دیلی تلگراف: سعودی ها باعث قدرت گرفتن داعش در یمن شده اند

روزنامه انگلیسی دیلی تلگراف تاکید کرد عربستان سعودی زمینه قدرت گرفتن گروه داعش را در یمن فراهم کرد.

به گزارش شبکه تلویزیونی المیادین، دیلی تلگراف نوشت: سعودیها شرایطی را در یمن ایجاد کردند که به داعش اجازه می دهد، تا قدرت بگیرد. 
این روزنامه افزود: عربستان که متحد نزدیک انگلیس است، در حال جنگی در یمن است که به باتلاقی برای سعودیها تبدیل می شود. رسانه های غربی خبرهای یمن را به طور گسترده پوشش نمی دهند، اما داعش و القاعده از هرج و مرج در این کشور مانند سوریه و عراق برای تقویت حضور خود استفاده می کنند که پیامدهای ویرانگری به همراه خواهد داشت. از آغاز حملات هوایی به یمن تاکنون پنج هزار و هفتصد نفر در این کشور کشته شده اند که دو سوم این قربانیان مربوبط به حملات هوایی ائتلاف سعودی است. اکثریت کشته ها و زخمی ها در یمن از غیرنظامیان هستند. انگلیس با اینکه یکی از کشورهای بزرگ کمک کننده به یمن است، بزرگترین صادرکننده سلاح به عربستان محسوب می شود. این خطر وجود دارد که انگلیس با صادرات سلاح به عربستان در حملات بی هدف به مناطق مسکونی و نقض قوانین بین المللی دست داشته باشد. 

آیا عربستان تغییر موضع می دهد؟ نشانه هایی از تغییر در رفتار سعودی

معدودی از تحلیلگران پیش بینی می کنند عربستان در تغییر موضعی آشکار میزان تولید نفت را کاهش دهد.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، این پایگاه اینترنتی در تحلیلی نوشت : یک سال پیش عربستان سعودی در نشست سالانه اوپک با منتفی دانستن کاهش تولید، بازارهای نفت در جهان را شوکه کرد. 
نشست امسال که این جمعه در وین برگزار می شود، دستکم به شکل عمومی اهمیت کمتری دارد.
با وجود اینکه قیمتها نسبت به نشست قبلی تقریبا 40 درصد پایین تر و میزان ذخایر نفت در بالاترین سطح قرار دارد، معدودی از تحلیلگران پیش بینی می کنند عربستان در تغییر موضعی آشکار میزان تولید نفت را کاهش دهد.
در عین حال، بسیاری از اعضای اوپک نگرانی های فزاینده ای در مورد راهبرد تحت رهبری عربستان در مورد روانه کردن نفت خام فراوان به بازار برای از میدان بدر کردن تولید کنندگان پر هزینه تر دارند. تحلیلگران همچنین می گویند با توجه به نشانه های تنش در خانواده سلطنتی عربستان، نگرانی هایی در مورد قابل پیش بینی بودن سیاست نفتی عربستان وجود دارد.
علی النعیمی وزیر نفت عربستان در زمان ورود به وین ، لحنی آشتی جویانه تر اتخاذ کرد.
وی گفت: به نگرانی های اعضای دیگر اوپک گوش خواهد داد. اکنون پیش بینی می شود اوپک بیش از یک میلیون بشکه در روز بیشتر از سقف تعیین شده سی میلیون بشکه تولید داشته باشد. چند عضو اوپک خواستار کاهش یافتن اضافه تولید هستند. در عین حال ، عربستان با وجود اینکه قیمتهای نفت به درآمدهای عمومی آن ضربه می زنند، بعید است کاری انجام دهد زیرا مجبور خواهد شد تولیدش را به میزان قابل توجهی کاهش دهد تا تاثیری مهم بر قیمتهای نفت خام گذاشته شود.
اعضای دیگر اوپک مانند ایران و عراق نیز بعید است بار مسئولیت را به دوش بکشند. احتمال متقاعد کردن کشورهای غیر عضو اوپک مانند روسیه نیز بعید است. کاهش یکجانبه تولید نفت، تلاشهای عربستان را برای در اختیار گرفتن سهم بازار جهانی به خطر می اندازد. آرمیتا سِن از شرکت مشاوره ای « دورنمای انرژی » می گوید اگر عربستان یکسال صبر کند، میزان افزایش عرضه ممکن است کاهش یابد و عربستان بتواند با کاهش تولید، اوضاع را مهندسی کند.
آرمیتا سن معتقد است :« این گزینه به نظر می رسد گزینه ای آسان باشد. عربستان یکسال صبر می کند و میزان تولید را زمانی که واقعا می تواند بر قیمتها تاثیر بگذارد، کاهش می دهد.»
با این حال ، مشکلات دیگری نیز وجود دارد که ممکن است در این میان بر قیمتهای نفت تاثیر بگذارد. نبرد اوپک برای استفاده از قیمتهای پایین نفت به عنوان سلاحی در برابر تولید کنندگان نفت شل در آمریکا هنوز پیروز نداشته است.
کاهش تولید پر هزینه تر در کشورهای غیر عضو اوپک نیز بیش از زمان پیش بینی شده طول خواهد کشید و این وضع تا حدودی ناشی از چاههای برون ساحلی جدیدی است که همچنان به میزان تولید می افزایند.
برنشتاین که یک بانک سرمایه گذاری است اعلام کرد میزان تولید برون ساحلی در انگلیس ، نروژ ، آمریکا و برزیل امسال نسبت به دوره مشابه سال 2014 ، هفت درصد بیشتر است.
ایران نیز یک عامل غیر قابل پیش بینی است و احتمال دارد تولید نفت این کشور به میزان عرضه اضافی بیفزاید. در صورت لغو تحریمها ، ایران قصد دارد صادرات نفتی خود را به مناطقی مانند اروپا به شدت افزایش دهد. این اقدام می تواند میزان صادرات نفت خام عربستان را کاهش دهد. رقابت ژئوپولتیک فزاینده بین عربستان سعودی و ایران بر سلطه طلبی در داخل اوپک تاثیر خوبی ندارد. در ماههای اخیر در پس ذهن افراد بسیاری نیز نشانه هایی در مورد اختلاف در حال شکل گیری در داخل خانواده سلطنتی عربستان وجود دارد. افرادی نگرانند این موضوع، سیاست ریاض را غیر قابل پیش بینی تر کند. نشانه هایی وجود دارد که تعداد زیادی از چند هزار عضو خانواده سلطنتی از تحکیم سریع قدرت محمد بن سلمان فرزند جوان پادشاه عربستان و نیز جانشین ولیعهد این کشور که بر سیاست نفتی و جنگ یمن نظارت دارد راضی نیستند.
تحلیلگران نگرانند محمد بن سلمان تهدیدی برای پادشاهی محمد بن نایف ولیعهد عربستان به شمار رود. در این وضعیت، بالقوه امکان بی ثباتی در عربستان و ثاثیر منفی بر بازارهای نفت وجود خواهد داشت.
یک منبع آگاه گفت:« این جوان بیست و نه ساله در حال از بین بردن صنعت نفت عربستان است.»
تحلیلگران می گویند فعلا بازار نفت عمدتا به مشکلات ژئوپولتیک و سیاسی بالقوه توجه ندارد و نشانه های مربوط به روند کاهشی قیمت را کاملا ناشی از اضافه عرضه می داند.
هنوز با افزایش قیمت نفت و رشد اقتصادی جهان که موجب افزایش تقاضا شود، فاصله زیاد است مگر اینکه عربستان و بقیه کشورهای عضو اوپک روز جمعه همه را غافلگیر کنند.
 

