خمینی این قدر عصبانی باشند و به بیت امام(ره) توهین ‌کنند؟!

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با ابراز نارضایتی و نگرانی از برخوردهایی که با حجت‌الاسلام والمسلمین دعایی می‌شود، تاریخ تحلیلی از مبارزات ایشان در ایران و عراق ارائه کرد و گفت: این برای نظام خوب نیست که یک عده تندرو و افراطی که از دور هم دستی بر آتش سوزان دوران مبارزات نداشتند، به اسم دفاع از انقلاب و نظام، نسبت به عملکرد اعتدالی کسی چنین اعتراض و حتی به ایشان توهین و بی احترامی کنند که امام خمینی (ره) پس از پیروزی انقلاب ایشان را مسؤول مؤسسه و روزنامه اطلاعات کرده‌اند و رهبری نیز پس از امام و تا امروز او را در همان جا ابقا کردند و در پاسخ به نامه‌ی ایشان نیز آن‌گونه مهربانانه می‌نویسند.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه سخنان خویش با اشاره به طرح برخی مباحث انحرافی توسط بهانه جویان و سوء برداشت از سخنان ایشان و تأکید بر این جمله که «آیت‌الله خامنه‌ای تنها مرجع تقلیدی هستند که صلاحیت رهبری جامعه‌ی اسلامی را داشتند و دارند»، افزود: مردم عاشق امام و در مرحله بعد رهبری هستند، و رهبری باید برای همه‌ی جامعه باشد، اما یک عده مدعیان حمایت از رهبری این سرمایه دینی و ملی را منحصر به خود می‌دانند و با توهین و تهمت و افترا نسبت به دیگران، فکر می‌کنند که دارند به رهبری خدمت می‌کنند، در حالی که نباید به اسم دفاع از رهبری حرف‌های نسنجیده زد که مصداق مثل معروفی است که می‌گوید: دفاع بد، بدترین حمله است.

وی با یادآوری دستاوردهای بی‌نظیری که انقلاب اسلامی و ایران در سایه‌های رهبری‌های امام خمینی و آیت‌الله خامنه‌ای بدست آورده، گفت: رسانه‌ی ملی که لااقل باید مراعات اسم خویش را به عنوان صدای مردم بکند، جناحی برخورد می‌کند، در حالی که باید بگذارند آدم‌های باسوادتر و عاقل‌تر، با ادبیات مناسبت‌تر، شخصیت حقیقی و حقوقی رهبر جمهوری اسلامی را توضیح دهند که این مقام از طریق اهل بیت(ع) در مکتب شیعه تعبیه شده است.

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با ابراز نگرانی از تندروی‌ها و توهین‌هایی که به اسم دفاع از رهبری در جامعه انجام می‌شود، گفت: متأسفانه با این رفتار به مکتب اهل بیت(ع) نیز در داخل و خارج از کشور صدمه می‌زنند و با تفرقه افکنی، فرقه‌های دیگر اسلامی را از شیعیان دور می‌کنند.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان این جمله که مسائل مربوط به انتشار مصاحبه‌ی حجت‌الاسلام والمسلمین خاتمی در روزنامه اطلاعات، یک مسأله داخلی بود و می‌توانستند با رعایت اخلاق آن را به نفع نظام حل و فصل کنند، افزود: با دامن زدن به این موضوع و تخریب چهره‌ی موجهی چون حجت‌الاسلام والمسلمین دعائی، به این مسأله بعد خارجی دادند که این روزها خوراک تبلیغاتی رسانه‌های معاند و مخالف نظام اسلامی شده است.

وی در بخش دیگری از سخنان خویش با محکوم کردن کشتار مظلومانه شیعیان در کشور نیجریه، به تشریح ویژگی‌های جمعیتی، جغرافیایی، فرهنگی و دینی این کشور مسلمان ـ مسیحی، پرداخت و گفت: 10 میلیون شیعه این کشور با نجابتی خاص زندگی مظلومانه‌ای داشتند، اما اخیراً به بهانه‌‌های واهی، این‌گونه مظلومانه مورد تهاجم قرار می‌گیرند و به خانه‌های بزرگان و علمای شیعه حمله می‌کنند و جمع عظیمی از مردم مظلوم شیعه را قتل عام  و بیت رهبر فداکار و نجیب شیعیان حضرت آقای زکزاکی را منهدم کردند.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با یادآوری جنایاتی که گروه تروریستی بوکوحرام طی سال‌های اخیر در نیجریه انجام داده و در یک مرحله 300 نفر از دختران مسلمان را به جرم تحصیل ربوده بود، گفت: ارتش این کشور که نمی‌تواند با یک گروه تروریستی مقابله کند، با شیعیان چنین برخوردی می‌نماید و به قول آن بانوی سالخورده عرب که از بدرفتاری‌های فرزند جاهل و شرورش رنج می‌برد، «أسد علیَّ وفی الحروب نعامة؛ در مقابل مادر پیرش شیر است و در جنگها شترمرغ».

