اگر سالها پیش، این تنها «تلگراف» بود که به عنوان وسیلهای برای ارتباط استفاده میشد و برای اولین بار، ارتباط همزمان از راه دور را ممکن کرد، حالا به مدد اینترنت، روز به روز شبکههای اجتماعی و ارتباطی بیشتری در دسترس قرار میگیرند که هر کدام با امکاناتی که به مخاطبانشان میدهند، فاصلههای جغرافیایی را کمتر و کمتر میکنند.
یکی از این پیامرسانها که طرفداران زیادی هم پیدا کرده، «تلگرام» است. تلگرام؛ پیامی که روزی توسط تلگراف الکتریکی و کدهای مورس استفاده میشد، این روزها خودش به یک ابزار ارتباطی تبدیل شده، گوی سبقت را از حریفانش ربوده و به عنوان یکی از پردانلودترین اپها در جهان مطرح شده است. (اینجا)
اما آنچه زمانی به عنوان دگرگونکننده زندگی بشر محسوب میشد، امروزه، با وجود کارکردهای فراوانش، مایه نگرانی هم شده است. این نگرانی را بویژه از سوی برخی کارشناسان و مسئولان کشور میتوانیم ببینیم و به نظر میرسد بیشتر از آن جهت است که استقبال گستردهای از سوی کاربران ایرانی نسبت به شبکه تلگرام صورت گرفته است. ایرانیها، ملیت شماره یک کاربران شبکه اجتماعی تلگرام را تشکیل میدهند و با این که موسس این شبکه، یک روستبار مقیم آلمان است، روسها در تلگرام پشت سر ایرانیها و در رتبه دوم هستند. (اینجا)
آخرین آمارها از این حکایت دارند که از مجموع 62 میلیون کاربر فعال ماهانه تلگرام بیش از 38 درصد آنها از ایران هستند و تعداد کاربران ایرانی که تا چندی پیش 12.4 میلیون نفر شده بود، اینک از مرز 23 میلیون کاربر (چه موبایل و چه دسکتاپ) گذشته است. (اینجا)
این استقبال وسیعی که از سوی کاربران ایرانی نسبت به این شبکه پیامرسان صورت گرفته، اما و اگرهایی با خود به همراه داشته است. یک عده نسبت به رواج صفحات غیراخلاقی و هنجارشکن هشدار میدهند (اینجا و اینجا)، عدهای به وابسته شدن و اعتیاد افراد در استفاده از این شبکههای مجازی استناد میکنند (اینجا و اینجا)، برخی به دوری از مطالعه عمیق و دچار شدن به میانمایگی فکری اشاره میکنند (اینجا)، گاهی از آسیبهای اجتماعی، آشناییهای خطرناک، روابط خارج از چارچوب و بحرانهایی که برای خانواده در پیش است گفته میشود و ...
این در حالی است که موسس تلگرام، از حذف صفحههای غیراخلاقی خبر داده و اعلام کرده: اگر تنها نگرانی وجود صفحات غیراخلاقی در تلگرام است، قطعاً این رباتها و کانالها مسدود میشود و حتی بر اساس قوانین اپ استور نیز اجازه توسعه محتوای غیراخلاقی در پیامرسان تلگرام را نیز نداریم. (اینجا) و در عین حال، جامعهشناسان معتقدند نباید چشم را بر مزایای چنین شبکههایی بست و فقط آسیبهای احتمالی آن را دید.
