عقب نشینی نیروهای آمریکایی و انگلیسی از مناطق جنوبی سوریه

تحولات سوریه

تا ساعتی قبل نیروهای آمریکایی و انگلیسی حدود 90 درصد از نیروهای خود را از پایگاه های نظامی در مناطق «حمیمه و سکری» در حومه شرقی استان حمص به عقب بازگردانند.

وی تصریح کرد: نیروهای آمریکایی از طریق گذرگاه التنف به سمت مرزهای عراق عقب نشینی کرده اند و نیروهای انگلیسی نیز به داخل مرزهای اردن عقب نشینی کرده اند.

وهابیت ریشه تروریسم است

سی ان ان: وهابیت ریشه تروریسم است/ هیچ حمله تروریستی در غرب با ایران در ارتباط نیست

  به نقل از پایگاه خبری شبکه العالم، فرید زکریا -- تحلیل گر مشهور آمریکایی -- گفت: تقریبا همه حملات تروریستی در غرب، به نوعی با عربستان سعودی ارتباط داشته و تقریبا هیچ کدام از این حملات، ارتباطی به ایران نداشته است». 
«فرید زکریا» تحلیلگر ارشد آمریکایی و از کارشناسان حوزه روابط بین‌الملل در شبکه سی‌ان‌ان در یادداشتی، وهابیگری عربستان سعودی را ریشه تروریسم خوانده است. او در این یادداشت، اظهارات دونالد ترامپ در سفر اخیر به عربستان سعودی درباره ادعای حمایت ایران از تروریسم را رد کرده است.
 
فرید زکریا البته در این یادداشت ادعاهایی علیه ایران هم مطرح کرده است. 

تصاویر صفحه نخست روزنامه‌های سیاسی کشور

تصاویر صفحه نخست روزنامه‌های سیاسی کشور که صبح امروز در پیشخوان مطبوعات عرضه می‌شود.

به گزارش گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران جوانٰ تصاویر صفحه نخست روزنامه‌های سیاسی کشور که صبح امروز در پیشخوان مطبوعات عرضه می‌شود، به قرار ذیل است:



روزنامه ها



روزنامه ها


روزنامه ها

از احداث سومین شهر موشکی سپاه تا نقض برجام در سایه تحریم‌ها

از احداث سومین شهر موشکی سپاه تا نقض برجام در سایه تحریم‌ها

روزنامه ها

از احداث سومین شهر موشکی سپاه تا نقض برجام در سایه تحریم‌ها
از احداث سومین شهر موشکی سپاه تا نقض برجام در سایه تحریم‌ها

از احداث سومین شهر موشکی سپاه تا نقض برجام در سایه تحریم‌ها
از احداث سومین شهر موشکی سپاه تا نقض برجام در سایه تحریم‌ها

آیت الله خاتمی در خطبه‌های نماز جمعه:

خطیب موقت نماز جمعه تهران گفت: چراغ سبز جنایت به آل خلیفه توسط آمریکا داده شد و مقاومت ملت بحرین در برابر دیکتاتور‌ها جهاد فی سبیل الله است.

جراغ سبز جنایت به آل خلیفه از سوی آمریکا داده شد/حاکمان بحرین تجلی اسلام آمریکایی اندبه گزارش خبرنگار حوزه احزاب و تشکل های گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان؛ آیت الله سید احمد خاتمی در خطبه های نماز جمعه تهران امروز 5 خرداد ماه با اشاره به اینکه  135 شهید از مرز دریایی اروند پیکرشان به کشور وارد شد؛  اظهار داشت : تعدادی از این عزیزان غواص بودند؛ دست های آن ها بسته شد تا دست های ما باز باشد.
   
وی با اشاره به اهمیت موضوع بحرین افزود: بحرین تبدیل به زندان بزرگی برای شهروندان این کشور شده و سرکوب، جنایت و یورش تداوم دارد. در یورش به محل آیت الله عیسی قاسم 6 شهید و 200 زخمی و 286 نفر بازداشت شدند و اگر همه این ها را بخواهم خلاصه کنم، وحشیگری است. بی سابقه است دولتی با ملتش این چنین خشونت آمیز برخورد کند.
 