بازگشت نیروهای خودسر/ پرونده

فرقی نمی کند دولت اصلاحات باشد یا مهرورز و یا دولت تدبیر و امید؛ آنها همیشه هستند. نیروهای خودسر که خیلی ها معتقدند چندان هم "خودسر" نیستند.

زینب صفری: برای خودسرها فرقی نمی کند که هدفشان رییس مجلس باشد، یا نماینده ای همچون علی مطهری یا یک فعال سیاسی اصلاح طلب. کافی است تا نشانی برنامه مورد نظر را بدانند آن وقت برای بهم ریختنش به صف می شوند. نیروهایی که به قول رییس جمهور شناسنامه دار نیستند و مسئولیت اقداماتشان را هم هیچ گروهی بر عهده نمی گیرد. افرادی که روزگاری سخنرانی نوه بنیانگذار انقلاب، روسای جمهور گذشته و رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس مجلس را به هم می زدند، این روزها دستور کار انتخاباتی دارند.

امسال ماجرا از کجا آغاز شد؟

آذرماه امسال با فعالیت های آنها آغاز شد. تندروها تلاش کردند تا گردهمایی قانونی و مجوز دار اصلاح طلبان در قرچک را بهم بریزند. جمعی که در میان آنها نقوی حسینی نماینده ورامین هم حضور داشت با سر دادن شعارهایی و البته حمله به حجت الاسلام موسوی لاری وزیر کشور دولت اصلاحات مانع از سخنرانی او شوند. (اینجا) و (اینجا) هرچند با ایستادگی فرمانداری قرچک شرایط آنگونه که تندروها پیش بین کرده بودند، پیش نرفت و در نهایت این برنامه با سخنرانی موسوی لاری برگزار شد.

عبدالرضا رحمانی فضلی وزیر کشور بلافاصله در نامه ای به استاندار تهران دستور رسیدگی به این ماجرا را داد. (اینجا) امیری سخنگوی وزارت کشور هم اعلام کرد که حتما با قانون شکنان برخورد می شود. (اینجا) این در حالی بود که نقوی حسینی نماینده ورامین که حضورش در این حرکت غیرقانونی حاشیه ساز شد در گفت و گویی مدعی شد که عمامه موسوی لاری را تندروها از سرش نینداخته اند بلکه او خودش عمامه اش را برداشته! نقوی حسینی همچنین گفت کسانی که او در راس آنها قرار گرفته و  به این مراسم حمله کرده بودند به صورت خودجوش دور هم جمع شدند. (اینجا) هر چه بود پیگیری ها در این باره ادامه پیدا کرد. (اینجا) و (اینجا)

در نهایت هم هفته گذشته وزیر کشور گفت که مسسببان حادثه قرچک باید به قوه قضاییه معرفی شوند. رحمانی فضلی گفت که برای ما قابل قبول نیست هر جمعی با هر بهانه‌ای اجازه داشته باشند که خلاف قانون عمل کند و بعد صحت عمل خود را تایید کرده و حتی تهدیدات جدیدی مطرح کنند. انتظار ما از مسئولانی که این اقدامات را انجام می‌دهند، بالاست. (اینجا) اشاره رحمانی فضلی به سخنان نقوی حسینی است که در ماجرای قرچک با لحن تهدیدآمیزی گفته بود: "به مسئولان شهرستان قرچک اخطار می‌دهم در صورت تکرار دعوت از فتنه گران برای حضور در شهرستان و صدور مجوز برای نشست‌هایی که با حضور فتنه‌گران برگزار می‌شود، مردم پاسخ شما را می‌دهند". (اینجا)