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با انتقاد شدید از سیاست های عربستان سعودی که با پول‌های زیاد، تفکرات تکفیری سلفی‌ها و وهابی را در کشورهای اسلامی ترویج می‌کنند، افزود: مطمئناً آتش این تفرقه افکنی‌ها روزی دامن آتش افروزان را می‌گیرد، چرا که عدالت خدا چنین ایجاب می‌نماید.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با ارائه تحلیلی از مشترکات بیش از 95 درصدی شیعیان و اهل سنت، دامن زدن به اختلافات جزئی را، همراهی با دشمنان خدا، پیامبر خدا و قرآن کریم دانست و گفت: چه شیعه و چه سنی هیچ توجیهی برای ترویج این اختلافات ندارند، چرا که حاصل آن کشتار مردم مسلمان از هر دو فرقه است.

وی در بخش دیگری از سخنان خویش با یادآوری سخنان تاریخی آیت‌الله بروجردی درباره اختلافات شیعه و سنی، گفت: آن عالم بزرگوار خلافت و حجیت اقوال را دو اختلاف می‌دانست و درباره خلافت می‌گفت که یک اتفاق تاریخی هست و نباید به آن دامن زد و مهم حجیت اقوال است و توصیه می‌کرد که شیعیان باید کاری کنند که دیگر مسلمانان به حرف‌های سازنده ائمه‌ شیعه گوش بدهند.

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی تأسیس دارالتقریب را یکی از اقدامات ارزنده و تاریخی آیت‌الله بروجردی برای تقویت وحدت مسلمانان شیعه و سنی، در سطح علما و دانشمندان دانست و گفت: همکاری‌های دانشگاه الازهر به چنان مرحله‌ای رسیده بود که علمای آن، شیعه را مانند چهار فرقه سنی، یکی از فرق اسلامی می‌دانست و تأکید می‌کرد که پیروی از آن برای هر مسلمانی آزاد است، اما الان کار به جایی رسیده‌ است که برخی از علمای الازهر، شیعیان را تکفیر می‌کنند.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، به انفجار چند روز پیش مسجدی در پاکستان اشاره کرد و گفت: تروریست‌های تکفیری ادعا می‌کنند که جنایاتشان در جواب کشتار مردم اهل سنت در سوریه است، در حالی که آن چه در سوریه علیه مردم مسلمان این کشور اتفاق می‌افتد، شیعه و سنی را منهدم می‌کند.

وی در بخش پایانی سخنان خویش با تأکید بر اهمیت ترمیم روابط ایران با کشورهای اسلامی، به سودهای فراوان سیاسی، اقتصادی اصلاح روابط ایران و عربستان در سال‌های پس از جنگ تحمیلی عراق علیه ایران اشاره کرد و گفت: با همکاری سازنده تهران و ریاض در آن مقطع، جلوی کاهش بی‌رویه و سیاسی قیمت نفت را گرفته بودیم و الان می‌بینید که در سایه‌ی این اختلافات، این منبع کشورهای اسلامی چگونه ارزان در اختیار کارتل‌های نفتی کشورهای استعماری قرار می‌گیرد.

در آغاز این دیدار، آقای داوود محمدی، رئیس انجمن اسلامی معلمان سراسر کشور با ارائه گزارشی از برنامه‌ها و فعالیت‌های انجمن در سراسر کشور، به شیوه‌ی اعتدالی معلمان تأکید کرد و گفت: انتخابات اسفند ماه بسیار مهم است و هر حرکتی که باعث کم کردن نقش مردم در این انتخابات شود، همکاری با منافقان و دشمنان نظام است.

آقای دکتر اکرمی، یکی از وزرای سابق آموزش و پرورش نیز در سخنانی از رسیدگی به وضعیت معیشتی و ارتقای جایگاه معلمان در دولت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، گفت، تشکر کرد و افزود: لازمه حفظ هر کشوری، امنیت اجتماعی و فرهنگی و نه ارعاب و خشونت و بی‌رحمی است و این تجربه را در جنگ داریم که آنچه باعث پیروزی‌های سیاسی و نظامی ایران در 8 سال دفاع مقدس شده، حضور پرشور مردم در همه ابعاد کمک و پشتیانی بود.

همچنین آقای موسوی از اعضای شورای مرکزی و از آزادگان 8 سال دفاع مقدس، سخنانش را با ذکر خاطراتی از دوران اسارت شروع کرد و گفت: در اردوگاه موصل از طریق رادیویی که پنهانی داشتیم، اخبار ایران  را پیگیری می‌کردیم و یکی از بهترین خاطرات، شنیدن کلمات، عبارت و جملات شما در نامه‌های تاریخی به صدام حسین بود که به همه آزادگان روحیه داد.

وی افزود: آیت‌الله هاشمی رفسنجانی بخشی از تاریخ ایران است و به سهم خودم به عنوان عضوی کوچک از جامعه ایثارگران از ایشان تشکر می‌کنم.

آقای موسوی در ادامه سخنان خود، با ابراز تأسف از افزایش ترک تحصیل فرزندان ایران اسلامی و همچنین کاهش انگیزه‌های تحصیل و تدریس در کشور، گفت: عوارض عدم توجه به واقعیت‌های آموزش و پرورش غیر قابل جبران است.