خطیب موقت نماز جمعه تهران با اشاره به اینکه چراغ سبز جنایت به آل خلیفه توسط آمریکا داده شد؛ گفت: مقاومت ملت بحرین در برابر دیکتاتور ها جهاد فی سبیل الله است و زندانیان شما مجاهد فی سبیل الله و شهدای شما با شهدای بدر و احد محشور می شوند.
 
آیت الله خاتمی تاکید کرد: قصه ، قصه آیت الله عیسی قاسم رهبر شیعیان بحرین نیست گرچه او هم مهم است اما قصه مربوط به اسلام ناب محمدی است. حاکمان بحرین تجلی اسلام آمریکایی اند که امام فرمودند. دیکتاتور های بحرین به زور انگلیس بر گرده مردم سوار شدند و خوش خدمتی به آمریکا می کنند .
 
وی ادامه داد: من به این ها می گویم سرنوشت شاه را پیش روی خود ببینید. سنت های واقعی تاریخ می گوید که حاکمان جبار نخواهند ماند و ملت ها زوال آل سعود و آل خلیفه جنایتکار را می بینند که به زباله دان تاریخ می پیوندند.
 
خطیب موقت نماز جمعه تهران با هشدار به حکام عربی گفت: ایران مقتدر دست به ماشه است و دست از پا خطا کنید کشورهایتان زیر و رو می شود.

خطیب موقت نماز جمعه تهران با اشاره به جنایت های سعودی در منطقه شرقیه که 3 هفته است مردم کشته می شوند اظهار داشت: در منطقه العوامیه سعودی ها خانه ها و مساجد و مدارس را در شرق عربستان ویران می کنند و این درحالی است که رئیس جمهور آمریکا خسته نباشید به این حاکم جبار می گوید. سازمان های بین المللی و جهانی چرا این جنایات را نمی بینند.

آیت الله خاتمی با اشاره به شهدای بسیار زیاد ملت یمن در جنگ با رژیم سعودی ؛ تصریح کرد: مجامع بین المللی اگر این مقدار پرنده کشته می شدند صدایشان در می آمد . خدا جای حق نشسته و به فضل خداوند ذات مقدس ربوبی انتقام این خون ها را می گیرد.

وی با اشاره به انتخابات 96 افزود: حضور شکوهمند بیش از 41 میلیون نفری و 73 درصدی مایه مباهات نظام اسلامی است و در آمریکا و کشورهای اروپایی شرکت بین 40 تا 50 درصد است. نام این موضوع مردمسالاری اسلامی است و می بالیم به این مردم سالاری و تک تک آرا رای اری مجدد به نظام مقدس جمهوری اسلامی بود.

خطیب موقت نماز جمعه تهران با اشاره به نقش مهم مقام معظم رهبری در خلق حماسه 29 اردیبهشت ، گفت: مراجع عظام تقلید و فرهیختگان حوزوی و صدا و سیمای جمهوری اسلامی و ناظران و مجریان و تامین کنندگان امنیت انتخابات صمیمانه تشکر می کنیم.  
 
آیت الله خاتمی افزود: انتخابات دو فضای قبل و بعد از برگزاری دارد. بعد از برگزاری انتخابات کدورت ها کنار می رود و رقابت ها تبدیل به رفاقت ها می شود. نمی شود هر انتخاباتی که می شود 4 سال پشت سرش کدورت باشد. البته این موضوع با شعار بدست نمی آید بلکه با عمل بدست می آید.
 
 آیت الله خاتمی افزود: انتخابات دو فضای قبل و بعد از برگزاری دارد. بعد از برگزاری انتخابات کدورت ها کنار می رود و رقابت ها تبدیل به رفاقت ها می شود. نمی شود هر انتخاباتی که می شود 4 سال پشت سرش کدورت باشد و تسلسل کدورت ها معنا ندارد. البته این موضوع با شعار بدست نمی آید بلکه باعمل بدست می آید.