یاسوج بعد از قرچک

اما در این میان شاید هیچ یک از اظهار نظرها درباره اتفاقات قرچک به اندازه این جمله سخنگوی دولت تامل برانگیز نبود. نوبخت در بخشی از سخنان خود درباره اتفاقات قرچک گفت "این حادثه همانطور که اولین مورد نبود، آخرین مورد هم نخواهد بود". (اینجا)

پیش بینی او البته خیلی زود رنگ واقعیت به خود گرفت. این بار یاسوج  و باز هم یک اصلاح طلب دیگر آماج حمله نیروهای خودسر بود.  هشتم آذرماه  مراسم سخنرانی آذر منصوری در دانشگاه آزاد اسلامی واحد یاسوج به واسطه برخورد فیزیکی با این عضو حزب اتحاد ملت نیمه کاره ماند. (اینجا)  این بار هم  عده ای به بهانه حضور یک «فتنه‌گر» در دانشگاه، به مراسم هجوم آورده و کار را به جایی رساندند که مدیر روابط عمومی دانشگاه از این اتفاق به عنوان «حادثه نگران‌کننده‌» یاد کرد. به گفته او «خانم منصوری شانس آورد که به مشکل حادی برخورد نکرد.» اشاره او به حمله با چاقو بود که در برخی از گزارش ها از شاهدان در مراسم به آن اشاره شده بود. (اینجا)

نمایندگان مجلس و چهره های سیاسی چه می گویند؟

شاید روزنامه جمهوری اسلامی در مطلب تحلیلی خود پربیراه نگفته بود که اگر وزارت کشور در حمله به علی مطهری با سرعت عمل می کرد، شاهد اتفاقات قرچک (یا به دنبال آن رویدادهای یاسوج) نبودیم. (اینجا)

گذشته از این، برخی چهر های سیاسی و نمایندگان هم اظهار نظرهای متفاوتی درباره چرایی وقوع این تندروی ها و البته راه مواجهه با آنها داشتند. از جمله غلامرضا تاجگردون نماینده گچساران که در کانال تلگرامی خود دراینباره نوشت:"جریان تندرویی در کشور با زدن برچسب‌های خود ساخته اعم از فتنه‌گر و ساکت فتنه و ضد ولایت فقیه به سخنرانی‌ها قانونی مسئولان اعم از عالی‌رتبه تا فعالان سیاسی حمله می‌کند و آرامش روانی و سیاسی جامعه را بر هم می‌زند.این گروه که مدعی ولایتمداری هستند٬ چرا به سخنان مقام معظم رهبری که بار‌ها تاکید کرده‌اند که با این دست از تندروی‌ها مخالف هستند، توجهی نمی‌کنند و به رفتارهای خود ادامه می‌دهند و اصولگرا و اصلاح‌طلب نمی‌شناسند؛ سخنرانی وزیر کشور دولت اصلاحات را بر هم می‌زنند و در مراسم سخنرانی رییس مجلس در حرم حضرت معصومه(س) مهر پرتاب می‌کنند. او همچنین خطاب به دولت گفت:  از دولت روحانی انتظار برخورد جدی‌تری با این گروه‌های خودسر را داشته و داریم و درخواست داریم نهادهای قضایی و امنیتی نیز در این خصوص مماشات نکنند. (اینجا)

داریوش قنبری، فعال سیاسی اصلاح‌طلب هم معتقد است که برخی افراطیونی که به سخنرانی‌ها و افراد حمله می‌کنند، به هیچ‌وجه خودسر نیستند و از گروه‌های سیاسی مشخصی دستور می‌گیرند. (اینجا)

ابوالقاسم رئوفیان دبیرکل حزب اسلامی ایران زمین نیز در مورد نوع ورود تندورها به انتخابات مجلس دهم گفت:‌ تجربه های انتخاباتی‌ اخیر نشان داده که تندروها برای رسیدن به اهداف خود حد و مرزی قائل نشده و به هر وسیله‌ای متوسل می‌شوند  و باید مراقب بود تا تندروها از کشتن دیگران برای خود پشته‌ای برای تکیه بر کرسی‌های مجلس ایجاد نکنند. او از شورای نگهبان نیز خواست تا یکی از معیارهای احراز صلاحیت‌ نامزدهای انتخاباتی را اخلاق‌مداری قرار دهد تا از این طریق افرادی که با نیش زبان و استفاده از تربیون‌های عمومی به جای رویش موجب ریزش می‌شوند، در معرض انتخاب مردم قرار نگیرند. (اینجا)

مسعود پزشکیان نماینده اصلاح‌طلب مجلس هم معتقد است عده‌ای شگرد دارند رقبا را با ترفندهای مختلف همچون فتنه و نفوذ و ... حذف کنند. پزشکیان این را هم گفت که باید در چارچوب قانون افراد متخلف برخورد شود٬ اما به دلیل حضور کانون‌های قدرت که بعضی اوقات از این جریان‌ها پشتیبانی می‌کنند، برخورد با آنها سخت می‌شود و به سادگی نمی‌توان با آنها برخورد کرد.(اینجا)

محسن مهرعلیزاده هم با اشاره به اتفاقات قرچک گفت که این عده نگران هستند موقعیتی را که در مجلس فعلی به دست‌ آورده‌اند٬ با حضور رقیب خود از دست بدهند و این باعث از دست رفتن اقتدار آنها می‌شود؛ در حالی که باید بدانند آنها نمی‌توانند با تندروی‌های خود واقعیت‌های جامعه را عوض کنند. (اینجا)