به گفته آنها؛ این فضاها فرصتی را فراهم میآورند که شکافهای اجتماعی و فاصله طبقاتی که در اجتماع ایجاد شده کاهش داده شود. این فضاها میتوانند به ایجاد و حفظ هویت محلهای و ملی منجر شوند و در شرایطی که دچار فاصلههای زیاد بین شهروندان شدهایم، از این گونه ظرفیتها برای کاهش فاصله میان مردم استفاده کنیم و شهروندانی مسئولتر و مدیرانی پاسخگوتر داشته باشیم. (این گفتگو را بخوانید)
با این حال، آنچه تلگرام و کاربران این شبکه را تهدید میکند و هر روز خبری جدید از آن میرسد، همان راهحل ساده و همیشگی «فیلترینگ» است. تمهیدی که پیش از این بارها درباره شبکهها و سایتهای مختلف اتفاق افتاده و با این که ناکارآیی آن آزموده شده، هنوز یکی از اصلیترین گزینههای تصمیمگیری مسئولان است. به طوری که اعضای شورای فیلترینگ، جلساتی تشکیل داده و بررسی میکنند که آیا فیلتر، راه حل خوبی برای این شبکه پیامرسان است؟ (اینجا، اینجا و اینجا)
فیلترینگ تلگرام البته در بین خود اعضای این کمیته هم مخالفانی دارد؛ از جمله رمضانعلی سبحانیفر، نماینده مجلس شورای اسلامی که گفته است: این موضوع مانند چاقویی است که میتواند کاربرد مفید و مضر داشته باشد . افرادی هم پیدا میشوند که از این چاقو استفاده نادرست میکنند؛ نمیشود به خاطر آن یک نفر، کل جامعه درباره استفاده از چاقو منع شوند. اگر بخشی از شبکهای مشکلاتی دارد، مسئولین باید همه موارد مفید و غیرمفید را در کنار هم بگذارند و آنچه مصالح ملی و منافع مردم را تامین می کند در نظر بگیرند تا مردم بتوانند از این خدمات، بیشتر استفاده کنند. (اینجا)
یا اسفنانی، یکی دیگر از اعضای این کارگروه که اظهار داشته: به عنوان یکی از اعضای این کارگروه موافق فیلترینگ تلگرام نیستم، اما اینکه بگوییم یک شبکه اجتماعی حدود 15 میلیون مخاطب در کشور داشته باشد اما حاضر به همکاری و تعامل با کشوری که در آن فعال است نشود منطقی و درست نیست و این حق یک کشور است که حریم امنیتی خود را حفظ کند. معتقدم روشهای سلبی به صورت صرف پاسخ نمیدهد اما گاهی حاکمیت در شرایطی قرار میگیرد که ناگزیر است ضمن اینکه باید شبکههای مناسب درست و قابل استفاده برای مردم کشورمان آنقدر تقویت شوند تا خود مردم سراغ شبکههایی که از خارج مدیریت میشود نروند. (اینجا)
علی مطهری هم از چهرههای شناخته شده دیگری است که با فیلترینگ اینستاگرام و تلگرام مخالفت کرده و گفته: در تلگرام حضور دارم و به نظرم این شبکهها وسیله ارتباطی بسیار خوبی هستند. فیلترینگ شبکههای اجتماعی اگر جنبه سیاسی داشته باشد، قابل قبول نیست. (اینجا)
سوالی که پیش میآید این است که اگر فیلترینگ موثر نیست، در چنین اوضاعی، که به گفته بعضی از آسیبشناسان، دچار «جنون تکنولوژی» شدهایم، باید چه کار کرد؟ به نظر میرسد پاسخی که اشتراک بیشتری بر سر آن وجود دارد، این است که راه حل هرچه باشد، فیلتر کردن نیست چراکه «اقداماتی مانند این ممنوعیتها باعث میشود انحرافات به جای کمتر شدن، بیشتر شود. به جای این که از ظرفیت شبکههای مجازی استفاده کنیم، افراد را به آن سوی مرز فیلترینگ میفرستیم و بعد دسترسیمان به آنها سخت میشود. آنها را پشت ویترینی میگذاریم و مدام از آنها دورتر میشویم. ایجاد ممنوعیت و محدودیتی مثل فیلتر، شانه خالی کردن مسئولان از وظیفه اصلیشان است.» (این گفتگو را بخوانید)
و همچنین این اتفاق نظر وجود دارد که در چنین شرایطی، به جای اقدامات سلبی، راهکارهایی مانند تولید محتوا صورت بگیرد (اینجا)
زیرا اگر موارد مفید و مبتنی بر ارزشهای بومی و باورهای خودمان با جذابیت زیاد در دسترس استفادهکنندگان از فضاهای مجازی قرار بگیرد، طبیعتا آنها به سمت محتوای نادرست نخواهند رفت. و این موضوع هم مطرح میشود که حتی با فرض موفقیتآمیز بودن فیلترینگ این شبکه ارتباطی و کارا نبودن فیلترشکنها، شاهد موج دیگری از مهاجرت ایرانیها به یک شبکه مجازی دیگر خواهیم بود و کاربران اینترنت، آلترناتیو دیگری را برای مهاجرت سوم خودشان در فضای مجازی انتخاب خواهند کرد؛ درست مانند آنچه بعد از اختلال در استفاده از وایبر، برای تلگرام رخ داد. (اینجا و اینجا) این کاریکاتورها را ببینید (اینجا، اینجا، اینجا و اینجا)
و درنهایت این که، آنچه متخصصان اجتماعی به آن اشاره میکنند و جا دارد مسئولان به این موضوع مهم توجه کنند این است که وقتی «آزادی بیان» به عنوان یک اصل بدیهی از حقوق ملت، مورد تأکید است، یکی از اصول مرتبط با آزادی بیان، «آزادی وسیله بیان» است. یعنی مردم همانگونه که حق دارند آزادی بیان داشته باشند، این حق را هم دارند که وسیله ارتباطی خود را انتخاب کنند و محرومکردن مردم از حق آزادی وسیله بیان، نقض اصل آزادی بیان محسوب میشود. (اینجا را بخوانید)