خطیب موقت نماز جمعه تهران عنوان داشت: فردی که رقیب را فریب کار و تنش زا بنامد با این ادبیات نه اجماع صورت می گیرد و نه وحدت. اینکه بعد از انتخابات کسانی با فضای رقابت انتخاباتی صحبت کنند وحدت شکن است.

وی ادامه داد: ما در انتخابات تخلف داشتیم ؛ ما در جمهوری اسلامی تخلف گسترده نداشتیم که کل رای گیری را زیر سوال ببرد. یک نوع دیگر تخلف به نحوی است که کل آرا را زیر سوال نمی برد . گزارشات تخلف بسیار زیاد است و اساس انتخابات درست است. وقتی یک مسئول می گوید 3 میلیون نفر یا یکی دیگر می گوید 1 میلیون نفر و یکی دیگر 4 میلیون نفر پشت در ماندند؛  باید تحلیل شود. باید مسئولان و مجریان حق الناس را رعایت کنند و مقصرین باید محاکمه و به مردم معرفی شوند.
 
خطیب موقت نماز جمعه تهران عنوان داشت: فردی که رقیب را فریب کار و تنش زا بنامد با این ادبیات نه اجماع صورت می گیرد و نه وحدت. اینکه بعد از انتخابات کسانی با فضای رقابت انتخاباتی صحبت کنند وحدت شکن است.

آیت الله خاتمی با اشاره به مناظره های زنده تلویزیونی به عنوان برکات نظام ؛ گفت:  انتظار از مناظرات حفظ ادب، اخلاق و حرمت نظام بود. با کمال تلخی می گویم از سوی برخی از کاندیداها رعایت نشد و این رنجش فایده ندارد و این را برای انتخابات 1400 می گوییم . برخی کاندیداها طوری حرف می زدند که اگر یک اپوزیسیون می آمد همینگونه حرف می زد. برخی از حرف ها دشمن را تحریک کرد و امیدواریم در انتخابات آینده تدبیری شود تا این مسائل نباشد.
 
وی با اشاره به سفر ترامپ در منطقه و اظهارات ضد ایرانی رئیس جمهور آمریکا گفت: آقای ترامپ همه اوصاف آمریکا را درباره ایران گفت. آمریکا تروریسم و درگیری را به دنیا صادر می کند. مبنای امام ماست که مرگ بر اسرائیل است و این را هزار بار می گوییم.
 
خطیب موقت نماز جمعه تهران عنوان داشت: آقای ترامپ یک حرف درست زده و آن مرگ بر آمریکا و اسرائیل گفتن ایرانیان است . این درست است چون شما پرونده سیاه و قطوری دارید که کمترین مجازات آن مرگ بر آمریکاست.
 
آیت الله خاتمی با اشاره به ایجاد ناتوی عربی توسط دونالد ترامپ  تصریح کرد: ناتوی شما جمعی از نوکران و سرسپردگان آمریکاست و شامل همه کشورهای عربی نمی شود. 38 سال است ناتوی عربی شکل گرفته و توطئه ها و حمایت از صدام توسط همین ناتو صورت گرفته است.

وی افزود: شما کاری نتوانستید انجام دهید حالا با شعار می خواهید ما را بترسانید و مردم ما مقاومند. من به حکام وابسته به آمریکا می گوییم صد در صد به زیان شماست. ایران مقتدر دست به ماشه است و دست از پا خطا کنید کشورهایتان زیر و رو می شود.
 
آیت الله خاتمی تاکید کرد: سرنوشت صدام در انتظار شماست و آمریکا از شما استفاده می کند و با پای خود و ریسمان پوسیده آمریکا به چاه نروید.
 