احمد شوهانی عضو فراکسیون رهروان هم با انتقاد از تندروی هایی که نزدیک به بازه انتخابات در حال رخ دادن است اظهار  امیدواری کرد شرایط به گونه ای پیش نرود که تندروها بتوانند نقش تاثیر گذاری در انتخابات 94 داشته باشند و نبض فضای تبلیغات انتخابات را در دست بگیرند. (اینجا)

موید حسینی صدر نماینده خوی هم با اشاره به ورود احتمالی تندروها به انتخابات آتی امیدواریم که برخورد قانونی با تخریب کنندگان و اتهام زنندگان انجام شود. (اینجا) محمد دامادی عضو فراکسیون اصولگرایان رهروان ولایت هم دراین باره گفت متاسفانه با تندروها که گروهی اندک و قانون‌گریز در کشور هستند، تاکنون برخورد قاطعی صورت نگرفته است. (اینجا)

حسین سبحانی نیا نائب رییس کمیسیون امنیت ملی اما معتقد است اگر ما دست کم در یکی دو جا با تندروی ها و افراد خودسر برخورد قانونی و منطقی انجام می دادیم ، شاید جلوی این مسائل هم گرفته می شد. به عقیده او اگر محافظه کاری و ملاحظه کاری در برخورد با این تندروی ها صورت نگیرد و برخوردها بر اساس وابستگی به این گروه و آن گروه نباشد و هر کس که خطاکار بود با او محکم برخورد شود، بساط این قبیل رفتارهای خلاف قانون برچیده خواهد شد. (اینجا)

پرونده ای برای گزارش آمانو/ pmd چگونه به تاریخ پیوست؟

پرونده هسته ای ایران دیگر به صورت کاملا رسمی در حال عادی شدن است و ماجرای ابعاد نظامی احتمالی هم از سوی آژانس و همچنین کشورهای ۵+۱ مختومه اعلام شد.

 

سعید جعفری

ابعاد احتمالی نظامی، possible military dimension عبارتی است که چند سالی در ادبیات سیاسی و دیپلماتیک ما جا خوش کرده است.  اما ماجرای ابعاد احتمالی نظامی برنامه هسته ای ایران ظاهرا به تاریخ پیوسته است. 

تقریبا در رزوهای پایانی آخرین دور مذاکرات ایران و ۵+۱ در وین بود که رئیس آژانس بین المللی انرژی اتمی در سفری اعلام نشده به تهران سفر کرد و در خصوص همکاری با ایران در رابطه با پی ام دی و همچنین دوره پسابرجام با مقامات ارشد کشورمان گفتگو کرد. همان زمان از توافقی محرمانه میان ایران و آژانس سخن گفته شد که بر آن اساس دو طرف همکاری درباره تحقیق و توسعه و همچنین پی ام دی را پی خواهند گرفت. تلاش های داخلی و بین المللی برای آگاهی یافتن از مفاد آن توافق بی نتیجه ماند و نه دلواپسان مجلس و نه تندروهای کنگره نتونستند حرفی از زبان رئیس ژاپنی آژانس بیرون بکشند. 

واکنش های ایرانی پیش از انتشار گزارش آمانو

با نزدیک شدن به موعد تعیین شده برای انتشار گزارش آمانو اظهارنظرهای ایرانی درباره مفاد این گزارش شدت گرفت. عباس عراقچی عمل به تعهدات از سوی ایران در برجام را منوط به انجام تعهدات طرف مقابل دانست. [اینجا] حمید بعیدی نژاد در صفحه اینستاگرام خود نوشت: قرار نیست آژانس به تمام ادعاها درباره ایران پاسخ روشن و قطعی بدهد. [اینجا]  علی شمخانی هم در صحبت هایی تاکید کرد: بدون مختومه شدن پرونده مربوط به مسائل گذشته ، امکان اجرای برجام وجود ندارد و 1+5 باید بین برجام و یا بازماندن پرونده موسوم به پی .ام. دی یکی را انتخاب کند. [اینجا]



وزیر خارجه کشورمان در کنفرانس خبری با همتای یونانی اش در این رابطه مفصل تر سخن گفت: ما درباره نقشه راه با آژانس توافق کردیم یک بار برای همیشه این موضوعات را از سر راه برداریم و آژانس هم تایید کرده است که ایران همه سوالات را پاسخ داده است و نقشه راه را انجام داده است.  ما منتظر گزارش آمانو هستیم و مهم تر از گزارش آمانو منتظر تصمیم شورای حکام برای بستن مسایل گذشته هستیم که به غلط به آن PMD گفته می شد چون برنامه های ایران هیچ بعد نظامی نداشته که به آن پی. ام. دی گفته شود. [اینجا]

گمانه زنی های رسانه ای

در چنین فضایی رسانه های ابعاد مختلفی از گزارش احتمالی آمانو را پیش بینی می کردند. گزارش آمانو زیر ذره بین رسانه ها در حال واکاوی بود. گزارشی که البته هنوز منتشر هم نشده بود اما هر رسانه ای داخلی، یا خارجی بر اساس ذهنیت و برداشت خود روایت هایی از ابعاد مختلف این گزارش ارائه می داد. آقای آمانو در مقابل اصرار رسانه ها برای ارائه توضیحات درباره جزئیات گزارش به گفتن چند جمله اکتفا کرد: گزارش سیاه و سفید نخواهد بود، گزارش بله و خیر هم نخواهد بود. [اینجا] و [اینجا]

شواهد نظامی وجود ندارد

بالاخره در ۱۱ آذر ماه گزارش آمانو منتشر شد. آژانس بین المللی انرژی اتمی روز چهارشنبه در گزارش خود درباره ایران اعلام کرد هیچ نشانه معتبری مبنی بر فعالیت های این کشور در خصوص ساخت بمب هسته ای پس از سال 2009 به دست نیامده است. [اینجا] این خبر بلافاصله به برکینگ نیوز رسانه های جهان بدل شد. با انتشار متن کامل گزارش آژانس مشخص شد به روایت عباس عراقچی، جنبه سفید گزارش بر سیاهی آن می چربد. [اینجا] 
نکات مثبت گزارشدر این گزارش نکات مثبت بیشتری وجود داشت. به عنوان مثال در بند ۳۲ می خوانیم:
بر مبنای تمام اطلاعاتی که در اختیار آژانس قرار داشت ... آژانس هیچ نشانه ای از یک چرخه سوخت هسته ای اعلام شده در ایران فراتر از آن فعالیت هایی که پیشتر توسط ایران اعلام شده بود به دست نیاورد. [اینجا]
یا در بند ۳۵ گزارش آمده است:
بر مبنای تمام اطلاعاتی که در اختیار آژانس بود، آژانس هیچ نشانه ای از اینکه انجام فعالیت هایی توسط ایران که مستقیما ریشه در «سند فلز اورانیوم » یا اطلاعات طراحی یک ابزار انفجاری هسته ای از طریق یک شبکه مخفی عرضه هسته ای داشته باشد نیافته است. [اینجا]
نکات منفی گزارش

در عین حال البته این گزارش نکات منفی هم دارد. به عنوان مثال در بند ۴۰ آمده است:

آژانس چنین ارزیابی می نماید که چاشنی های EBW تولیدی توسط ایران دارای مختصاتی هستند که به ابزار انفجاری هسته ای مربوط می شود. آژانس تصدیق می نماید که روند رو به رشد استفاده از چاشنی های انفجاری EBW برای مصارف غیرنظامی و نظامی متعارف وجود دارد. [اینجا]

یا در بند ۶۲ که آورده است:

بر اساس همه اطلاعات در دسترس آژانس شامل (اطلاعات دریافت شده) از اجرای نقشه راه، آژانس ارزیابی می کند که ایران مدل سازی رایانه ای یک وسیله انفجاری هسته ای را قبل از 2004 و بین 2005 و 2009 انجام داده است. [اینجا]

همچنین در بند ۶۶ این گزارش اشاره شده:

اطلاعات تأمین شده برای آژانس توسط یک دولت عضو قبل از نوامبر 2011 نشان داد که ایران ممکن است در 2002-2003 آزمایش های مقدماتی مربوط به آزمایش یک وسیله انفجاری هسته ای را برنامه ریزی کرده و انجام داده باشد. [اینجا]

خلاصه گزارش

اما این گزارش ۸۷ بندی که ۱۰ ضمیمه هم دارد در قسمت پایان و خلاصه آورده است:

 آژانس ارزیابی می کند که طیفی از فعالیتهای مرتبط با توسعه وسیله انفجاری هسته ای در ایران قبل از پایان سال 2003 میلادی بعنوان تلاشی هماهنگ، و برخی فعالیتها بعد از سال 2003 میلادی انجام شده است. آژانس همچنین ارزیابی می کند که این فعالیتها فراتر از امکان سنجی و مطالعات علمی، و کسب مهارتها و توانمندی های فنی مرتبط و مشخص پیشرفتی نداشته است. آژانس نشانه های معتبری از فعالیتها در ایران در ارتباط با توسعه وسیله انفجاری هسته ای بعد از سال 2009 میلادی در اختیار ندارد.
 آژانس همچنین  نشانه های معتبری از انحراف مواد هسته ای در ارتباط با ابعاد احتمالی نظامی برنامه هسته ای ایران نیافته است. [اینجا]
این بخش پایانی که در دو بند ۸۷ و ۸۸ مورد اشاره قرار گرفته تا اندازه زیادی موجبات مختومه کردن پرونده پی ام دی را فراهم می آورد. 
واکشن ها به گزارش آمانو

بلافاصله پس از انتشار گزارش آمانو واکنش های بین المللی و داخلی نسبت به این گزارش منعکس شد. رسانه های بین المللی در گزارش های متعدد خود به ابعاد این گزارش پرداختند و زمینه های مثبت و منفی آن برای ایران را مورد بررسی قرار دادند. [اینجا]
روزنامه وال استریت ژورنال هم در گزارشی تاکید کرد با این گزارش آمانو روند لغو تحریم های ایران با مشکل رو به رو نخواهد شد و احتمالا از اوایل ژانویه این رویه آغاز خواهد شد. [اینجا]

رضا نجفی نماینده ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی در این رابطه تاکید کرد: عدم انحراف ایران مهمترین نکته گزارش آمانو است. [اینجا] 
سخنگوی وزارت خارجه آمریکا هم با استقبال از این گزارش تاکید کرد: با توجه به گزارش مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، آمریکا آماده استپرونده ابهامات فعالیت هسته‌ای ایران یا پرونده "جنبه‌های نظامی احتمالی" این برنامه را ببندد. [اینجا] 