وی ادامه داد: طنز سال عربستان مرکز مبارزه با تروریسم است. مرکز و زادگاه و صدور تروریسم عربستان است. سعودی ها از اول دبستان تا آخر ترور را یاد می دهند و این طنز اختصاصی آقای ترامپ است. ترامپ قبل از سفر گفتند می خواهیم گاو شیرده را بدوشیم و گاو شیرده را با قرار داد 500 میلیارد دلار دوشیدند.
 
خطیب موقت نماز جمعه تهران عنوان داشت: گفتند اگر فلانی بیاید سایه جنگ می آید و اگر برود سایه جنگ می رود ؛ این ها (آمریکایی ها) با هویت نظام اسلامی طرف هستند.
 
آیت الله خاتمی با اشاره به جنایت داعش در منچستر تصریح کرد: این تروریست ها در جنایت رکورد شکستند و آن ها داروهای شیمیایی را روی زندانیان موصل امتحان می کنند. ما ترور را در همه جای دنیا محکوم می کنیم ولی داعش پروران را با صدای رساتری محکوم می کنیم و می گوییم مرگ بر آمریکا. مردم انگلیس هم داعش و هم دولتمردان خود را محکوم کنند که جانوری به نام داعش را پرورش دادند.

اینجا را خدا آزاد کرد ولی کسی آبادش نکرد

 

دستش را روی سر تاسش می‌کشد و قطرات عرق را جمع می‌کند و عصبی‌وار می‌گوید: به خدا ما برای این آب و خاک جنگیدیم جان دادیم ولی حالا به اینجامون رسیده...

به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان، دو قطره درشت عرق از روی سرِ تاسش سُر می‌خورد و از لابه‌لای ابروهای کم پشتش، روی پوست آفتاب سوخته و صاف صورتش شره می‌کند؛ گرمای هوا کلافه‌اش کرده؛ با کفِ دست، قطره‌های عرق را از روی صورتش جمع می‌کند و به دشداشه بلندش می‌مالد؛ یک باره صدایش شبیه فریاد می‌شود و عصبی وار می‌گوید: سهم ما از این کشور فقط یک شناسنامه است؛ همین.

این بار دستش را روی سر تاسش می‌کشد و قطرات عرق را جمع می‌کند؛ عرق، قطره قطره از انگشتانش چکه می‌کند؛ کمی‌ آرام‌تر می‌شود و با لحنی ملایم می‌گوید: به خدا ما برای این آب و خاک جنگیدیم؛ جان دادیم؛ ما روی این خاک و این بیابان، غیرت داریم ولی آدم به اینجاش می‌رسه و همزمان دستش را تا دو وجب بالاتر از سرش بالا می‌آورد؛ ما هم آدمیم به ولله؛ بچه‌های ما هم آدمند؛ به خدا شما یکی از این مسئولان را پیدا کن که حاضر باشه یک ساعت جای ما بنشینه؛ کدام مسئولی حاضره یک ساعت بچه‌اش رو جایی بیاره که بچه‌های ما هستن؛ وسط فاضلاب؛‌به ولله مردم خرمشهر خونگرمند و مظلوم...

دختر یا پسرش را نمی‌دانم ولی نهایتاً 5 – 6 ساله است و از کنج دیوار نیمه مخروبه خانه، نعره زدن‌های عصبی پدر و مردهای عرب محلشان را نگاه می‌کند؛ دستش را می‌گیرم تا از زیر آوار فریادهایی که نزدیک است زهره‌اش را بترکاند دورش کنم؛ دستش را می‌گیرم و دنبال خودم می‌کشانمش؛ گام‌های کوتاهش با قدم‌های بلند من هماهنگ نمی‌شود و چند باری سکندری می‌خورد؛ نگاهش به پشت سر است و چشم از مرد دشداشه پوشی که پوست تیره صورتش از شدت عصبانیت کبود شده و زمین و زمان را به باد فحش گرفته، برنمی‌دارد؛ دستش را محکم می‌گیرم و دنبال خودم می‌کشانمش؛ انگشتانم را دور مچ باریکش قفل می‌کنم و می‌کشانمش؛ نبضش توی مشتم تند می‌زند؛ چشم از دهان پدر و مردهای محل بر نمی‌دارد و با هر فریاد مردانه شان، ضرب آهنگ نبض ضعیفش تندتر می‌شود؛ نه چیزی می‌گوید و نه گریه می‌کند، فقط نگاه می‌کند و تکه استخوانی که انگشت‌هایش را دورش مشت کرده، بین دندانهایش می‌گذارد و عصبی وار فشار می‌دهد.