عباس عراقچی هم پس از انتشار این گزارش به صدا و سیما رفت و در توضیحاتی اشاره کرد: گزارش نسبتا متعادلی ارائه شده که جنبه های سفید آن بیشتر از سیاهش است. معاون وزیر خارجه کشورمان همچنین با اشاره به عدم استفاده آمانو از واژه پی ام دی در این گزارش به عنوان شاخصی مثبت یاد کرد. عراقچی در اداکه تاکید کرد: ادعای وجود مطالعاتی پیش از سال 2003 نکته‌ای منفی است که می‌توانست حذف شد. اینکه در پارچین محفظه‌ای انفجاری در پارچین ساخته شده است نیز نکته منفی دیگری است و آن را رد می‌کنیم. تصاویر هوایی و اسناد ارائه شده از سوی ما به آژانس نیز بیانگر و تأیید کننده ادعای ما بود. [اینجا]

حالا باید منتظر ماند و دید شورای حکام در واکنش به این گزارش چه خواهد کرد و آیا آنطور که آمریکا و ۵+۱ و البته ایران خواسته اند، بررسی پرونده ایران را مختومه اعلام خواهند کرد یا خیر؟ بحران روندی فنی و تکنیکی که با آغاز به کار دولت پیشین به یک بحران غیر ضروری برای کشور و نظام بدل شده بود، حالا با تدبیر و درایت دولت جدید در حال پایان است. 

رهبرانقلاب:تحمیل فرهنگ غرب بر ملّتها و کوچک شمردن فرهنگهای مستقل را خشونت خاموش و زیانبار می دانم

پس از انتشار نامه اول رهبر معظم انقلاب در دوم بهمن سال گذشته خطاب به جوانان غربی، ایشان دومین نامه خود را پس از حادثه تروریستی پاریس را خطاب به آنها منتشر کردند.

پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای نوشت:

متن نامه رهبر انقلاب به جوانان کشورهای غربی به این شرح است:

به عموم جوانان در کشورهای غربی‌
حوادث تلخی که تروریسم کور در فرانسه رقم زد، بار دیگر مرا به گفتگو با شما جوانان برانگیخت. برای من تأسّف‌بار است که چنین رویدادهایی بستر سخن را بسازد، امّا واقعیّت این است که اگر مسائل دردناک، زمینه‌ای برای چاره‌اندیشی و محملی برای همفکری فراهم نکند، خسارت دوچندان خواهد شد. رنج هر انسانی در هر نقطه از جهان، به‌خودی‌خود برای همنوعان اندوه‌بار است. منظره‌ی کودکی که در برابر دیدگان عزیزانش جان می‌دهد، مادری که شادی خانواده‌اش به عزا مبدّل می‌شود، شوهری که پیکر بی‌جان همسرش را شتابان به سویی می‌برد، و یا تماشاگری که نمی‌داند تا لحظاتی دیگر آخرین پرده‌ی نمایش زندگی را خواهد دید، مناظری نیست که عواطف و احساسات انسانی را برنینگیزد. هرکس که از محبّت و انسانیّت بهره‌ای برده باشد، از دیدن این صحنه‌ها متأثّر و متألّم می‌شود؛ چه در فرانسه رخ دهد، چه در فلسطین و عراق و لبنان و سوریه. قطعاً یک‌ونیم میلیارد مسلمان همین احساس را دارند و از عاملان و مسبّبان این فجایع، منزجر و بیزارند. امّا مسئله این است که رنج‌های امروز اگر مایه‌ی ساختن فردایی بهتر و ایمن‌تر نشود، فقط به خاطره‌هایی تلخ و بی‌ثمر فرو خواهد کاست. من ایمان دارم که تنها شما جوانهایید که با درس گرفتن از ناملایمات امروز، قادر خواهید بود راه‌هایی نو برای ساخت آینده بیابید و سدّ بیراهه‌هایی شوید که غرب را به نقطه‌ی کنونی رسانده است.

درست است که امروز تروریسم درد مشترک ما و شما است، امّا لازم است بدانید که ناامنی و اضطرابی که در حوادث اخیر تجربه کردید، با رنجی که مردم عراق، یمن، سوریه، و افغانستان طیّ سال‌های متمادی تحمّل کرده‌اند دو تفاوت عمده دارد؛ نخست اینکه دنیای اسلام در ابعادی بمراتب وسیع‌تر، در حجمی انبوه‌تر و به مدّت بسیار طولانی‌تر قربانی وحشت‌افکنی و خشونت بوده است؛ و دوّم اینکه متأسّفانه این خشونت‌ها همواره از طرف برخی از قدرت‌های بزرگ به شیوه‌های گوناگون و به شکل مؤثّر حمایت شده است. امروز کمتر کسی از نقش ایالات متّحده‌ی آمریکا در ایجاد یا تقویت و تسلیح القاعده، طالبان و دنباله‌های شوم آنان بی‌اطّلاع است. در کنار این پشتیبانی مستقیم، حامیان آشکار و شناخته‌شده‌ی تروریسم تکفیری، علی‌رغم داشتن عقب‌مانده‌ترین نظامهای سیاسی، همواره در ردیف متّحدان غرب جای گرفته‌اند، و این در حالی است که پیشروترین و روشن‌ترین اندیشه‌های برخاسته از مردم‌سالاری‌های پویا در منطقه، بی‌رحمانه مورد سرکوب قرار گرفته است. برخورد دوگانه‌ی غرب با جنبش بیداری در جهان اسلام، نمونه‌ی گویایی از تضاد در سیاست‌های غربی است.