اینجا را خدا آزاد کرد ولی کسی آبادش نکرد

اگر بچه خرمشهر نباشی، سخت می‌توانی باور کنی که در حاشیه بیابان و در میان این بوی تعفن، محله‌هایی وجود دارند که هزاران نفر در آن زندگی می‌کنند؛ محله‌هایی که نه تنها کوچه‌ها و خیابان‌هایش، که حتی خانه اهالی‌اش هم در فاضلاب غرق شده‌اند؛ فاضلابی که در چند سال اخیر مشکل مضاعفی شده بر مشکلات آب، برق و حتی بهداشت مردم خرمشهر و محله عَبّاره؛ مردمی ‌که به قول خودشان دستشان از همه جا کوتاه است و برای دلخوشی‌شان هم که شده، مسئول و مدیر کت و شلوار پوشی هم حاضر نمی‌شود محض عکس یادگاری و گرفتن چند فریم عکس تبلیغاتی با فقرا و ژست مردمی بودن و رسیدگی به محرومان، پا به این محله بگذارد؛ فقط نمایندگان مجلس هستند که هر چهار سال به چهار سال، با کیسه‌ای پر از وعده و وعید سراغشان می‌آیند و کیسه رأی‌شان را برای 4 سال پر می‌کنند و می‌روند حاجی حاجی مکه، تا چهار سال بعد.

سر ظهر وارد عباره می‌شویم؛ هوا آنقدر گرم است که هیچ کس حاضر نیست دل از خانه بکند و پا به کوچه‌های جهنمی عباره بگذارد؛ حتی سگ‌های ولگرد هم جوش آورده‌اند و از فرط گرما، به دریاچه‌های فاضلاب رها شده در کوچه و خیابان‌های محله پناه برده‌اند و هر از گاهی تن به فاضلاب می‌زنند و تنشان را در آب متعفن فاضلاب فرو می‌برند؛ در این میان انگار تنها پشه‌های خاکی‌اند که از گرمای سوزنده و داغ ظهر تابستان خرمشهر و بوی تعفن فاضلاب، به وجد آمده‌ و روی دریاچه‌های رها شده فاصلاب وسط خیابان‌ها و کوچه‌ها محله جولان می‌دهند و قی‌قاژ می‌روند.

اینجا را خدا آزاد کرد ولی کسی آبادش نکرد

با این وجود وقتی دوربین به دست وارد کوچه‌های عباره می‌شویم، یکی یکی سر و کله اهالی عباره پیدا می‌شود؛ سر که می‌چرخانیم دورمان پر شده از مردها و بچه‌هایی که با دشداشه و شلوار کردی و زیرپیراهنی‌های رنگ و رو رفته، دوره‌مان کرده‌اند. مردهایی که هر کدام از یک سو دستمان را می‌کشند تا وضع اسفبار خانه و زندگی‌شان را به رخ دوربین‌هایمان بکشند و سکانسی از یک لحظه عذاب هر ساعت و هر روز و شبشان را لخت و عور، جلوی دوربین به نمایش بگذارند.

پسر جوانی با لهجه عربی غلیظ می‌گوید «خداوند فرمود قول الحق ولو کان مرا؛ ما حرفمان را می‌زنیم اگرچه تلخ باشد و ...» و ادامه حرفش در میان فریادهای مرد دشداشه پوشی گم می‌شود؛ مرد دشداشه پوش نعره می‌کشد: شما را به خدا قسم فیلم وضعیت ما را به سیدعلی برسانید؛ ما امیدمان از همه قطع شده و امیدواریم سیدعلی فکری به حال ما بکند؛ شما را به خدا، این زندگی است که ما داریم؟ کدام مسئولی حاضر است زن و بچه‌اش اینجا زندگی کند؟ لای این تعفن و کثافت؟ مگر خون مسئولان رنگین‌تر از خون ما است؟

مرد دیگری دستمان را می‌گیرد و به خانه‌اش می‌برد؛ صورتش سرخ شده و فاضلاب متعفن و بد بویی که در حیاط خانه اش بالا زده است را نشان می‌دهد و می‌گوید: این زندگی من است؛ این حیاط خانه من است؛ حالا که خوب است، بعضی وقت‌ها فاضلاب تا توی خانه هم می‌آید؛ تا توی اتاق...

اینجا را خدا آزاد کرد ولی کسی آبادش نکرد

اینجا عباره است؛ یکی از محله‌های خونین شهر؛ همان خرمشهر سابق؛ باورش سخت است که علی‌رغم حضور میلیون‌ها مسافر و زائر راهیان نور به این شهر، وضع خرمشهر و مردمش اینچنین باشد؛‌ مردمی که سال‌های سال طعم آوارگی جنگ را کشیده‌اند و این روزها طعم بی‌مسئولیتی مسئولان ذله‌شان کرده.

مرد دشداشه‌پوش دوباره صدایش را بلند می‌کند و همه آرام می‌گیرند؛ با لهجه غلیظ عربی‌اش می‌گوید: انگار نه انگار ما اینجا زندگی می‌کنیم؛ کافیه که فقط یک روز تهران گرد و غبار بیاد؛ به همه ماسک می‌دن؛ به بچه‌ها شیر می‌دن؛ هر روز و هر ساعت توی اخبار می‌گن ولی اینجا چی؟ ما هر روز توی بیمارستانیم ولی کسی به فکر نیست... اصلاً کسی ما را نمی‌بیند.

تن صدایش بالا می‌رود و صورتش کبود می‌شود: ما توی هشت سال دفاع مقدس جنگیدیم؛ این همه شهید دادیم؛ حقمون باید این باشه؟ من به گوش خودم از کسایی که با راهیان نور اومده بودن خرمشهر شنیدم که می‌گفتن اینجا خرمشهره؟! اینجا که بیابونه...

مرد دیگری وسط حرفش می‌پرد و می‌گوید: این فاضلاب توی خیابان را نگاه کنید؛ سال‌هاست که همینطوره؛ این مال یکی دو روز نیست؛ از بس مانده خزه بسته ولی هیچ کس انگار نه انگار؛ نه شهرداری نه آب‌وفاضلاب و نه حتی نماینده‌های مجلس، هیچ کس هیچ کاری برای عباره نمی‌کند؛ این آسفالت را ببینید؛ نصفه است؛ نماینده خرمشهر قبل از انتخابات آمد و این یک تکه را آسفالت کرد و وقتی رأی‌گیری تمام شد، وسائلشان را جمع کردند و رفتند. این کار هر ساله‌شان است؛‌ می‌آیند یک تکه را آسفالت می‌کنند تا رأی بگیرند و وقتی رأی‌شان را گرفتند دیگر حتی جواب تلفن هم نمی‌دهند؛ نماینده دوره قبل زمان انتخابات اومد گفت من 6 ماهه تمامش می‌کنم ولی چندسال گذشته و هیچ اتفاقی نیفتاده؛ به خدا مردم خرمشهر مظلومن؛ هیچ کس نمیاد به ما سر بزنه؛ فقط انتخابات به انتخابات میان اینجا؛ من حتی عکس گرفتم و برای مسئولا فرستادم.