چهره‌ی دیگر این تضاد، در پشتیبانی از تروریسم دولتی اسرائیل دیده می‌شود. مردم ستمدیده‌ی فلسطین بیش از شصت سال است که بدترین نوع تروریسم را تجربه می‌کنند. اگر مردم اروپا اکنون چند روزی در خانه‌های خود پناه میگیرند و از حضور در مجامع و مراکز پرجمعیّت پرهیز می‌کنند، یک خانواده‌ی فلسطینی ده‌ها سال است که حتّی در خانه‌ی خود از ماشین کشتار و تخریب رژیم صهیونیست در امان نیست. امروزه چه نوع خشونتی را می‌توان از نظر شدّت قساوت با شهرک‌سازی‌های رژیم صهیونیست مقایسه کرد؟ این رژیم بدون اینکه هرگز به‌طور جدّی و مؤثّر مورد سرزنش متّحدان پرنفوذ خود و یا لااقل نهادهای بظاهر مستقلّ بین‌المللی قرار گیرد، هر روز خانه‌ی فلسطینیان را ویران و باغها و مزارعشان را نابود می‌کند، بی‌آنکه حتّی فرصت انتقال اسباب زندگی یا مجال جمع‌آوری محصول کشاورزی را به آنان بدهد؛ و همه‌ی اینها اغلب در برابر دیدگان وحشت‌زده و چشمان اشک‌بار زنان و کودکانی روی می‌دهد که شاهد ضرب و جرح اعضای خانواده‌ی خود و در مواردی انتقال آنها به شکنجه‌گاه‌های مخوفند. آیا در دنیای امروز، قساوت دیگری را در این حجم و ابعاد و با این تداوم زمانی می‌شناسید‌؟ به گلوله بستن بانویی در وسط خیابان فقط به جرم اعتراض به سربازِ تا دندان مسلّح، اگر تروریسم نیست پس چیست؟ این بربریّت چون توسّط نیروی نظامی یک دولت اشغالگر انجام می‌شود، نباید افراطی‌گری خوانده شود؟ یا شاید این تصاویر فقط به این علّت که شصت سال مکرّراً از صفحه‌ی تلویزیون‌ها دیده شده، دیگر نباید وجدان ما را تحریک کند.

لشکرکشی‌های سالهای اخیر به دنیای اسلام که خود قربانیان بی‌شماری داشت، نمونه‌ای دیگر از منطق متناقض غرب است. کشورهای مورد تهاجم، علاوه بر خسارتهای انسانی، زیرساخت‌های اقتصادی و صنعتی خود را از دست داده‌اند، حرکت آنها به سوی رشد و توسعه به توقّف یا کندی گراییده، و در مواردی ده‌ها سال به عقب برگشته‌اند؛ با وجود این، گستاخانه از آنان خواسته می‌شود که خود را ستمدیده ندانند. چگونه میتوان کشوری را به ویرانه تبدیل کرد و شهر و روستایش را به خاکستر نشاند، سپس به آنها گفت که لطفاً خود را ستمدیده ندانید! به جای دعوت به نفهمیدن و یا از یاد بردن فاجعه‌ها، آیا عذرخواهیِ صادقانه بهتر نیست؟ رنجی که در این سالها دنیای اسلام از دورویی و چهره‌آرایی مهاجمان کشیده است، کمتر از خسارتهای مادّی نیست.

جوانان عزیز! من امید دارم که شما در حال یا آینده، این ذهنیّت آلوده به تزویر را تغییر دهید؛ ذهنیّتی که هنرش پنهان کردن اهداف دور و آراستن اغراض موذیانه است. به نظر من نخستین مرحله در ایجاد امنیّت و آرامش، اصلاح این اندیشه‌ی خشونت‌زا است. تا زمانی که معیارهای دوگانه بر سیاست غرب مسلّط باشد، و تا وقتی که تروریسم در نگاه حامیان قدرتمندش به انواع خوب و بد تقسیم شود، و تا روزی که منافع دولتها بر ارزشهای انسانی و اخلاقی ترجیح داده شود، نباید ریشه‌های خشونت را در جای دیگر جستجو کرد.