اینجا را خدا آزاد کرد ولی کسی آبادش نکرد

مرد دشداشه پوش دوباره عصبی می‌شود و می‌گوید: مردونگی کنید این‌ها رو نشون بدین تا مردم ایران ببینند خرمشهری‌ها چه طور زندگی می‌کنن. ما نمی‌دونیم این پول‌هایی که می‌گن برای خرمشهر می‌آد کجا می‌ره؟ ما فقط می‌شنویم که می‌گن پنجاه میلیارد تومن، صد میلیارد تومن. پس این پول‌ها چی می‌شه؟ سال به سال هیچ اسمی ‌از ما نمی‌آد، فقط سوم خرداد به سوم خرداد توی تلویزیون می‌گن خرمشهر؛ خودتون ببینید؛ شهرک صنعتی که جمع شد؛ صابون‌سازی که تموم شد؛ حق کارون رو که از ما گرفتن؛ خب چی مونده برای ما؟ فقط شناسنامه ما ایرانیه؛ تو رو خدا به سید علی بگید  که بیان اینجا وضع ما رو ببینن؛ به خدا پولی که می‌گن برای خرمشهر میاد دست یه عده دزد می‌افته و هیچی به مردم و ما نمی‌رسه... آقای احمدی نژاد گفت اگه پولی که ما می‌فرستیم برای شما توی راه سرما نخوره، یعنی ازش دزدی نشه، اینجا هم پیشرفت می‌کنه ولی چه کار می‌شود کرد؟ صدتا دزد هست؛ تو رو خدا بگیرید این دزدای پدر سوخته رو.

فضا سنگین شده و مردها عصبانی‌اند؛ آنقدر عصبانی که آرام کردنشان و امید به بهبود وضعیت اثربخش نیست؛ برای عوض کردن فضا، سراغ نخل‌های خرمشهر را می‌گیرم و وقتی اسم نخل می‌‌آید، انگار زیر شعله را زیاد کرده باشند‌، برافروخته‌تر می‌شوند و یکی از اهالی می‌گوید: نخل؟! نخل کجا بود؟ ما آب خوردن نداریم؛ نگاه کن ما حتی آب خوردنمان را هم دبه دبه می‌خریم؛ و به پسر بچه‌ای که روی دبه بزرگ آبی جلوی در خانه یکی از همسایه‌ها نشسته اشاره می‌کند.

ادامه حرفش را می‌گیرد و می‌گوید: ما پول انشعاب آب داده‌ایم، پول پمپ آب داده‌ایم، قبض برق پمپ و قبض آب ماهانه هم می‌دهیم ولی آب لوله کشی قابل خوردن نیست؛ آخر سر مجبوریم هر روز دبه دبه آب شیرین بخریم...

دوباره صداها بلند می‌شود؛ صاحبخانه به دادمان می‌رسد و دستم را می‌گیرد و به کناری می‌کشد و با اشاره دست، اهالی را آرام می‌کند؛ آرام می‌گوید: این حرف‌های ما را کسی می‌شنود؟ ان‌شاءاللهی زیر لب می‌گویم و او رو به دوربین با لحنی ملتمسانه می‌گوید: من فقط چند جمله به مسئولان می‌گویم؛ شما مسئولان تاج سر ما هستید، ما به خدا به شما افتخار می‌کنیم ولی شما هم فکری به حال ما بکنید؛ به والله ما توی آفتابیم و شما توی سایه نشستید؛ نگاهی به این فقرا بکنید ... اینجا نه آب خوردن داریم، نه بهداشت؛ حتی راه برای رفت و آمدمان هم نیست؛ چهار روز دیگه که مدارس باز می‌شوند بچه‌های ما مجبورند از داخل این دریاچه‌های فاضلاب رد بشن برن مدرسه؛ وقتی یه بارون هم بزنه که دیگه هیچی...



لحن صاحبخانه و لهجه عربی غلیظش به قدری تأثر برانگیز است که می‌توان تمام مظلومیت خرمشهر را در آن دید؛ مظلومیت مردانی که از همه جا رانده شده‌اند و پناهی جز خداوند ندارند؛ مردمانی که بی‌توجهی به آن‌ها، گناهی است که بسیاری از مسئولان باید پاسخگوی آن باشند. مردمی که 34 سال پیش شهرشان را خدا آزاد کرد ولی هنوز کسی آبادش نکرده...