متأسّفانه این ریشه‌ها طیّ سالیان متمادی، بتدریج در اعماق سیاستهای فرهنگی غرب نیز رسوخ کرده و یک هجوم نرم و خاموش را سامان داده است. بسیاری از کشورهای دنیا به فرهنگ بومی و ملّی خود افتخار می‌کنند، فرهنگ‌هایی که در عین بالندگی و زایش، صدها سال جوامع بشری را بخوبی تغذیه کرده است؛ دنیای اسلام نیز از این امر مستثنا نبوده است. امّا در دوره‌ی معاصر، جهان غرب با بهره‌گیری از ابزارهای پیشرفته، بر شبیه‌سازی و همانندسازی فرهنگی جهان پافشاری می‌کند. من تحمیل فرهنگ غرب بر سایر ملّتها و کوچک شمردن فرهنگهای مستقل را یک خشونت خاموش و بسیار زیان‌بار تلقّی می‌کنم. تحقیر فرهنگهای غنی و اهانت به محترم‌ترین بخشهای آنها در حالی صورت میگیردکه فرهنگ جایگزین، به‌هیچ‌وجه از ظرفیّت جانشینی برخوردار نیست. به طور مثال، دو عنصر «پرخاشگری» و «بی‌بندوباری اخلاقی» که متأسّفانه به مؤلّفه‌های اصلی فرهنگ غربی تبدیل شده است، مقبولیّت و جایگاه آن را حتّی در خاستگاهش تنزّل داده است. اینک سؤال این است که اگر ما یک فرهنگ ستیزه‌جو، مبتذل و معناگریز را نخواهیم، گنهکاریم؟ اگر مانع سیل ویرانگری شویم که در قالب انواع محصولات شبه هنری به سوی جوانان ما روانه میشود، مقصّریم؟ من اهمّیّت و ارزش پیوندهای فرهنگی را انکار نمیکنم. این پیوندها هر گاه در شرایط طبیعی و با احترام به جامعه‌ی پذیرا صورت گرفته، رشد و بالندگی و غنا را به ارمغان آورده است. در مقابل، پیوندهای ناهمگون و تحمیلی، ناموفّق و خسارت‌بار بوده است. با کمال تأسّف باید بگویم که گروه‌های فرومایه‌ای مثل داعش، زاییده‌ی این‌گونه وصلتهای ناموفّق با فرهنگهای وارداتی است. اگر مشکل واقعاً عقیدتی بود، میبایست پیش از عصر استعمار نیز نظیر این پدیده‌ها در جهان اسلام مشاهده میشد، درحالی‌که تاریخ، خلاف آن را گواهی میدهد. مستندات مسلّم تاریخی بروشنی نشان میدهد که چگونه تلاقی استعمار با یک تفکّر افراطی و مطرود، آن‌هم در دل یک قبیله‌ی بدوی، بذر تندروی را در این منطقه کاشت. وگرنه چگونه ممکن است از یکی از اخلاقی‌ترین و انسانی‌ترین مکاتب دینی جهان که در متن بنیادینِ خود، گرفتن جان یک انسان را به مثابه‌ی کشتن همه‌ی بشریّت میداند، زباله‌ای مثل داعش بیرون بیاید؟

از طرف دیگر باید پرسید چرا کسانی که در اروپا متولّد شده‌اند و در همان محیط، پرورش فکری و روحی یافته‌اند، جذب این نوع گروه‌ها می‌شوند؟ آیا میتوان باور کرد که افراد با یکی دو سفر به مناطق جنگی، ناگهان آن‌قدر افراطی شوند که هم‌وطنان خود را گلوله‌باران کنند؟ قطعاً نباید تأثیر یک عمر تغذیه‌ی فرهنگی ناسالم در محیط آلوده و مولّد خشونت را فراموش کرد. باید در این زمینه تحلیلی جامع داشت، تحلیلی که آلودگی‌های پیدا و پنهان جامعه را بیابد. شاید نفرت عمیقی که طیّ سالهای شکوفایی صنعتی و اقتصادی، در اثر نابرابری‌ها و احیاناً تبعیض‌های قانونی و ساختاری در دل اقشاری از جوامع غربی کاشته شده، عقده‌هایی را ایجاد کرده که هر از چندی بیمارگونه به این صورت گشوده میشود.

به‌هرحال این شما هستید که باید لایه‌های ظاهری جامعه‌ی خود را بشکافید، گره‌ها و کینه‌ها را بیابید و بزدایید. شکافها را به جای تعمیق، باید ترمیم کرد. اشتباه بزرگ در مبارزه با تروریسم، واکنشهای عجولانه‌‌ای است که گسست‌های موجود را افزایش دهد. هر حرکت هیجانی و شتاب‌زده که جامعه‌ی مسلمان ساکن اروپا و آمریکا را که متشکّل از میلیون‌ها انسان فعّال و مسئولیّت‌پذیر است، در انزوا یا هراس و اضطراب قرار دهد و بیش از گذشته آنان را از حقوق اصلی‌شان محروم سازد و از صحنه‌ی اجتماع کنار گذارَد، نه تنها مشکل را حل نخواهد کرد بلکه فاصله‌ها را عمق، و کدورتها را وسعت خواهد داد. تدابیر سطحی و واکنشی ــ مخصوصاً اگر وجاهت قانونی بیابد ــ جز اینکه با افزایش قطب‌بندی‌های موجود، راه را بر بحرانهای آینده بگشاید، ثمر دیگری نخواهد داشت. طبق اخبار رسیده، در برخی از کشورهای اروپایی مقرّراتی وضع شده است که شهروندان را به جاسوسی علیه مسلمانان وامیدارد؛ این رفتارها ظالمانه است و همه میدانیم که ظلم، خواه‌ناخواه خاصیّت برگشت‌پذیری دارد. وانگهی مسلمانان، شایسته‌ی این ناسپاسی‌ها نیستند. دنیای باختر قرنها است که مسلمانان را بخوبی می‌شناسد؛ هم آن روز که غربیان در خاک اسلام میهمان شدند و به ثروت صاحبخانه چشم دوختند، و هم روز دیگر که میزبان بودند و از کار و فکر مسلمانان بهره جستند، اغلب جز مهربانی و شکیبایی ندیدند. بنابراین من از شما جوانان میخواهم که بر مبنای یک شناخت درست و با ژرف‌بینی و استفاده از تجربه‌های ناگوار، بنیانهای یک تعامل صحیح و شرافتمندانه را با جهان اسلام پی‌ریزی کنید. در این صورت، در آینده‌ای نه‌چندان دور خواهید دید بنایی که بر چنین شالوده‌ای استوار کرده‌اید، سایه‌ی اطمینان و اعتماد را بر سر معمارانش میگستراند، گرمای امنیّت و آرامش را به آنان هدیه میدهد، و فروغ امید به آینده‌ای روشن را بر صفحه‌ی گیتی میتاباند.

سیّدعلی خامنه‌ای
۸ آذر ۱۳۹۴